X
تبلیغات
اطلاعات عمومی

اطلاعات عمومی

اطلاعات عمومی که همه لازمه بدونن

آمیزش جنسی در انسان

آمیزش جنسی در انسان از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد این مقاله برای کسب عنوان «مقالهٔ برگزیده» نامزد شده است. نظر خود را در این‌باره، در بخش مربوط به این مقاله در صفحهٔ ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های برگزیده/آمیزش جنسی در انسان بنویسید. همچنین پیوندی به این زیرصفحه در ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های برگزیده ایجاد کنید. شما می‌توانید این مقاله را ویرایش کنید؛ ولی تا هنگامی که این بحث در جریان است، این علامت را برندارید. آمیزش جنسی‌ در انسان، اثر لئوناردو داوینچی. این مقاله متمرکز بر عمل آمیزشی ورود اندام تناسلی مرد در اندام تناسلی زن می‌باشد. جهت مطالعه در مورد کلیه فعالیت‌های جنسی انسان به فعالیت جنسی در انسان رجوع کنید.
آمیزش جنسی در انسان یا سکس و یا خفت و خیز[ف ۱] معمولا به ورود اندام تناسلی مرد در اندام تناسلی زن گفته می‌شود.[۱] در صورت موفقیت عمل تولیدمثل‌، سلول‌های اسپرم جنس مذکر وارد بدن جنس مؤنث شده و تخمک‌های زن بارور می‌شود. این کار باعث تشکیل اندامگان جدیدی می‌شود. در زمان برانگیختگی جنسی، بدن با بالا بردن ضربان نبض و انقباض ماهیچه‌ها خود را برای آمیزش آماده می‌کند. در مردان خون به سمت آلت تناسلی روان شده که موجب بزرگتر شدن و سفت شدن آن می‌شود تا ورود آلت مرد در مهبل زن ساده‌تر گردد. در زنان دیواره‌های مهبل نمناک شده، بخش درونی مهبل منبسط شده و کلیتوریس بزرگ می‌شود. در مرحلهٔ اوج لذت جنسی فشارهای عصبی-ماهیچه‌ای که در مراحل قبل جمع شده در چند ثانیه آزاد می‌شود. مهبل شروع به انجام یک سری انقباضات منظم می‌کند و آلت مردانه نیز بصورت موزونی جمع شده که اسپرم‌ها و منی را دفع کند. آمیزش جنسی با خروج منی (حاوی اسپرم‌ها و مایع حاوی مواد غذایی برای اسپرم‌ها، آب، نمک و متابولیت‌ها) درون کانال مهبلی زن پایان می‌پذیرد. نهایتاً اندام‌های جنسی به حالت اولیهٔ قبل از تحریک باز می‌گردند.[۲] روشی‌ مورد ترجیح یک زوج برای آمیزش جنسی‌ از فرهنگ آنها تاثیر می‌پذیرد. به عنوان مثال مردمان برخی فرهنگ‌ها روش آمیزش چهره به چهره را بر روش‌های دیگر ترجیح می‌دهند در حالی‌ که در برخی فرهنگ‌ها این روش آمیزش محبوبیت آنچنانی ندارد.[۱] آمیزش جنسی توسط انسانها ممکن است به صورت دسته جمعی نیز صورت گیرد که به آن سکس گروهی می‌گویند. برای بسیاری از جوامع باستانی و سنتی، روابط جنسی دارای معانی برجسته مذهبی بوده‌است. عموماً برای این موضوع از تمثیل «حاصلخیزی یا باروری» استفاده می‌شده‌است. مشخص نیست که آیا قدیمی‌ترین جامعهٔ یک‌جانشین کشاورز (که حدود ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در ناحیه مدیترانه بوجود آمدند)، از ارتباط علی و معلولی بین «آمیزش جنسی» و «حامله شدن» آگاه بوده‌اند یا خیر، ولی به نظر می‌آید که آمیزش جنسی به عنوان بخشی از نظام باروری طبیعت نگریسته می‌شده زیرا تطبیقی بین زن و «زمین مزرعه»، بین مرد و «شخم»، و بین آمیزش جنسی و «عمل شخم‌زدن» در این فرهنگ‌ها دیده می‌شود. از اقوام گذشته داستان‌های آفرینش زیادی که صحبت از خلق کیهان بدلیل آمیزش جنسی موجودات نخستین و یا خودارضایی یک موجود نخستین می‌کنند، به دست رسیده‌است. همچنین رابطهٔ جنسی بین خدایان و انسان های مونث موضوعی است که در فرهنگ‌های مختلف بسیار به چشم می‌خورد.[۳] در مذاهب و فرهنگ‌های مختلف نگرش‌های متفاوتی نسبت به آمیزش جنسی دیده می‌شود. یک رویکرد آن را «مثبت» و «طبیعی» قلمداد کرده و مراسم مذهبی خاصی نیز برای آن پیشنهاد می‌دهد، و یک رویکرد دیگر نگاهی «منفی» نسبت به آمیزش جنسی دارد.[۳] به عنوان مثال قرآن آمیزش جنسی را شیطانی و یا لزوماً موجب دلبستگی به دنیا در نظر نمی‌گیرد اگرچه شهوت برای زنان را مثالی از شیفتگی به لذت‌های دنیا می‌داند.[۴] فلاسفه در شاخه‌ای از فلسفه به نام «فلسفه سکس» به بررسی آمیزش جنسی و موضوعات مربوط به آن از دیدگاه مفهومی، اخلاقی، متافیزیکی، و هنجاری می‌پردازند.[۵] ارزش‌گذاری اخلاقی بر روی رابطه جنسی به نگاه فرد به ماهیت برانگیختگی و امیال جنسی در انسان بستگی دارد. در این زمینه فلاسفه به دو دستهٔ عمدهٔ خوشبین‌ها و بدبین‌ها تقسیم می‌شوند. فلاسفهٔ بدبین برانگیختگی جنسی و انجام عملی بر اساس آن را در حد کرامت و شأن انسان نمی‌بینند. فلاسفهٔ خوشبین‌ آمیزش جنسی را مکانیزمی در نظر می‌گیرند که بصورت طبیعی و از روی شادی پیوندی جنسی و غیرجنسی میان دو نفر برقرار می‌کند.[۶] مصداق‌های سوء استفاده جنسی در قوانین ذکر می‌شود و این قوانین بسته به زمان و مکان تغییر می‌کند. تقریباً در تمامی نظام‌های قضایی تجاوز جنسی‌ جرمی با مجازات سنگین محسوب شده‌است.[۷] محتویات [نهفتن] ۱ نامگذاری۲ از دیدگاه زیست‌شناسی ۲.۱ مراحل۲.۲ اولین آمیزش جنسی۲.۳ حالات مختلف۲.۴ لذت جنسی۲.۵ دیدگاه تکاملی۲.۶ اختلال عملکرد جنسی۲.۷ بیماری‌ها ۳ در فرهنگ‌ها و ادیان ۳.۱ کلیات۳.۲ اسطوره‌های جنسی۳.۳ ادیان خاص ۳.۳.۱ کیش بودایی۳.۳.۲ تائوئیسم و کنفوسیانیسم۳.۳.۳ یهودیت۳.۳.۴ مسیحیت۳.۳.۵ اسلام ۴ در دنیای معاصر ۴.۱ در آمریکا و اروپای معاصر۴.۲ در ایران معاصر۴.۳ در هندوستان معاصر۴.۴ مطالعات آماری۴.۵ ازدواج بدون آمیزش جنسی ۵ از دیدگاه فلسفی ۵.۱ آمیزش جنسی و فلسفه اخلاق ۶ تجارت جنسی۷ مسائل حقوقی۸ موضوعات متفرقه۹ جستارهای وابسته۱۰ منابع فارسی‌۱۱ منابع انگلیسی‌۱۲ برای مطالعه بیشتر نامگذاری [ویرایش] در زبان پهلوی برای آمیزش جنسی دو کلمهٔ «گادَن» و «مُرزیدَن» به کار رفته‌است. در زمان‌های مختلف تاریخی کلمات مختلفی مانند «کَردن»، «خُفت‌وخیز»، «جِماع»، «گُشنی کَردن»، «مقاربه»، «نزدیکی‌کردن»، «آمیزش جنسی»، «سِکس»، «سپوختَن [سِ/سَ/سُ]» در زبان فارسی‌ استفاده شده‌ است. برخی از این کلمات معانی اصلی‌ متفاوتی داشته‌اند و در طول زمان معنی اصلی‌ آنها تغییر کرده‌است.[ف ۲] برابر انگلیسی‌ آمیزش جنسی واژه «Sex» می‌باشد که در سال‌های ۱۴۰۰–۱۳۵۰ میلادی از کلمه لاتین «Sexus» ساخته شده‌است. گمان می‌رود که کلمه «Sexus» هم‌خانوادهٔ کلمه «Secāre» به معنی «تقسیم‌کردن» بوده که کلمهٔ امروزی «Section» از آن منتج شده‌است.[۸] در حالی‌ که بصورت کلی زبان از درون و یا تحت تأثیر عوامل بیرونی دچار تغییر و تحول می‌شود، اما لغات مربوط به آمیزش جنسی‌ از جمله حوزه‌هایی‌ می‌باشد که نرخ جهش و تکامل سریعی می‌دارند. یکی‌ از فرایندهایی‌ که می‌تواند اتفاق بیافتد این است که بجای کلمهٔ اصلی‌، کلمه‌ای لطیف‌تر و کمتر وقیحانه استعمال می‌یابد. به عنوان مثال در انگلیسی‌ کلمه «عشق‌ورزی» (making love) به جای «سکس» (Sex) رایج شد. با رایج شدن آن واژه و گذشت زمان آن لغت خود به کلمه‌ای وقیحانه و غیرلطیف تبدیل شده و در فهرست واژه‌های تابو قرار می‌گیرد.[۹][۱۰] از دیدگاه زیست‌شناسی [ویرایش] مراحل [ویرایش] چرخه واکنشهای جنسی مرد و زن را می‌توان به چهار مرحله تقسیم کرد: تحریک، برانگیختگی جنسی، اوج لذت جنسی (ارگاسم) و مرحله آرامش.[۲] در مرحله تحریک، بدن خود را با بالا بردن ضربان نبض و سفت کردن ماهیچه‌ها برای آمیزش آماده می‌کند. در مردان خون به سمت آلت مردانه روان شده که موجب بزرگتر شدن و سفت شدن آن می‌شود (نعوظ). در زنان دیواره‌های مهبل نمناک شده، بخش درونی مهبل پهن‌تر شده و کلیتوریس بزرگ می‌شود. در مرحله برانگیختگی جنسی تنفس شدید می‌شود و سخت شدن ماهیچه‌ها ادامه می‌یابد. غده‌های سر آلت مردانه متورم شده و خایه‌ها بزرگ می‌شوند. و در زنان مهبل خارجی خودش را جمع کرده و کلیتوریس منقبض می‌شود. در مرحله اوج لذت جنسی یا ارگاسم فشارهای عصبی-ماهیچه‌ای که در مراحل قبل جمع شده در چند ثانیه آزاد می‌شود (انزال). در زنان، مهبل شروع به انجام یک سری انقباضات منظم می‌کند و در مردان آلت مردانه نیز بصورت موزونی جمع شده که اسپرم‌ها و منی را دفع کند. نهایتاً در مرحله آرامش آلت مردانه به وضعیت قبلی باز می‌گردد و در زنان مهبل و بقیه اجزای دستگاه جنسی به حالت اولیه قبل از تحریک باز می‌گردند. مردان در طول این مدت قابلیت انجام آمیزش جنسی را از دست می‌دهند. این مرحله می‌تواند از چند دقیقه تا چند ساعت به طول بینجامد. زنان چنین حالت بازگشتی را ندارند و می‌توانند در هر زمانی پس از مرحله آرامش مجدد تحریک شوند.[۲] در صورتی که اسپرم‌ها با موفقیت به تخمک برسند موجب تشکیل سلول تخم و بارداری می‌شود. برای جلوگیری از بارداری از وسایلی چون کاندوم و داروهایی مانند استروژن و پروتسترون[۱۱] استفاده می‌شود. بارداری برای انسان ۳۸ هفته طول می‌کشد و زمان شروع آن از آخرین قاعدگی است. نوزادانی که زودتر از ۳۸ هفته به دنیا بیایند نارس (به انگلیسی: pre-term) نامیده می‌شوند. [نمایش] ن • ب • و دستگاه تناسلی انسان اولین آمیزش جنسی [ویرایش] در اغلب موارد پرده بکارت زنان در اولین آمیزش جنسی‌ پاره شده که می‌تواند همراه با درد و خونریزی باشد[۱۲] (جنس مونث انسان از نظر داشتن پرده بکارت و خونریزی در هنگام پاره شدن آن در میان پستاندارن یکتا است).[۱۳] اما در برخی زنان پرده بکارت بجای پاره شدن کشیده می‌شود. مواردی هم وجود دارد که پرده حتی در هنگام زایمان نیز پاره نمی‌شود. پرده بکارت همچنین ممکن است بدلیل استفاده از تامپون، حرکات ورزشی شدید و یا نوازش شدید پاره شود.[۱۲] حالات مختلف [ویرایش] نوشتار اصلی: روش آمیزش جنسی روشی‌ مورد ترجیح یک زوج برای آمیزش جنسی‌ به فرهنگ آنها بستگی دارد. به عنوان مثال آمریکاییان روش آمیزش چهره به چهره را بر روش‌های دیگر ترجیح می‌دهند در حالی‌ که در برخی فرهنگ‌ها این روش آمیزش محبوبیت آنچنانی ندارد. بگفته جان پال مک‌کینی از دانشگاه ایالتی میشیگان محبوبیت روش آمیزش چهره به چهره در آمریکا بحدی است که بر اساس آمار یک کتاب منتشر شده در سال ۱۹۶۷، ۷۰ درصد زوج‌ها در آمریکا اصلا روش آمیزش دیگری را بجز روش چهره به چهره امتحان نکرده بودند.[۱] نمونه‌هایی از روش آمیزش جنسی در شکل زیر نشان داده شده‌ است: روش آمیزش چهره به چهره روش سگی روش شخص دریافت کننده در بالا گونه دیگری از روش شخص دریافت کننده در بالا روش شخص دریافت کننده در بالا وارون روش نشستن و زانو زدن روش ایستاده استفاده از میز لذت جنسی [ویرایش] از دیدگاه زیست‌شناسی لذت جنسی‌ نهایتاً نتیجه واکنش شیمیایی‌ای است که در مغز رخ می‌دهد[۱۴] (برخی از فیلسوفان معادل بودن فرایندهای شیمیایی مغزی و کیفیات ذهنی از جمله لذت ارگاسم را نمی‌پذیرند).[۱۵] اکثر مطالعات روان‌پزشکان‌ عصب‌شناس نشان می‌دهد که لذت جنسی‌ ناشی‌ از تحریک مسیر دوپامینرژیک می‌باشد.[۱۴][۱۶] در حالی‌ که اوج لذت جنسی‌ (ارگاسم) در مردان با عمل تولید مثلی خروج اسپرم به واژن همراه است، اوج لذت جنسی در زنان هم از طریق واژن و هم از طریق چوچوله ممکن است. اوج لذت جنسی‌ در زنان می‌تواند از طریق چوچوله و بدون عمل آمیزش اتفاق بیافتد. جدائی لذت جنسی‌ و عمل آمیزش از موضوعات مورد مناقشه میان زیست‌شناسان در مورد بوده‌است. برخی پیشنهاد داده‌اند که وجود اوج لذت جنسی‌ در زنان از ملزومات تولیدمثل زنان نیست و بنابراین اهمیت تطبیقی در تکامل نداشته‌است.[۱۷] دیدگاه تکاملی [ویرایش] روش آمیزش چهره به چهره اثر ادوار هنری آوریل بگفته برنارد کمپبل تکامل انسان و گسترش قشر مغز خصوصاً لوب پیشانی و لوب آهیانه‌ای تأثیر مهمی بر رفتار جنسی انسان داشته‌است. از یک طرف محدودهٔ تحریکاتی که می‌توانند منجر به پاسخ جنسی‌ در انسان شوند گسترش یافته‌ و از طرف دیگر قابلیت امتناع از آمیزش -زمانی که تمام تحریکات برای آمیزش جنسی‌ فراهم است، بوجود آمده‌است. در مورد «گسترش محدوده تحریکاتی که می‌تواند منجر به پاسخ جنسی‌ شود» می‌توان گفت که به عنوان مثال بصورت یک قانون کلی در پستانداران، جنس مونث قبل از بلوغ به رفتارهای جنسی‌ روی نمی‌آورد در حالی‌ که جنس مذکر قبل از بلوغ گاهی‌ اوقات به آن روی می‌آورد. شامپانزهای مونث تا حدی علاقه به آمیزش قبل از بلوغ دارند. اما در انسان در صورتی‌ که کنترل جامعه وجود نداشته باشد، هم پسر و هم دختر غیربالغ تقریباً تمامی رفتارهای جنسی‌ ممکن را (بجز خروج منی) از خود نشان می‌دهند. از طرف دیگر «گسترش قابلیت امتناع از آمیزش» تا حدی افزایش یافته که مردان براحتی میتواند در طول عمر خود دست به آمیزش جنسی‌ نزنند. در زنان تمایل جنسی‌ مربوط به استروس تقریباً از بین رفته‌است. در حالی‌ که ترشح استروژن هنوز وجود دارد، این هورمون نقش مشخصی بازی نمی‌کند و رابطهٔ جنسی‌ بدلیل تحریک جنسی‌ تقریباً در هر زمانی می‌تواند برقرار شود.[۱۸] اختلال عملکرد جنسی [ویرایش] جالینوس و دیوسکوریدس، طبیبان یونانی، شاه‌دانه (یا ماری جوانا) را برای کاهش قدرت جنسی‌ تجویز می‌کردند.[۱۹] طب سنتی ایرانی نیز تاثیر کوتاه مدت شاه‌دانه را افزایش تمایلات جنسی‌ ولی‌ تاثیر بلند مدت آن را ضعف جنسی می‌دانست. استفاده از شاه‌دانه برای کاهش تمایلات جنسی‌ برای اولین بار توسط پزشکان مسلمان در هند تجویز شد.[۲۰] اختلال عملکرد جنسی (به انگلیسی: sexual dysfunction) به مجموعه مشکلات مربوط مراحل تحریک، برانگیختگی جنسی و ارگاسم در چرخه واکنشهای جنسی گفته می‌شود. در ابتدای قرن بیستم پزشکانی مانند کرافت-ابینگ[۲۱] اختلال عملکرد جنسی را ناشی از استمنا در دوران کودکی، و فعالیت جنسی بیش از حد پس از بلوغ می‌دانستند و جهت معالجه آن ممانعت از استمنا در کودکان و کاهش فعالیت جنسی بالغین را پیشنهاد می‌کردند. دیدگاه دیگری که بعدها توسط فروید رواج یافت اختلالات جنسی را از عوارض حل نکردن عقده ادیپ می‌دید. این توضیح از اختلالات جنسی برای سالها غالب بود اگر چه روان‌درمانی‌ پیشنهادی فروید برای رفع اختلالات جنسی ناکارآمد بود. اولین روان‌پزشکانی که دیدگاه فروید را به چالش کشیدند رفتاردرمان‌گرانی مانند ژوزف ولپی بودند که تشویش و اضطراب را علت اصلی اختلال عملکرد جنسی می‌دانستند. این روان‌پزشکان جهت کاهش اضطراب از بیمار می‌خواستند که سلسله مراتبی از رفتار جنسی را در حالتی که در آرامش عمیق ماهیچه‌ای قرار دارد تصور کند. بیمار سپس همان رفتارها را در همان وضعیت آرامش انجام می‌داد.[۲۲] تحقیقات بعدی ویرجینیا جانسون و ویلیام مسترز نقش عمده‌ای در توسعه روش‌های درمانی اختلال جنسی ایفا کرد. آنها توضیح روانی بهتری از عملکرد جنسیتی ارائه کرده و روش‌های درمانی جدیدی را پیشنهاد کردند. جانسون و مسترز تأکید می‌کردند که اختلالات جنسی مشکل هر دو شریک جنسی است و نه مشکل یکی از آنها. از این جهت معالجه هر دو نفر را تجویز می‌کردند. آنها رابطه جنسی را رفتاری طبیعی در نظر می‌گرفتند که قابل یادگیری نبوده، بلکه باید به افراد در حذف موانعی که در بروز رفتار جنسی معمولی آنها وجود دارد کمک کرد. جانسون و مسترز معتقد بودند که موضوعاتی مانند شرطی شدن فرهنگی، نگاه خانواده و دوران کودکی به آمیزش جنسی، نگاه‌های مذهبی، مهارت‌های بیانی ضعیف و بسیاری عوامل دیگر در رشد اختلالات جنسی مؤثر هستند. پیشرفت بعدی کمی بعد توسط هلن کاپلان در کتابش با عنوان «سکس درمانی جدید» (به انگلیسی: The New Sex Therapy) بدست آمد.[۲۳] هم اکنون برای اختلال در نعوط از داروهایی که در آن از «سیلدنافیل انزیم غیرفعال کننده گوانزین مونوفسفات حلقوی» استفاده می‌شود[۱۱] بیماری‌ها [ویرایش] آگهی تبليغاتی آمريکايی در جنگ جهانی دوم که هدفش تهییج حس میهن‌دوستی سربازان بوده تا از خود محافظت کنند. نوشته روی پوستر نوشته «ظاهر او ممکن است تمیز بنظر برسد، اما» و در پایین پوستر نوشته «نمیتوانی نیروهای محور را شکست دهی اگر به بیماری مقاربتی مبتلا شوی». نوشتار اصلی: بیماری‌های آمیزشی بیماری‌های آمیزشی یا جنسی، یا مقاربتی، بیماری‌های گوناگونی هستند که از طریق انواع روش‌های آمیزش جنسی (آمیزش جنسی دهانی، مهبلی، مقعدی) انتقال پیدا می‌کنند مانند هپاتیت ب، ایدز، سیفلیس، سوزاک، کلامیدیازیس، شانکروئید، تبخال، CMV، شپش عانه، کوندیلوما آکومیناتوم و... برخی از این بیماریها از روشهای غیر جنسی نیز منتقل می‌شوند مثلا از طریق انتقال خون، سوزن مشترک در معتادان به مواد مخدر تزریقی و یا در زایمان.[ف ۳] بیماریهای مقاربتی (STD) یا منتقله از راه جنسی یا آمیزشی را بر اساس تظاهرات عمده اولیه (موضعی) می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:[ف ۳] ۱. زخمهای تناسلی مانند عفونت هرپس تناسلی (تبخال تناسلی)، سیفلیس، شانکروئید (آتشک)، لنفوگرانولوم ونروم، گرانولوم اینگوینال (به علت کلامیدیا)، کوندیلوما آکومیناتوم (زگیل تناسلی) ۲. اورتریت، سرویسیت و بیماریهای التهابی لگن مانند سوزاک (گنوره)، کلامیدیا تراکوماتیس، تریکوموناس واژینالیس و اوروپلاسما اورولیتیکوم ۳. واژینیت مانند کاندیدا آلبیکنس، تریکوموناس واژینالیس و گاردنلا واژینالیس برخی از بیماریهای منتقله از راه جنسی مانند ایدز و هپاتیت تظاهرات موضعی خاصی ندارند؛ برخی از این بیماریها عامل غیرمیکروبی دارند مثلا قارچ تنیا کروریس یا حشره جرب (گال) و شپش عانه. البته عوامل غیرمیکروبی مانند شپش عانه و جرب هر چند ممکن است ناحیه تناسلی را درگیر سازند ولی چون از راه آمیزشی منتقل نمی‌شوند بلکه از راه تماس مستقیم پوست فرد آلوده با فرد سالم منتقل می‌شوند، بهتر است جزء بیماریهای منتقلهٔ جنسی محسوب نشوند.[ف ۳] به عنوان یک اصل کلی در درمان این بیماریها نیاز به درمان همزمان شریک جنسی وجود دارد و باز به عنوان یک اصل کلی ابتلای مادران به این بیماری می‌تواند به جنین آسیب بزند.[ف ۳] در فرهنگ‌ها و ادیان [ویرایش] کلیات [ویرایش] مجسمه ونوس ویلندورف که به حدود بیست تا سی هزار سال قبل از میلاد در اتریش باز می‌گردد، بر روی اعضا جنسی زن تأکید داشته و مجسمه را به نماد باروری تبدیل می‌کند. برای بسیاری از جوامع باستانی و سنتی، روابط جنسی دارای معانی برجسته مذهبی بوده‌است. تمثیلی که عموماً برای این موضوع استفاده می‌شده، «حاصلخیزی یا باروری» بوده که در سطح انسان‌ها و یا در سطح کیهانی نمایان می‌شده‌است. این تمثیل‌ها با مفاهیم خاص مذهبی مانند دوجنسی بودن خدایان و یا استقرار مجدد نهادهای اجتماعی، نظم اخلاقی و وضعیت زیبایی که پیش از خلقت جهان وجود داشته پیوند می‌خورد.[۳] در اینکه آیا قدیمی‌ترین جامعهٔ یک‌جانشین کشاورز (که حدود ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در ناحیه مدیترانه بوجود آمدند)، از ارتباط علت و معلولی بین «آمیزش جنسی» و «حامله شدن» آگاه بودند اختلاف نظر وجود دارد ولی تطبیقی بین زن و «زمین مزرعه»، بین مرد و «شخم»، و بین آمیزش جنسی و «عمل شخم زدن» مکرراً دیده می‌شود. بنابراین به آمیزش جنسی به عنوان بخشی از نظام باروری طبیعت نگریسته می‌شد.[۳] فرهنگ‌های مختلف از طریق مؤسسات اجتماعی و چهارچوب‌های هنجاری به موضوع میل جنسی پاسخ داده و آن را کنترل می‌کنند. این چهارچوب‌ها بازتاب‌دهنده دیدگاه‌ها و ارزش‌های فرهنگی در مورد اهداف، عملکرد، ماهیت سکسوالیته هستند. این دیدگاه‌ها و ارزش‌های فرهنگی از طریق تأکید یا به حداقل رسانی جنبه‌هایی مانند لذت، نزدیکی، تولید مثل، وظایف والدین، ساختارهای خانوادگی، اقتصادی و مراتب اجتماعی بروز پیدا می‌کند. به عنوان مثال در کشورهای غربی امروزی تأکید بیشتری روی شخص، آزادی، تساوی گرایی و ارضای شخصی شده که بازتاب دهنده دیدگاه‌های دوره فراروشنگری می‌باشد، در حالی که در برخی از کشورهای آسیایی تأکید روی هویت اجتمایی، سلسله مراتب اجتماعی، مسئولیت اجتماعی افراد و وابستگی‌های اجتماعی می‌باشد. البته در فرهنگ‌های مختلف نکات مشابهی هم به چشم می‌خورد: مثلاً تمامی فرهنگ‌ها بر تقسیم‌بندی انسان‌ها به زن و مرد، تولید ساختارهایی اجتماعی برای قانونمندکردن آمیزش جنسی، و ایجاد فضایی برای رشد فرزندان توافق دارند. به عقیده هیتر لوی، از نکات مشترک دیگر این است که تمامی فرهنگ‌هایی که مکتوبات مفصلی از آنها برجای مانده مرتبه پایینتری به زنان در مقایسه با مردان واگذار کرده و زنان را تحت سلطه مردان قرار می‌دهند. بگفته هیتر لوی کنترل جنسی زنان توسط مردان بدلایل تولید مثلی یا اقتصادی، اجتماعی می‌باشد و اگر چه میزان آن از فرهنگ تا فرهنگ فرق می‌کند ولی حتی در فرهنگ غربی مدرن نیز به عنوان حقیقتی باقی مانده‌است.[۲۴] در اکثر دوران تاریخ و ماقبل تاریخ به زمین نه تنها به عنوان یک دنیای زنده بلکه به عنوان یک موجود جنسی که با خودش از طریق اجزای مختلفش عشق‌بازی می‌کند، نگریسته می‌شد؛ که جذب شدن مرغ مگس‌خوار توسط گل‌های کوهستانی؛ شکافته‌شدن صخره‌ای سخت توسط آب روان نمونه‌هایی از آن به شمار می‌رفتند. رابطهٔ جنسی متضادها را در یک جا جمع کرده و باعث می‌شود که یک کل یکپارچه را تشکیل دهند. به عقیده محقق هاردین این نحوه نگاه صمیمانه با طبیعت و با قوای جنسی فردی با گذشت زمان تغییر کرده چنانچه امروزه رابطهٔ جنسی پر زرق و برق و تجاری و بیگانه‌تر نسبت به طبیعت شده‌است که دلایل آن قوت گرفتن مذاهبی در قرون وسطی بود که امیال جنسی را سرکوب می‌کردند؛ حرکت از جوامع کشاورز به جوامع شهرنشین، و ظهور پدیده واقعیت مجازی مانند ویدئوهای شهوانی، و غیره می‌باشد.[۲۵] برخی بوم‌شناسان فمینیست بحران محیط زیست را به آنچه نگاه مردسالارانه و یکتاپرستانه ادیان ابراهیمی و تصورات جنسیتی این ادیان می‌خوانند، نسبت می‌دهند.[۲۶] در نگاه‌های مذهبی به آمیزش جنسی چندگونگی دیده می‌شود. یک نحوه برخورد آن را «مثبت» و «طبیعی» قلمداد کرده و مراسم مذهبی خاصی نیز برای آن پیشنهاد می‌دهد، و یک نحوه برخورد دیگر نگاهی «منفی» نسبت به آمیزش جنسی دارد که خود را در زاهدان، مرتاضان و یا تکنیک‌های کنترل جنسی‌ای که به عنوان مثال در میان تائوئیست‌های چین باستان رایج بود، نشان می‌دهد. برخی مذاهب مانند هندو‌ها و سنت الماس‌راه بودایی‌ها به آمیزش جنسی به عنوان راهی برای پیشرفت‌های روحانی می‌نگرند.[۳] اسطوره‌های جنسی [ویرایش] مجسمه‌ای از آفرودیته، الهه عشق، زیبایی و شور جنسی. بر اساس افسانه‌های یونانی آفرودیته هنگام افکنده شدن آلت تناسلی اورانوس به دریا برآمده‌است. از جمله کارکردهای اسطوره آفرودیته فهم و معنی بخشی به تجربیات جنسی بوده‌ است. فرهنگ‌های مختلف در مورد آمیزش جنسی اسطوره‌های مختلفی را تبیین کرده‌اند. بحث در مورد اسطوره‌های جنسی نیازمند تعریف کردن «اسطوره» می‌باشد. نزد اسطوره شناسان، تعریف «اسطوره» در معنای خاص آن، داستانی است که عموماً شخصیت‌های الهی یا شگفت‌انگیز در آنها رفتاری که از جهاتی شبیه رفتار انسان‌ها است، نشان می‌دهند. «اسطوره» در معنای عام آن، به سیستم تفکری اشاره دارد که یک گروه خاص از مردمان آن را به عنوان حقیقت پذیرفته و دیدگاه‌های مخالف آن را مردود می‌دانند، در حالی که مردمان فرهنگ‌های دیگر ممکن است آنرا به عنوان خرافات رد کنند.[۲۷] در معنای عام آن، اسطوره‌های جنسی در تمامی جامعه‌ها وجود داشته و کارکردهایی مانند معنی دار کردن تجربیات جنسی شخصی، پاسخ به سؤالات بنیادین، و ارتباط دادن شخص با طرح کلی تر دنیا دارد. هنگام مواجهه با حس شدید جنسی، مردمان فرهنگ‌های مختلف ممکن است از تأثیر الهه آفرودیته و یا میزان سطح هورمون‌ها جهت فهم و معنی بخشی به آن استفاده کنند. همچنین مواجه شدن به این واقعیت که بین رشد کردن و آب رفتن ماه در آسمان با عادت ماهانه و یا بارداری زنان ارتباط وجود دارد شگفت انگیز بوده‌است. بسیاری از فرهنگ‌های قدیمی جهت توضیح و فهم تجربیات خود از خدایان به عنوان نماینده‌های نیروهای طبیعی استفاده می‌جستند و با آنها رابطه برقرار می‌کردند. به عنوان مثال با درک اینکه غذای آنها از زمین خارج می‌شود، جهت ترغیب زمین به باروری «الهه زمین» را می‌پرستیدند و عموماً در مراسم مربوطه آداب آمیزش جنسی نیز بجا می‌آوردند. بگفته سارا دنین این نحوه برخورد نمادین و شاعرانه با طبیعت، بسیار متفاوت از اسطوره دنیای امروزی (در معنای عام آن) که روش علمی را تنها راه معتبر پرسیدن سؤال و یافتن پاسخ می‌داند، می‌باشد.[۲۷] داستانهای خلقت زیادی صحبت از خلق کیهان بدلیل آمیزش جنسی موجودات نخستین و یا استمنای یک موجود نخستین می‌کنند. یک کیهانشانسی رایج در مصر باستان خلقت را ناشی از رابطه جنسی خدای نخستین با دست خودش توصیف می‌کند.[۳] رابطه جنسی بین خدایان و زنان نوع بشر موضوعی است که در فرهنگ‌های مختلف بسیار به چشم می‌خورد. در برخی از فرهنگ‌ها، این واقعه افسانه‌ای در مراسمی مکرراً مطرح می‌شود و باور بر این است که این مراسم «قدرت»های روحانی‌ای را از یک الاهه به انسان منتقل می‌کند. در مراسمی با نام «رابطه جنسی با بوفالو» که میان شاین‌ها مرسوم است زنانی که ازدواج کرده‌اند با پیران قبیله رابطه جنسی برقرار می‌کنند تا این «قدرت» روحانی را به شوهران خود منتقل کنند. این مراسم در استمرار داستانی که در آن یک زن با روح بزرگ (که احتمالاً به شکل یک بوفالو ظاهر شده بود) رابطه جنسی برقرار کرد، موثر است. مراسم قربانی کردن اسب در ایرلند و هند نیز به داستان مشابهی از رابطه جنسی بین یک خدا و یک موجود فانی اشاره دارد.[۳] ادیان خاص [ویرایش] کیش بودایی [ویرایش] متون مقدس بودایی هنگام بحث در مورد آمیزش جنسی عموماً تمرکز اصلی خود را بر مفاهیم «میل» و «قدرت» قرار می‌دهند. بوداییان امور شهوانی را جزوی از امیال طبقه بندی کرده و معتقدند که امیال (بهمراه تنفر و جهالت) وجود انسان را آلوده کرده و این آلودگی از طریق باززایی (یا تناسخ) ادامه می‌یابد. متون بودایی با این استدلال که جهت کاهش آرزوها، امیال باید تحت کنترل شخصی در آیند، بر لزوم پاکدامنی تأکید می‌کنند و این را در خروج از چرخه تولد مجدد موثر می‌دانند. بعلاوه اعتقاد بوداییان هندی بر این بوده یک راهب با اجتناب از آمیزش جنسی قدرتی روحانی بدست می‌آورد (در هند این دیدگاه رایج بوده که خروج منی باعث ضعیف شدن مرد می‌شود). بودایی‌ها از دست دادن انرژی هنگام آمیزش را «مرگ کوچک» نامگذاری کرده و رابطه جنسی یک راهب با یک زن را غیراخلاقی و نقض هنجار صومعه می‌دانستند. البته اجتناب از آمیزش از بوداییان معمولی غیر راهب انتظار نمی‌رفت. برخی از راهبه‌ها حتی تا آن حد پیش می‌رفتند که خود را اخته می‌کردند. صومعه در واکنش اخته کردن را محکوم کرد. آمیزش با حیوانات نیز برای راهبان ممنوع بود اگر چه حساسیت روی آن کمتر از حساسیت آمیزش با زن بود. خودارضایی نیز گناه بزرگی محسوب می‌شد که می‌توانست مجازات تبعید موقتی را به همراه داشته باشد. خودارضایی در نگاه بوداییان شکست معنوی، اسراف انرژی و نیروی حیاتی به حساب می‌آمد.[۲۸] موضوع دیگری که نگاه بوداییان به آمیزش جنسی را تحت تأثیر قرار می‌داد نگاه آنها به بدن انسان بود. در قرون اولیه، تا پیش از تأثیر تانترا در قرن چهارم میلادی، بوداییان بدن انسان را ناپاک می‌دانستند. خصوصاً بدن زن بدلیل جذبه شدید آن برای راهب‌ها و «آلوده شدن» آن با حیض بیش از بدن مرد مورد نکوهش قرار می‌گرفت.[۲۸] تائوئیسم و کنفوسیانیسم [ویرایش] نقاشی چينی مربوط به دوره امپراتوری تانگ از آداب جنسی تائوئیسم که تائوئیست‌ها معتقد بودند انجامش تأثیرات مثبت جسمی و روحی دارد. تائوئیسم و کنفوسیانیسم (از مذاهب چینی) همانند بقیه مذاهب طرفدار تربیت و رشد فرزندان بودند. بگفته کنفوسیوس یک مرد نجیب باید از خودش شرم بکند که یک زمین به علت نبود مردان کافی اسراف شود. البته دانشمندان کنفوسیانیسم نسبت به خطر جمعیت زیاد و منابع کم هشدار داده بودند. تائوئیسم طرفدار یک حکومت کوچک با جمعیت کم بود زیرا از دیدگاه آنان جمعیت زیادی می‌تواند نظم جامعه را به هم بزند. به همین دلیل آنها با برنامه‌های تنظیم خانواده و سقط جنین مخالفتی نداشتند. موضوع دیگری که به این امر کمک می‌کرد این دیدگاه بود که آمیزش جنسی اساساً برای باروری نیست و معتقد بودند که لذت جنسی مشروعیت و هدف خودش را دارد. آمیزش جنسی از دیدگاه آنان مشکلی نبود بلکه طبیعی بود. بگفته فیلسوف کائوتسه[۲۹] در کتاب منسیوس «ما بصورت طبیعی از غذا و آمیزش جنسی لذت می‌بریم».[۳۰] تائوئیسم آمیزش جنسی را مقدس به حساب می‌آورد. این تقدس را می‌توان به عنوان مثال در لغاتی که برای رحم استعمال می‌شود (مانند «قصر بچه‌ها»، «اتاق خواب قرمز»، «حصار جواهر») که همچنین به معنی جاهای خاص و ارزشمندی می‌باشد، دید. همچنین گردن رحم با نام «قلب گل» و «درونی‌ترین گره» در زبان چینی خوانده می‌شود.[۳۱] تکنیک‌های کنترل جنسی دستورالعمل‌های چینی آمیزش جنسی مربوط به سلسله دودمان هان شرقی (از سال ۲۵ تا ۲۲۰ میلادی) به تکنیک‌های کنترل جنسی تائوئیست‌ها اشاره می‌کنند. این تکنیک‌ها روش‌هایی برای «تغذیه اصل حیات» در نظر گرفته می‌شد که بوسیله آن تائوئیست می‌توانست به جاودانگی برسد. بجز این تکنیک، دو دستورالعمل دیگر به نام‌های «تنفس جنینی» و دآاویین «ژیمناستیک» نیز انجام می‌شده که توصیف آن بر جا مانده‌است: اصولاً تکنیک فشار آوردن بر روی مجرای منی برای جلوگیری از خروج منی بوده‌است. اینگونه تصور می‌شده که این کار باعث می‌شود بذر به محل اولش بازگشته، به سمت مغز بالا رفته و نهایتاً بازیابی شود. همچنین تصور این بوده که مایه زنانه جذب مجدد می‌شود و به طولانی شدن عمر زن کمک می‌کند. در یکی از این آداب، توصیه شده بود که شرکت کننده شریک جنسی‌اش را تا جایی که ممکن است مکرراً عوض کند (متون بدست رسیده تا هزار شریک را ذکر می‌کنند ولی ده شریک به‌نظر میزان معمول بوده‌است). اگر چه کنفوسیانیسم این آداب را غیراخلاقی و مخرب سلامت در نظر می‌گرفت، این آداب تا قرن شانزده میلادی همچنان مرسوم بود.[۳] یهودیت [ویرایش] بر اساس کتاب پیدایش پس از آن‌که خدا انسان را آفرید، به ایشان برکت داده و گفت: «بارور و زیاد شوید، زمین را پُر سازید، بر آن تسلط یابید.» زوهر توصیه می‌کند که در هنگام آمیزش جنسی، تمامی افکار انسان باید به سمت «یهوه» رفته و از لذات بدنی دور شود. تصویر فوق مربوط به تصویر روی جلد اولین چاپ کتاب زوهر مربوط به سال ۱۵۵۸ میلادی است. یهودیت بر خلاف مسیحیت و همانند اسلام، امتناع از آمیزش جنسی را ارزش بحساب نمی‌آورد. قانون خاخامی ازدواج و تولیدمثل را برای تمامی مردان لازم دانسته و حقوق ازدواجی‌ به زنان می‌دهد. تنخ در جاهای متعددی راجع به تولیدمثل و موضوعات مربوطه به آن صحبت می‌کند. به عنوان مثال در کتاب پیدایش فصل یک، آیات ۲۸-۲۹ اینگونه بیان می‌کند:[۳۲] پس خدا انسان را شبیه خود آفرید. او انسان را زن و مرد خلق کرد و ایشان را برکت داده، فرمود: «بارور و زیاد شوید، زمین را پُر سازید، بر آن تسلط یابید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیوانات فرمانروایی آنید.» تنخ همچنین مرز بین آمیزش جنسی مشروع و غیرمشروع را مشخص کرده و ازدواج با محارم، زنا، همجنسگرایی مرد، آمیزش با حیوانات و آمیزش با زنی که در عادت ماهانه است را ممنوع می‌کند. محققی بنام دیوید بیال معتقد است که انگیزه برخی از این قوانین جلوگیری در اختلال در تولید مثل و یا از بین بردن خطوط شجره نامه‌ای است. برخی از پیامبران در تنخ بت پرستی را بصورت استعاره‌ای «زنا علیه خدا» در نظر گرفته‌اند (کتاب هوشع ۱-۲ ، کتاب حزقیال ۱۶).[۳۲] داشتن آمیزش جنسی در روز شنبه ممنوع است.[۳۳] در سنت یهودی ضوابط خاصی برای رابطه جنسی در نظر گرفته شده: به عنوان مثال آمیزش باید با متانت و افتادگی باشد، و در تاریکی انجام شود در حالی که مرد بر روی زن است. اگر زن علاقه به آمیزش ندارد، یا اینکه خیلی مشتاق است نباید رابطه برقرار شود؛ البته در عین حال مرد باید نیاز جنسی زن را در نظر داشته باشد و اجازه محروم کردن زن از آمیزش را ندارد.[۳۴] بر اساس قوانین عهد عتیق تجاوز جنسی به زنی که ازدواج کرده مجازات مرگ دارد، تجاوز جنسی به زنی که مجرد است پرداخت پنجاه «شِکِل» به پدر دختر و ازدواج دختر با فرد تجاوز کننده می‌ باشد.[۳۵] در دوره متأخر دنیای باستان خاخام‌ها محرک‌های جنسی را مشکل ساز دانسته و آن را «سیرت شیطانی» (به عبری: יצר הרע) نامیدند. دیوید بیال معتقد است که ممکن است این مفهوم تحت تأثیر فرهنگ یونانی آن زمان شکل گرفته باشد. البته خاخام‌ها معتقد بودند که در صورتی که این سیرت شیطانی هدایت صحیح بیابد در واقع منشأ ازدواج، ساختن خانه، بدنیا آوردن فرزند و خیرهای زیادی می‌باشد. خاخام‌ها تولیدمثل را برای تمامی مردان (و نه زنان) واجب کردند. دیوید بیال معتقد است ممکن است این دستور فقط برای مردان صادر شده باشد تا به مقابله با امتناع از ازدواج آن گروه از نخبگان خاخام‌ها بپردازد که ترجیح می‌دادند در خانه مانده و تمام وقت خود را به مطالعه بپردازند.[۳۲] در دوران قرون وسطی، فلاسفه یهودی به سمت بی ارزش خواندن دنیای مادی و ارزش «روح» مقابل «جسم» متمایل شده بود و به عنوان مثال موسی بن میمون معتقد بود که آمیزش جنسی فقط باید برای تولیدمثل انجام شود و لذتی که به شخص به هنگام آمیزش می‌رسد را باید به حداقل رساند. استدلال موسی بن میمون این بود که ختنه بدین دلیل وضع شده که تمایل جنسی را هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی کاهش دهد. به عقیده دیوید بیال این فلاسفه قرون وسطی تحت تاثیر دیدگاه‌های سیستم فلسفی ارسطو و فلسفه افلاطونی نوین قرار داشته‌اند.[۳۲] متصوفین یهودی قرون وسطی هم مانند فلاسفه حس دوگانه‌ای نسبت به آمیزش جنسی داشتند. اما تفاوت آنها این بود که معتقد بودند نحوه صحیح آمیزش بین زن و مرد باعث می‌شود که تجلیات الاهی‌ای که در این دو قرار داده شده بروز پیدا کرده و باعث وحدت آنها شود. این نحوه صحیح آمیزش تنها در سایه پایبندی کامل به قوانینی که خداوند وضع کرده بدست می‌آید و در هنگام آمیزش تمامی افکار انسان باید به سمت خدا رفته و از لذات بدنی دور شود. به همین دلیل کتاب‌های معروف متصوفین یهودی مانند زوهر و همچنین اسحاق لوریا از تصاویر قوی جنسی استفاده می‌کردند. البته زوهر حتی کوچکترین تخلف جنسی مانند «انزال در حال خواب» را گناهی بزرگی می‌دید. داستان‌هایی از خاخام‌های حسیدی قرن هجدهم میلادی نقل شده که حتی از آمیزش جنسی درون ازدواج نیز امتناع می‌کردند.[۳۲] غالب یهودیان در قرون وسطی آمیزش جنسی بین شوهر و همسر را اصلی‌ترین راه برای جلوگیری از آمیزش‌های نامشروع و یا تخیلات جنسی می‌دیدند. همچنین در زمان‌هایی در فرهنگ عامه مردم یهودی قرون وسطی آداب جنسی‌ای بوجود آمد که با قانون خاخامی سازگاری نداشته‌است.[۳۲] مسیحیت [ویرایش] رهبران اصلاحات پروتستانی (در تصویر) ازدواج و آمیزش جنسی را هدیه خدا که باید از آن لذت برد تعریف کرده و دیدگاه سنتی مسیحیت در مورد «امتناع اجباری کشیش‌ها از ازدواج» را رد کردند. کلیسای اولیه درون دنیای یونانی-رومی رشد پیدا کرد. جریان فکری کلیسای اولیه در مورد آمیزش جنسی از این جهت تحت تأثیر ارزش‌ها و ساختارهای دنیای یونانی-رومی قرار گرفت که می‌بایست به دیدگاه‌های رایج آن زمان پاسخ دهد؛ این پاسخ می‌توانست از طریق پذیرش، یا رد کردن ارزش‌ها و نحوه نگاه‌های موجود در آن جامعه باشد. در دنیای یونانی-رومی ساختار طبقاتی اجتماعی شدیدی حاکم بود، و مردها تقریباً قدرت مطلقی بر زنان، فرزندها و برده‌ها داشتند؛ دیدگاه‌های فلسفی و مذهبی آن زمان ذات انسان را به بدن مادی (که شیطانی و معوج فرض می‌شد) و روح جاویدان غیرمادی (که پاک و ایده آل فرض می‌شد) تقسیم می‌کرد. رواقیون بر امتناع از لذات جسمی و امتناع از آمیزش جنسی تأکید داشتند. پدران کلیسای اولیه مانند ژروم، اریگن، ترتولیان و آگوستین ضمن تأیید خوبی ازدواج و تولیدمثل، بشدت از قدرت، شدت و لذت امیال و آمیزش جنسی ابراز نگرانی می‌کردند. آنها معتقد بودند که در هر فعالیت جنسی شهوت و در نتیجه گناه دخیل بوده، و به همین دلیل توصیه می‌کردند که از فعالیت جنسی تا جای ممکن (حتی برای افراد متأهل) اجتناب شود. باکرگی، اجتناب از ازدواج و پاکدامنی پس از ازدواج تشویق می‌شد.[۳۶] تا اوایل قرن یازدهم میلادی ازدواج و تعدد زوجات برای کشیشان ممنوع نبوده، در سال ۱۱۲۲ پاپ بندیکت هشتم برای حفظ اموال کلیسا هر گونه ازدواجی را برای گشیشان ممنوع کرد و در سال ۱۱۳۹ پاپ اینوسنت دوم ازدواج همهٔ کشیشها را باطل کرد و دستور داد تا همه کشیشان همسران خود را طلاق دهند و پس از آن تنها به کسانی اجازه داده می‌شد کشیش شوند که ازدواج نکرده باشند و تا آخر هم عمر مجرد باقی بماندند.[۳۷] رهبران اصلاحات پروتستانی دیدگاه سنتی مسیحیت در مورد «امتناع اجباری کشیش‌ها از ازدواج» را رد کرده، و ازدواج و آمیزش جنسی را هدیه خدا که باید از آن لذت برد تعریف کردند. رهبران اصلاحات همچنین دیدگاه سنتی که لذت آمیزش جنسی را ذاتاً چیز بدی می‌دید را رد کرده اگر چه به خطراتی که این نیرو می‌تواند داشته باشد اذعان داشتند.[۳۶] امروزه اختلاف نظراتی در مورد نحوه تفسیر کتاب مقدس در مورد مسائل جنسی در دنیای مدرن وجود دارد. برخی از مسیحیان معتقدند که گفته‌ها و دستورالعمل‌های کتاب مقدس مطلق و جهانی بوده؛ برخی معتقدند که گفته‌ها و دستورالعمل‌های کتاب مقدس هیچ ربطی به مسائل و فهم مدرن مسائل جنسی ندارد؛ و گروهی دیدگاهی مابین این دو دارند و معتقدند که کتاب مقدس به مسائل سکس در قالب یک فرهنگ خاص پاسخ داده، و پس از فهم مناسب آن فرهنگ و یافتن اصول کلی‌تری که دستورالعمل‌ها در جهت برقراری آن حرکت می‌کردند، می‌توان بشکل انعطاف پذیری آن اصول کلی را به فرهنگ حال حاضر اعمال کرد.[۳۶] اسلام [ویرایش] هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ... بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ «ایشان پوشش شما و شما پوشش ایشان هستید... پس با ایشان درآمیزید و از خدا آنچه که برایتان مقدر کرده طلب کنید» (بقره ۱۸۷). قرآن آمیزش جنسی را شیطانی و یا لزوماً موجب دلبستگی به دنیا در نظر نمی‌گیرد اگر چه شهوت برای زنان را به عنوان مثالی از شیفتگی به لذت‌های دنیا ذکر می‌کند. در حالی که قرآن شهوت برای زنان را به عنوان مثالی از شیفتگی به لذت‌های دنیا ذکر می‌کند (مثلاً آل‌عمران ۱۴)، آمیزش جنسی را شیطانی و یا لزوماً موجب دلبستگی به دنیا در نظر نمی‌گیرد. قرآن آمیزش جنسی را ویژگی مهمی از دنیای طبیعی دانسته و در مورد آن قوانینی وضع می‌کند. قرآن بصورت خاص لذت جنسی را تأیید کرده و آمیزش را تنها و تنها وسیله‌ای برای تولید مثل در نظر نمی‌گیرد. قرآن آمیزش را به حوزه نهادهای ازدواجی و برده‌داری منحصر کرده، ازدواج با محارم، زنا، فاحشگی، و رابطه همجنسگرایی مرد را محکوم کرده و مقاربت‌های جنسی ای که در عربستان قبل از اسلام موجود بوده را از طرقی تغییر داده و یا محدود کرده‌است.[۴] از دیدگاه قرآن وجود جفت‌ها بخشی از نظم و ترتیب موجود در طبیعت است و شاهدی بر وجود خدا و یکتا بودن او می‌باشد («و از هر چیزی جفت خلق کردیم باشد شاید شما متذکر شوید»[ذاریات ۴۹]) و این اصلی است که انسان نیز مشمول آن است. قرآن می‌گوید: «و یکی از آیات او این است که برای شما از خود شما همسرانی خلق کرد تا به سوی آنان میل کنید و آرامش گیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد و در همین نشانه‌ها هست برای مردمی که تفکر می‌کنند.»[روم ۲۱] قرآن همچنین صحبت از آفرینش انسان از یک نفس واحد کرده: «اوست که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از او آفرید تا بدو آرام گیرد» که به عقیده دوین استوارت (به انگلیسی: Devin J. Stewart) اشاره‌ای به این دیدگاه دارد که دلیل جاذبه بین زن و مرد این است که از یک نفس خلق شده‌اند، ایده‌ای که در آثار افلاطون و در متون یهودی دوران پس از تثبیت کتاب مقدس یافت می‌شود. البته قرآن از ذکر داستانی که در آن حوا از دنده آدم خلق می‌شود و سلسه مراتب مربوطه، اجتناب کرده و حدیثی هم موجود است که زنان را شقائق (نیمه) مردان توصیف می‌کند. آیه ۱۸۷ سوره بقره می‌گوید: «ایشان پوشش شما و شما پوشش ایشان هستید... پس با ایشان درآمیزید و از خدا آنچه که برایتان مقدر کرده طلب کنید.»[بقره ۱۸۷] امتناع از آمیزش جنسی و تجرد در اسلام هیچگونه ارزشی به حساب نمی‌آید. قرآن در نساء ۲۳ لیستی از آمیزش‌های جنسی غیر مشروع را ذکر کرده‌است. همچنین قرآن رسم قبل از پیدایش اسلام که به ارث بردن یا ازدواج با زنان پدر یک شخص بوده را ممنوع کرد.[۴] به عقیده دوین استوارت اگر چه برخی از آیات قرآن صحبت از رابطه متقارن بین زن و مرد می‌کنند ولی آیات دیگری نشان می‌دهند که حقوق زن و مرد متفاوت می‌باشد. با استناد به اینکه خطاب قرآن در خیلی از آیات پیرامون آمیزش جنسی و ازدواج به مردان است، و به عنوان مثال به مردان چندهمسری را اجازه می‌دهد نتیجه می‌گیرد که هدف ازدواج ارضای نیازهای مردانه و ادامه نسل او از طریق مرد می‌باشد. البته دوین استوارت این را می‌افزاید که آیاتی نیز هستند که به زنان حقوق ازدواجی اعطا کرده و فرای مسئله تولید مثل، به نیاز آنها به آمیزش جنسی و بهره بردن از معاشرت توجه می‌کند.[۴] زنان مسلمانی مانند اسما بارلاس تفاسیری غیر مردسالارانه از قرآن ارائه کرده‌اند.[ف ۴] نحوه انجام آمیزش جنسی چرخه عادت ماهانه. قرآن آمیزش جنسی با زنان در حال حیض را ممنوع می‌کند. طبق دانشنامهٔ قرآن، قرآن محدودیتی در مورد نحوه انجام آمیزش جنسی مقرر نمی‌کند:«زنان شما کشتزار شمایند از هرجا و یا هر وقت [انی شئتم] که خواستید به کشتزار خود درآئید و درصدد پدید آوردن یادگاری و نسلی برای خود برآئید.»[بقره ۲۲۳] تفاسیر ذکر می‌کنند که شأن نزول این آیه رد دیدگاه برخی از یهودیان معاصر محمد بود که آمیزش جنسی فرجی از پشت (با آمیزش مقعدی اشتباه گرفته نشود) را رد کرده و معتقد بودند باعث کج شدن چشم بچه‌ها می‌شود. قرآن راجع به آمیزش مقعدی صحبتی نمی‌کند اگر چه احادیثی هست که آن را ممنوع کرده و احادیث اندکی هم آن را اجازه می‌دهند.[۴] آمیزش مقعدی در بین اهل سنت حرام بوده و در بین شیعیان شدیدا مکروه می‌باشد. استدلال امامان شیعه برای حرام ندانستن آمیزش جنسی مقعدی گفتار لوط پیغمبر است که دختران خود را به قومش عرضه کرد[ف ۵] در حالیکه می‌دانست آن مردم دخترانش را فقط برای وطی از دبر می‌خواهند.[ف ۶] آمیزش جنسی با زنان در حال حیض (بقره ۲۲۲) ممنوع شده‌است. در احادیث ذکر شده که هنگام آمیزش افراد روی خود را بپوشانند. به مردان توصیه شده که تا زمانی که شریکشان ارضا نشده آمیزش را قطع نکنند. روایتی از محمد نقل شده که می‌گوید: «بر روی زنانتان همانند یک حیوان نیافتید. بگذارید بین شماها رسولی باشد.» پرسیدند «آن چیست، ای رسول خدا؟» او پاسخ داد «بوسیدن و حرف زدن». برخی گزارش‌ها و دستورالعمل‌های آمیزشی از محمد نقل قول می‌کنند که نسبت به تولید صداهای هیجان‌آمیز و ناله هنگام آمیزش اعتراضی نداشته‌است.[۴] آمیزش جنسی با غیر مسلمانان قرآن در آیه (مائده ۵) اجازه ازدواج میان اهل کتاب و مسلمانان را صادر می‌کند. همچنین در آیه (بقره ۲۲۱) می‌گوید «با زنان مشرک ازدواج [لا تَنکِحُوا] مکنید تا ایمان آورند و یک کنیز باایمان بهتر است از زنی مشرک هر چند آن زن مورد شگفت و خوشایندتان باشد.» این آیه به طرق مختلف ممکن است معنا شود زیرا نکاح هم به معنی ازدواج و هم آمیزش جنسی می‌باشد؛ بعلاوه برخی از فقها مشرکین را اعم از یهودیان و مسیحیان هم دانسته و آیه ۲۲۱ سوره بقره را ناسخ آیه ۵ سوره مائده در نظر گرفته‌اند.[۳۸] علیرغم این بحث‌ها، بسیاری از فقهای شیعه ازدواج میان مردان مسلمان و زنان اهل کتاب را مجاز می‌دانند. اما بصورت سنتی اتفاق نظری در رد ازدواج زنان مسلمان با مردان غیرمسلمان وجود دارد.[۳۹] در دوران معاصر برخی استنتاجات فقهی مربوط به این حکم را زیر سوال برده‌اند.[۴۰] بگفته یوهانان فریدمن آیه ۲۲۱ سوره بقره برای مسلمانان مشکل‌ساز بوده: بر اساس دیدگاه غالب فقهای قدیمی مسلمانان نمی‌توانستند با کنیزان مشرک یا زرتشتی آمیزش داشته باشند. یوهانان فریدمن می‌گوید که فقها راه حل خلاقانه «اجبار به پذیرش اسلام» برای این مشکل پیشنهاد کردند، بدون اینکه به آنچه فریدمن تناقض آن با آیهٔ «هیچ اکراهی در این دین نیست»[بقره ۲۵۶] می‌خواند، توجه کنند. به عنوان مثال احمد بن حنبل می‌گوید که زنان مشرک و زرتشتی که به اسارت گرفته می‌شوند، باید مجبور به پذیرش اسلام شوند؛ اگر پذیرفتند آمیزش جنسی با آنها مجاز است؛ اگر نپذیرفتند فقط باید خدمتکاری کنند و آمیزش جنسی با آنها مجاز نیست. از طرف دیگر محمد ادریس شافعی در هنگام پرداختن به این موضوع صحبتی از اجبار برای پذیرش اسلام نمی‌کند.[۳۸] در دنیای معاصر [ویرایش] در آمریکا و اروپای معاصر [ویرایش] ازدواج بر اساس برخی نظر سنجی‌ها در آمریکا ۷۲ درصد دانش‌آموزان سال‌های آخر دبیرستان آمیزش جنسی داشته‌اند. حداقل نیمی از کسانی که برای انعقاد ازدواج به روحانیون مسیحی مراجعه می‌کنند، در حال داشتن آمیزش جنسی بوده‌اند. بر اساس نظرسنجی‌های منتهی به سال ۲۰۰۵، در نروژ تعداد جفت‌هایی که بدون انجام ازدواج با هم زندگی می‌کنند ۶۴٪ رشد داشته‌است. در غرب به‌شکل فزاینده‌ای شاهد افزایش تعداد بیوه‌ها و مردان همسر مرده‌ای هستیم که بدون عقد ازدواج و فقط برای معاشرت و نزدیکی با هم رابطه جنسی دارند. این افراد به دلایل مختلف شخصی و اقتصادی ازدواج را غیرعملی می‌یابند. بطور متوسط در غرب از هر سه ازدواج یکی به طلاق می‌انجامد و از هر سه ازدواجی یکی ازدواج مجدد است. کلیسا در پاسخ به این پدیده و همچنین در پاسخ به همجنسگرایی چند دسته شده و مناظرات شدیدی در میان آنها در جریان است. برخی کلیساها ازدواج همجنسگرایان و حتی کشیش شدن آنها را به‌رسمیت شناخته‌اند و برخی علیه آنها فعالیت می‌کنند. برخی از محافظه‌کاران که با ازدواج همجنسگرایان مخالفند با شکلی از «پیمان همبستگی مدنی» که حقوق مدنی همجنسگرایان را تضمین کند موافقند. اما دیگر محافظه‌کاران چنین پیمان‌هایی را خطرناک می‌دانند چون ممکن است که برخی از زوج‌های غیر همجنسگرا هم جهت فرار از مسئولیت‌های ازدواج به آن روش روی بیاورند. از سوی دیگر فمینیست‌ها در غرب برای برابری کامل جنسی زنان و مردان در حال مبارزه هستند و نقش جنسی سنتی زنان و مردان را ساختاری اجتماعی و نه ذاتی می‌دانند، و به آشکارسازی «استثمار و ظلم به زنان» می‌پردازند. علیرغم سالها تلاش برای دوباره‌سازی ساختارهای اجتماعی، دیدگاه‌های فمینیست‌ها برای برخی مردان و زنان سنتی غربی، گیج کننده و مضطرب کننده بوده‌است.[۴۱] عواقب انجام آمیزش به عقیده مایکل رز، در فرهنگ اروپای غربی اعتقادی مبنی بر اینکه انجام آمیزش جنسی عواقب بدی دارد، وجود دارد. او به عنوان مثال به فیلم‌های وحشتناک غربی اشاره می‌کند که در این فیلم‌ها معمولًا دخترانی که زودتر از بقیه رابطه جنسی دارند زودتر می‌میرند، و کسانی که باکره هستند برخلاف بقیه قطعه قطعه نمی‌شوند. همچنین در سنت مسیحی امتناع از آمیزش جنسی مثبت به حساب می‌آمد و به طور خاص کشیشان کاتولیک از داشتن روابط جنسی منع شده‌اند؛ اگر چه در عمل مواردی عدم اطاعت از این دستورات گزارش شده‌است.[۴۲] در ایران معاصر [ویرایش] ازدواج و آمیزش جنسی اغلب زنان در ایران از آمیزش قبل از ازدواج امتناع می‌کنند تا از آن به عنوان ابزاری برای واداشتن طرف مقابل به پیشنهاد ازدواج استفاده کنند. اما در این بین، در میانآن دسته از جوانان ایرانی ساکن شهرها که به طبقه اجتماعی متوسط و یا بالا تعلق دارند، آمیزش جنسی قبل از ازدواج بسیار رایج است. در یک مطالعه تحقیقاتی که در آن از ۵۰ زن از تهران، مشهد و شیراز مصاحبه می‌شد، ۷۵ درصد بیان کردند که به گونه‌ای به عمل جنسی با جنس مخالف قبل از ازدواج دست زده‌اند. از میان این افراد، کسانی که نمی‌خواستند بکارت خود را از دست بدهند به آمیزش مقعدی، دهانی و غیره دست زده بودند. تنها حدود نیمی از افراد مورد مطالعه آمیزش فرجی داشتند. از میان آنها دو نفر بوسیله جراحی بکارت خود را بازسازی کرده بودند، و پنج نفر بیش از یک بار سقط جنین انجام داده بودند. بدلیل وجود تابوهای اجتماعی، برای این زنان یافتن منابعی برای جلوگیری یا کاهش احتمال بارداری و یا کاهش خطرات بهداشتی آمیزش سخت می‌باشد.[۴۳] آمیزش جنسی پس از ازدواج نه تنها مجاز، بلکه اجباری است.(به این معنی که اگر مرد یا زن از انجام آن امتناع کند، می‌تواند زمینه را برای طلاق فراهم آورد) در ایران زن فقط حق آمیزش با شوهر را دارد، ولی مرد می‌تواند با حداکثر چهار همسر دائم و بی‌نهایت همسر موقت آمیزش کند. گاهی اوقات زنان از آمیزش جنسی به عنوان ابزاری برای خریدن آنچه دوست دارند، و یا گرفتن اجازه برای انجام کارهایی که دوست دارند استفاده می‌کنند. به عنوان مثال زنی اینگونه نقل می‌کند: «چون من می‌خواهم با دوستانم شب پنجشنبه را بیرون بروم، امشب خودم را به همسرم می‌دهم که به من اجازه بیرون رفتن را بدهد؛ و شاید اگر کارم را خیلی خوب انجام دهم به من پول هم دهد که یک کیف جدید بخرم.»[۴۳] ؛ کلاس‌های آموزش جنسی در ایران ایران سرمایه گذاری زیادی در زمینه ارائه کلاس‌های آموزش جنسی کرده‌است. چنانچه در سال ۲۰۰۲ میلادی تعداد زیادی مقاله در نشریات غربی مبنی بر اینکه ایران از آمریکا در زمینه آموزش جنسی پیشرفته‌تر است به‌چاپ رسید. محققی با نام مستعار پروانه هوشمند بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۰۴ میلادی انجام داده به تفاوت‌هایی در تعریف «آموزش‌های جنسی» در ایران با تعریف آن در آمریکا، نحوهٔ انتقال اطلاعات جنسی در ایران، مشکلاتی که در انتشار اطلاعات وجود دارد و آنچه به عقیده او جوانان نمی‌دانند ولی شاید باید بدانند می‌پردازد.[۴۴] تعریف اتخاذ شده در ایران از آموزش جنسی تعلیم مسائل مربوط به عادت ماهیانه، بلوغ، باکرگی، تولیدمثل و اهمیت نداشتن آمیزش جنسی قبل از ازدواج است. اما به عقیده این پژوهشگر مباحثی که خیلی از جوانان دوست دارند بدانند و توجه کمتری به آنها در این برنامه‌های آموزشی می‌شود بیماری‌های قابل انتقال از آمیزش جنسی، روش‌های جلوگیری از باردار شدن، هویت جنسی آنها، و مبانی ارتباط رفتاری بین مردان و زنان می‌باشد.[۴۴] به عقیده پروانه هوشمند، اکثر فعالان آموزش جنسی در ایران اطمینان بیش از حد نسبت به سیستم آموزشی خود دارند. به عقیده این محقق مشکل اصلی این است که اکثر این فعالان درباره جوانان صحبت می‌کنند، ولی کمتر کسی با جوانان صحبت می‌کند. مطالعات او نشان می‌دهد که ۸۰ درصد کسانی که مورد مصاحبه قرار گرفتند نمی‌توانستند حتی یکی از امراض جنسی را نام ببرند. همهٔ آنها اچ‌آی‌وی را با نام ایدز که در واقع نوع پیشرفته اچ‌آی‌وی است می‌شناختند ولی هیچکدام آنها قادر نبودند که دقیقاً بگویند چگونه اچ‌آی‌وی انتقال می‌یابد، یا مراحلی که برای پیشگیری از انتقال از آن باید انجام داد چیست. زنان جوان بصورت خاص در مورد نحوهٔ تنظیم خانواده از چیزی بجز قرص و استفاده از کاندوم آگاهی نداشتند و در مورد سطح محافظتی که روش‌های مختلف جلوگیری از بارداری فراهم می‌کنند اطلاعات دقیقی نداشتند. تقریباً تمامی کسانی که مورد مصاحبه قرار گرفتند اشتیاق داشتند که اطلاعات بیشتری راجع به سکسوالیته خود بدست آورند. هویت جنسی، نیازها و امیال خود را مورد سؤال قرار دهند، و از روش‌های دیگر کنترل جمعیت آگاهی یابند.[۴۴] روش اصلی انتقال اطلاعات جنسی‌ای که خیلی از جوانان مشتاق شنیدن آن هستند صحبت‌های شخصی است. شصت درصد افراد گفتند که اولین اطلاعات خود راجع به آمیزش جنسی را «از طریق یک دوست» آموخته‌اند. بقیه به اینترنت، تلویزیون‌های ماهواره‌ای غربی، موسیقی، و تا حد کمتری والدین اشاره کردند. اکثر افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفتند در پاسخ به اینکه بهترین راه انتقال اطلاعات چیست، پاسخ دادند که یک کتابچه کوچک، و یا یک سایت اینترنتی که توسط حکومت فیلتر نشود. برخی گفتند که اگر مشاورانی اینترنتی نیز فراهم شود مفید خواهد بود زیرا استفاده از خطوط تلفنی که در حال حاضر برای این کار تهیه شده خیلی خجالت‌آور است. آنها همچنین گفتند که اگر مشاوران از بین خود جوانان باشند برای آنها خیلی بهتر خواهد بود. چون اغلب اینگونه کلاس‌ها توسط زنان چادری مسن‌تر از آنها ارائه می‌شوند و برای گروهی از جوانان ارتباط با این زنان چادری سخت می‌باشد زیرا احساس می‌کنند که این افراد آنها را مورد قضاوت قرار می‌دهند یا اینکه نمی‌توانند آنقدر به آنها اعتماد بکنند که با آنها راحت باشند.[۴۴] در هندوستان معاصر [ویرایش] مینیاتور هندی مربوط به سال ۱۷۹۰ میلادی بیشتر مطالعات موجود در مورد رفتار جنسی در هند به نواحی شهرنشین مربوط می‌شود و اطلاعات کمتری از رفتار جنسی روستانشینان و حومه‌نشینان هند (که ۷۰ درصد جمعیت هند را تشکیل می‌دهند) وجود دارد. بصورت سنتی آمیزش جنسی قبل از ازدواج مردان و زنان بشدت تقبیح می‌شده‌است. همچنین جامعه هند بصورت سنتی بر ازدواج زودهنگام زنان تأکید می‌کرده است، زیرا جنسیت زنانه را نیرومند و دارای توانایی‌های سرکشانه و خطرناک می‌دانسته ‌است.[۴۵] قشر کم درآمد مطالعه‌ای که از قشر کم درآمد هندیان بمبئی (اعم از مسلمان و هندو) انجام شده نشان می‌دهد که خیلی از این زنان در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که آمیزش جنسی را کثیف و گناه آلود می‌دیده‌اند و به آنها راجع به مسائل جنسی اطلاعات داده نمی‌شده‌است. بسیاری از این زنان کم درآمد آمیزش جنسی اول خود را ناگوار و خجالت آور (بدلیل نبود حریم خصوصی) یافته، و می‌گفتند که لذت جنسی بتدریج بوجود می‌آید. خیلی از این زنان معتقد بودند که لزوم کار بیرون، مادری و خانه‌داری تأثیر منفی بر لذت بردنشان در هنگام آمیزش دارد. همچنین به زنان آموزش داده شده بود که باید نیازهای جنسی شوهرشان را بر آورده کنند. این زنان برای اجتناب از آمیزش از روش‌های مختلف بهره می‌جستند: آوردن کودکان به تخت خوابشان، بهانه شیر دادن به کودکان، مریضی، در حیض بودن، و همچنین مقاومت کردن فیزیکی از پیشروی جنسی شوهر. زنان ضعف خود و ترس از اینکه شوهرانشان آنها را ترک کنند را از دلایل پرهیزشان بیان می‌کردند. این زنان بهترین راه مقابله با باردار نشدن را عدم آمیزش جنسی تصور می‌کردند.[۴۶] مطالعه دیگر نشان می‌دهد که زنان از بیان نیاز به آمیزش جنسی امتناع می‌ورزیدند زیرا این تصور در آنها وجود داشت که ممکن است شوهرانشان این را ناشی از دانش و تجربیات از طریق رابطه جنسی خارج از ازدواج در نظر بگیرند. البته زنان جهت ارضای نیازهای جنسی شان از روش‌های غیرکلامی مختلفی بهره می‌بردند. برخی از این روش‌ها پختن غذای مورد علاقه شوهر، خواباندن زود بچه‌ها، بوسیدن، نوازش کردن بودند.[۴۵] مطالعات آماری [ویرایش] تا پیش از سال ۱۹۶۰ جامعه آمریکا بصورت کلی آمیزش جنسی پیش از ازدواج را نمی‌پذیرفت. اما از آن هنگام تصور کلی جامعه آمریکا تغییر کرده‌است. همین موضوع انجام تحقیقات آماری در مورد آمیزش قبل از ازدواج را ساده‌تر کرده‌است.[۴۷] محققین علوم اجتماعی همچنین سعی در پاسخ به این سؤال داشته‌اند که این تغییر در جامعه آمریکا چه تأثیراتی در معنا، ماهیت و عملکرد ازدواج داشته‌است. مطالعات متعددی افزایش احتمال فروپاشی در ازدواج را با آمیزش جنسی پیش از ازدواج مرتبط دانسته‌اند چنانچه برخی مطالعات زیاد شدن احتمال طلاق را تا پنجاه درصد تخمین زده‌اند. یک مطالعهٔ آماری به این نتیجه رسیده‌است که عامل مؤثر «داشتن رابطه جنسی یک زن با مردان مختلف قبل از ازدواج» است، و داشتن «رابطه جنسی یک زن تنها با شوهر آینده‌اش» عامل مؤثری در نرخ طلاق به حساب نمی‌آید.[۴۸] برخی مطالعات نشان می‌دهند که اولین آمیزش جنسی تجربه برجسته‌ای در زندگی فرد است، و تعهد افراد را نسبت به شریک جنسی شان افزایش می‌دهد. همچنین اگر اولین آمیزش پس از اینکه دو فرد به درجه تعهد بالاتری نسبت به هم رسیده‌اند اتفاق بیفتد، باعث افزایش عشق و نزدیکی بین دو فرد می‌شود و امکان ازدواج آنها را افزایش می‌دهد.[۴۷] ساختار شيميايی تستوسترون. کاهش سطح این هورمون در زنان از دلایلی است که باعث می‌شود که وقوع و تکرر آمیزش جنسی شان در طول زندگی کاهش یابد. تحلیل‌های آماری در آمریکا نشان می‌دهند که وقوع و تکرر آمیزش جنسی درون ازدواج در طول زندگی کاهش می‌یابد. مهمترین عاملی که عموماً به آن اشاره می‌شود افزایش سن است که انگیزه و توانایی مردان و در زنان سطح تستوسترون را کاهش می‌دهد. همچنین افزایش سن میزان بیماری‌ها را افزایش می‌دهد و همچنین تأثیرات روانی بر فرد می‌گذارد که خود بر کاهش تکرر آمیزش تأثیر می‌گذارد. ولی این عامل نمی‌تواند کاهش میزان آمیزش در مدت زمان کمی پس از ازدواج را توجیه کند. توضیح دیگری که برای کاهش آمیزش داده می‌شود از بین رفتن هیجان اولیه، در دسترس بودن شریک جنسی، و قابل پیشبینی شدن رفتار جنسی فرد مقابل می‌باشد. اما این دیدگاه نمی‌تواند کم شدن تدریجی آمیزش پس از کسب شناخت جنسی را توجیه کند. از جمله دلایل دیگری که در افت تکرر آمیزش ذکر می‌شود افزایش مشغولیت یکی از زوجین است که شامل کار خارج و رسیدگی به امور کودکان می‌باشد. همچنین هنگام سه ماهه آخر حاملگی میزان آمیزش کاهش می‌یابد. تولد نوزاد هم رابطه زن و شوهر را شدیداً تغییر می‌دهد و توجه آنها را از یکدیگر به سمت نوزاد و فرزندان کوچک برده که این خود باعث خستگی آنها و کاهش زمانی می‌شود که با هم هستند. در نتیجه موقعیت‌هایی که آمیزش جنسی دارند نیز کاهش می‌یابد. عامل مهم دیگر میزان رضایت زن و شوهر از ازدواج آنها است: زن و شوهر که از ازدواجشان راضی هستند بیشتر با هم آمیزش جنسی خواهند داشت. عوامل اجتماعی مانند کاتولیک بودن و یا زندگی در مناطق روستایی در برخی مطالعات بر کاهش میزان آمیزش موثر شناخته شده‌اند ولی مطالعات دیگر چنین تغییری را گزارش نمی‌کنند. یک مطالعه آماری بر اساس داده‌های آمریکا در سال ۱۹۸۸ به این نتیجه رسیده‌است که زوج‌هایی که قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته‌اند، در مقایسه با آنهایی که این تجربه را نداشته‌اند در کوتاه مدت با تکرر بیشتری آمیزش جنسی انجام می‌دهند؛ اما تأثیرات بلند مدت آن مشخص نمی‌باشد.[۴۹] سایت جستجوگر گوگل آمار مربوطه به میزان جستجوی واژه sex (سکس) را پیوسته گزارش می‌کند.[۵۰] بر اساس این آمار بطور کلی در طی سالیان گذشته توزیع جستجو واژه sex به شرح زیر است (بروزرسانی 15 آذر ۱۳۸۹ - این آمار به دلیل فیلترینگ در ایران ممکن است صحیح نباشد): داده‌های جهانی گوگل (۲۰۱۰)[۵۱] داده‌های ایران گوگل (۲۰۱۰)[۵۲] # ۱۰ کشور اول ۱۰ شهر اول ۱۰ زبان اول ۱  ویتنام هانوی ویتنامی ۲  هند دهلی اندونزیایی ۳  مصر بمبئی عربی ۴  مراکش جاکارتا ترکی ۵  اندونزی ورشو یونانی ۶  مالزی استانبول لهستانی ۷  ترکیه آنکارا رومانیایی ۸  لهستان بروکسل بلغاری ۹  رومانی شیکاگو انگلیسی ۱۰  مجارستان تورنتو مجارستانی # ناحیه اول ۱۰ شهر اول ۱ استان گیلان قزوین ۲ استان مرکزی کرج ۳ استان زنجان اردبیل ۴ استان کرمانشاه رشت ۵ استان خراسان اراک ۶ استان کرمان کرمان ۷ استان اصفهان کرمانشاه ۸ استان آذربایجان شرقی قم ۹ استان مازندران مشهد ۱۰ استان فارس اصفهان ازدواج بدون آمیزش جنسی [ویرایش] ازدواج بدون آمیزش جنسی موضوع رایج در برخی کشورها می‌باشد. تخمین زده می‌شود که در آمریکا در ۲۰ میلیون خانواده رابطه جنسی به میزان بسیار کم وجود دارد.[۵۳] براساس تخمین سازمان جهانی بهداشت در ژاپن حدود یک چهارم شرکای جنسی بایکدیگر در طول سال رابطه جنسی ندارند بر اساس آمار شرکت‌های تولید کننده کاندوم در ژاپن، متوسط تعداد آمیزش جنسی زوج‌های ژاپنی ۴۵ مرتبه در طول سال می‌باشد درحالی که متوسط جهانی آن ۱۰۳ بار در طول سال می‌باشد.[۵۴] این موضوع باعث تأثیر بازار یک میلیارد دلاری فروش فیلم پورنوگرافی در ژاپن و افزایش فیلم‌های پورنوی سالمندان شده‌است.[۵۵] از دیدگاه فلسفی [ویرایش] نوشتار اصلی: فلسفه سکس فلسفه سکس که به بررسی فلسفی آمیزش جنسی و موضوعات مربوطه می‌پردازد به فلسفه مفهومی سکسوالیته، فلسفه متافیزیکی سکسوالیته و فلسفه هنجاری سکسوالیته تقسیم بندی می‌شود.[۵] ؛ فلسفه مفهومی فلسفه مفهومی سکس به موضوعات «میل جنسی»، «فعالیت جنسی» و «لذت جنسی» می‌پردازد. چه چیزی باعث بوجود آمدن احساسات جنسی می‌شود؟ درگیر شدن ارگان‌های جنسی لزومی ندارد زیرا بخش‌های دیگر بدن نیز می‌توانند لذت جنسی بدهند. یک عمل جنسی دقیقاً چه چیزی است؟ لمس بازو یک شخص ممکن است رفتاری دوستانه، تجاوز، و یا فعالیتی مربوط به آمیزش جنسی باشد؛ و خواص فیزیکی به تنهایی امکان‌ها را از هم تمیز نمی‌دهد. ارتباط مفهومی بین لذت جنسی و فعالیت جنسی چیست؟ به‌نظر می‌آید که نه «قصد ایجاد لذت جنسی» و نه «خود تجربه لذت جنسی» ملزوماتی برای اینکه ماهیت یک عمل را جنسی در نظر بگیریم نیستند. بجز سؤالات مفهومی در مورد اینکه «چه چیزی یک عمل را جنسی می‌کند»، سؤال دیگر این است که چگونه اعمال خاص جنسی را تعریف کنیم؟ مثلاً چه نوعی از آمیزش جنسی «تجاوز» محسوب می‌شود؟ از نظر مفهومی آیا تفاوتی بین «مجبور کردن یک نفر با نیروی فیزیکی به آمیزش جنسی» و یا «پول دادن به شخص برای انجام آمیزش جنسی» هست؟ و اگر هست این تفاوت‌های مفهومی دقیقاً چه هستند؟[۵] ؛ فلسفه متافیزیکی این شاخه از فلسفه مسائل مربوط به آمیزش جنسی را از دیدگاه هستی‌شناسی و شناخت‌شناسی مورد بحث قرار می‌دهد: جایگاه سکس در ذات انسان چیست؟ روابط بین سکسوالیته، احساسات، و ادراک چیست؟ معنی سکسوالیته برای یک شخص، یک گونه، و یا کل کیهان چیست؟ آمیزش جنسی درباره چیست؟ این دیدگاه که میل جنسی غریزه‌ای هدایت شده توسط هرمون‌ها است که توسط یک خدا و یا بوسیله طبیعت در ما قرار داده شده تا در خدمت بقای گونه‌ها باشد، با دیدگاه دیگر که آمیزش جنسی جنبه روحانی بسیار برجسته‌ای داشته باشد، لزوماً متناقض نیست. اما دیدگاه دیگر این است که آمیزش جنسی تفاوت چندانی با خوردن، نفس کشیدن، و ادرار کردن ندارد؛ اما شاید (علاوه بر این) رفتار جنسی تا حدی مشخص کننده شخصیت اخلاقی شخص نیز باشد.[۵] ؛ فلسفه هنجاری فلسفه هنجاری سکسوالیته به بررسی سؤالاتی در مورد اخلاقیات جنسی می‌پردازد. در چه شرایطی انجام آمیزش جنسی، فعالیت جنسی، و یا تجربه لذت جنسی از نظر اخلاقی مجاز است؟ انجام آن با چه کسی مجاز است؟ با چه بخش‌هایی از بدن؟ به چه مدت؟ این شاخه از فلسفه همچنین به سؤالات حقوقی، اجتماعی و سیاسی مربوطه نیز می‌پردازد. آیا جامعه باید مردمش را به سمت ازدواج، خانواده و دور شدن از همجنس گرایی سوق دهد؟ آیا قوانینی در ممنوعیت فاحشگی و همجنس گرایی باید وضع شود؟ این سؤالات جنبه اخلاقی دارند. اما این شاخه فلسفه به سؤالات غیر مرتبط به اخلاق نیز می‌پردازد: آمیزش جنسی خوب چیست؟ آمیزش جنسی خوب تأثیری در زندگی خوب دارد؟[۵] آمیزش جنسی و فلسفه اخلاق [ویرایش] ایمانوئل کانت معتقد بود که امیال جنسی باعث می‌شود که یک شخص طرف مقابلش را در حد یک «شئ» برای لذت خودش پایین بیاورد و بدین وسیله کرامت و شأن انسانی خودش را از دست بدهد.[۶] ارزش گذاری اخلاقی بر روی رابطه جنسی به نگاه فرد به ماهیت برانگیختگی و امیال جنسی در انسان بستگی دارد. و این فلاسفه را به دو دسته عمده خوشبین‌ها و بدبین‌ها تقسیم بندی کرده‌است.[۶] فلاسفه بدبین برانگیختگی جنسی و انجام عملی بر اساس آن را در حد کرامت و شأن انسان نمی‌بینند. به عقیده آنها هنگامی که کسی نسبت به شخص دیگر تمایل جنسی پیدا می‌کند، چه قبل و چه در هنگام آمیزش در واقع آن شخص دیگر را در حد یک شئ برای لذت خودش پایین می‌آورد. در تمایل جنسی در واقع نسبت به بدن، لبان، باسن و بخش‌های مختلف طرف مقابل تمایل وجود دارد، و این بخش‌ها متمایز از خود آن شخص هستند. بعلاوه بنظر می‌آید که گونه‌هایی از تأثیرگذاری ماهرانه و گمراه کننده قبل از درگیر آمیزش شدن لازم است، و اینگونه رفتارهای اغوا کننده آنقدر رایج هستند که بنظر می‌آید که بخشی ذاتی از تجربه جنسی هستند. به عنوان مثال ما خود را جذاب تر از آنچه هستیم و مورد تمایل طرف مقابل نشان می‌دهیم، و تلاش‌ زیادی می‌کنیم که نقص‌های خود را بپوشانیم. بعلاوه برانگیختگی جنسی قابل کنترل نیست. هنگام بر انگیختگی جنسی ممکن است فرد کاری را انجام بدهد که حتی در حالت عادی فکرش را هم نمیکرده‌است. در هنگام آمیزش شخص کنترل بر نفسش را از دست می‌دهد و حتی ممکن است تهدیدی برای طرف مقابل هم به حساب بیاید. نیاز به آمیزش جنسی میتواند شرایطی را ایجاد کند که یک نفر را به دلیل احتیاج به رابطه جنسی تحت سلطه شخص دیگر قرار داده و بازیچه او کند.[۶] از طرف دیگر فلاسفه خوشبین‌ آمیزش جنسی را مکانیزمی در نظر می‌گیرند که بصورت طبیعی و از روی شادی پیوندی جنسی و غیرجنسی میان دو نفر برقرار می‌کند. آمیزش جنسی لذت دادن به خود و به دیگری بصورت همزمان است که خود میتواند باعث ایجاد حس قدردانی و محبت شود و باعث عمق یافتن رابطه زوج شود. این دسته از فیلسوفان معتقدند که آمیزش جنسی به خودی خود ارزشمند است (نه به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی دیگر). اگر چه آمیزش جنسی شباهت‌هایی با اشتهاهایی مانند گرسنگی و تشنگی دارد، اما تفاوت مهمی که با آنها دارد این است که به ما امکان می‌دهد که از ذهن و شخصیت و بدن محظوظ شویم. اینکه افراد چگونه تحت تأثیر رابطه جنسی قرار می‌گیرند و به آن پاسخ می‌دهند بسته به شخصیت خود فرد دارد و نه به ماهیت ذاتی تمایلات جنسی. تمایلات جنسی به خودی خود بد یا خوب نیستد؛ شخصی که تمایلات مبتذل دارد تجربه جنسی بد و شخصی که تمایلات غیرخودپرستانه و اخلاقی دارد تجربه جنسی خوب خواهد داشت. اگر چه برخی از افراد ممکن است شریک جنسی خود را به عنوان شئ ای نگاه کنند که پس از استفاده از آنها کنار گذاشته می‌شوند، اما این «ویژگی قطعی» تمایلات جنسی نیست. آمیزش جنسی بصورت ذاتی اشخاص را تبدیل به شئ نمی‌کند؛ بر عکس آمیزش وسیله‌ای در نظر گرفته شود که افراد به همدیگر از طریق بدنشان پاسخ می‌دهند. آمیزش جنسی می‌تواند افراد را نسبت به حضور همدیگر بیدار کرده و آنها را قادر می‌سازد که ارتباطی واقعی با طرف مقابلشان برقرار کنند.[۶] تجارت جنسی [ویرایش] از خرید و فروش زنان و کودکان اغلب زیر سن قانونی به منظور برقراری آمیزش جنسی با عنوان تجارت سکس یاد می‌گردد. تجارت جنسی را نوع نوین برده داری در عصر حاضر قلمداد می‌کنند. قربانیان تجارت سکس معولا توسط کلاهبرداری، اجبار و زور وارد این عرصه می‌گردد به این ترتیب که به این افراد اغلب وعده کار و زندگی بهتر در یک کشور دیگر داده می‌شود و یا اینکه توسط والدین خود به برده داران جنسی فروخته می‌شوند و یا توسط گروه‌های قاچاق انسان ربوده می‌گردند.[۵۶] بسیاری از گروه‌های تبهکار در این زمینه تحت عنوان موسسه‌های خیریه مشغول به کار هستند. براساس گزاش‌های سازمان یونیسف هر ساله بیش از یک میلیون کودک در سراسر جهان با اهداف مختلف از جمله به عنوان روسپی قاچاق می‌شوند. این نوع قاچاق، سومین تجارت پر سود جهان بعد از مواد مخدر و سلاح محسوب می‌شود. بخش اعظم قربانیان تجارت جنسی را کودکان ۱۲ تا ۱۷ سال تشکیل می‌دهند. تا سال‌ها پیش تایلند به عنوان یکی از کشورهایی بود که تجارت جنسی در آن به شکل گسترده رواج داشته اما اکنون برزیل با پیشی گرفتن از تایلند یکی از مقاصد مهم برای افرادی است که به قصد رابطه جنسی مسافرت می‌کنند. یونیسف تخمین می‌زند که حدود ۲۵۰ هزار روسپی کودک در برزیل زندگی می‌کنند. ضعف و عدم نفوذ دولتهای مرکزی در مرکز و غرب آفریقا، جنوب آسیا و آمریکای لاتین بستر مناسبی برای قاچاق کودک فراهم آورده‌است.[۵۷][۵۸] در سال ۲۰۰۹ کشور‌های آسیایی در نشستی که در سیدنی در استرالیا برگزار شد تصمیم به اجرای عملیات مشترک بزرگی گرقتند که هدف آن جلوگیری از قاچاق انسان برای استفاده در تجارت سکس بوده‌است. به گفته این کشورها قاچاق انسان و تجارت سکس بسیار سازماندهی تر شده از آن است که آن‌ها فکر می‌کردند.[۵۹] مسائل حقوقی [ویرایش] قوانین حقوقی اعمالی که سوء استفاده جنسی محسوب می‌شوند را تعریف می‌کند. این قوانین بسته به زمان و مکان تغییر می‌کند. تقریبا در تمامی سامانه‌های قانون‌گذاری تجاوز جنسی‌ جرمی با مجازات سنگین محسوب شده‌است. در برخی جوامع مجازات آن مرگ بوده‌است. نمونه‌های دیگر مجازات کور کردن دو چشم و اخته کردن (که در دوره نورمن‌ها در انگلیس اجرا می‌شده‌ است)، چند سال حبس و پرداخت جریمه، یا تبعید و یا موارد دیگر بوده‌است.[۷] تخمین زده می‌شود که امروز حدود ۱۰ درصد تمامی پسران و ۲۰ درصد تمامی دختران قربانی سوء استفاده جنسی باشند هرچند بدلیل پنهان‌کاری میزان دقیق سوء استفاده جنسی کودکان مشخص نیست.[۶۰] اولین قوانین حکومتی محافظت کننده از سواستفاده جنسی‌ از کودکان در اروپا در قرن ۱۶ میلادی در انگلستان ایجاد شد. در سال ۱۵۴۸ قانونی تصویب شد که پسران از را تجاوز به زور، و دختران زیر ۱۰ سال را از تجاوز با زور حمایت می‌کرد.[۶۱] هر دوی این قوانین برای متخلف مجازات مرگ را در نظر گرفته بودند.[۶۲] در همین قرن در آلمان قوانینی تصویب شد که پسران زیر ۱۴ سالی که تن فروشی میکردند را مجازات می‌کرد.[۶۱] پس از انقلاب فرانسه مجازات اعدام برای تخلفات جنسی‌ حذف و بسیاری از انواع رابطه جنسی‌ آزاد شد. عموم کشورهای اروپایی به پیروی از فرانسه پرداختند، اما انگلستان و آمریکا از این کار امتناع کردند. در قرن ۱۸ میلادی در انگلیس مراجعه به پلیس در مورد سواستفاده جنسی‌ کودکان کمتر بود زیرا طبق قوانین انگلستان هنگام انجام جرم جنسی‌ بر روی کودکان هم قربانی و هم مجرم خطاکار محسوب می‌شدند و هر دو مجازات می‌شدند. در طی قرن‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی قوانین محافظت از کودکان بهبود یافته که اکثر تلاش‌ها در این زمینه به ۲۵ سال آخر قرن بیستم میلادی باز می‌گردد.[۶۲] از ابتدای دهه ۸۰ میلادی قرن بیستم تعاریف مربوط به سوء استفاده جنسی‌ گسترش یافت تا شامل مواردی مانند تجاوز توسط همسر و آزار جنسی‌ بشود. همچنین تمهیداتی اندیشیده شده که تعقیب قانونی اینگونه جرم‌ها را در نظر قربانی کمتر تهدیدآمیز کند.[۶۳] در حقوق اسلامی تمامی انواع رابطهٔ جنسی خارج از چارچوب ازدواج، هرچند با رضایت طرفین، قابل مجازات است.[ف ۷] نوع مجازات‌ها با توجه به معیارهایی چون وضعیت تأهل، مذهب، نسبت خویشاوندی دو طرف و شکل رابطهٔ جنسی متفاوت است و برای برخی وضعیت‌ها مجازات‌های سنگسار و اعدام نیز در نظر گرفته شده‌است. در قانون مجازات عمومی، اولین قانون کیفری ایران در سال ۱۳۰۴ زنا و لواط جرم تلقی شده و مجازات‌هایی شرعی و عرفی برای آن در نظر گرفته شد، اما در اصلاحات سال ۱۳۱۲ عنوان زنا حذف شده و به جای آن از عناوین مجرمانه‌ای چون «هتک ناموس به عنف»، «رابطهٔ نامشروع» و «ازالهٔ بکارت» استفاده شد. آن‌طور که از این قانون برمی‌آمد رابطهٔ جنسی با جنس مخالف در صورتی که هر دو طرف مجرد بوده و زن به سن بلوغ رسیده و باکره نبوده و عمل نیز در ملاء عام صورت نگرفته و بدون تهدید و زور بوده باشد، جرم تلقی نمی‌شد و کیفری نداشت. اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ اصطلاح زنا دوباره به قوانین برگشت و علاوه بر آن اعمالی چون مساحقه (همجنس‌گرایی زنانه)، تفخیذ (لاپایی)، تقبیل (بوسیدن)، مضاجعه (هم‌خوابگی بدون آمیزش جنسی)، و اصطلاحاتی چون «اعمال منافی عفت علنی» و «تظاهر به فعل حرام» نیز جرم و قابل مجازات شناخته شدند.[ف ۸] موضوعات متفرقه [ویرایش] تاگ‌سازی روشی جایگزین برای تولید مثل است که از طریق آمیزش جنسی انجام نمی‌شود. چگونگی تاگ‌سازی یک گوسفند در تصویر آمده‌است. موضوعات متفرقه زیادی در ارتباط با آمیزش جنسی وجود دارد که در این بخش مختصراً به چند مورد از آن پرداخته می‌شود. موسیقی و ترانه: برخی قائل به تشابهاتی میان ریتم موسیقی راک و ریتم حرکات در آمیزش جنسی هستند و راک اند رول را تشبیهی از آمیزش جنسی می‌دانند. به عقیده سیمون فریس اینکه برخی این شباهت را مشاهده می‌کنند دلیلی جامعه‌شناسانه داشته و بدلیل خود موسیقی نمی‌باشد.[۶۴] بنابر یکی از مطالعات انجام‌شده در آمریکا، شنیدن ترانه‌های موهن می‌تواند فرد را ترغیب به انجام رفتار جنسی نماید. این تمایل رفتاری برای کودکان و نوجوانان می‌تواند بیشتر اتفاق افتد.[ف ۹] تاگ‌سازی: از جمله استدلالاتی که علیه پروژه تاگ‌سازی انسان بجای «تولیدومثل از طریق آمیزش جنسی» ذکر شده مزیت‌های روحانی و اخلاقی‌ای است که در آمیزش جنسی و وحدت عشقی بین زن و مرد ایجاد می‌شود. همچنین برخی استدلال کرده‌اند که تاگ‌سازی رابطهٔ بین والدین و فرزندان را غیرطبیعی کرده و یا از بین می‌برد. به عنوان مثال اگر فرزند از یکی از والدین تاگ‌سازی شده باشد از نظر زیست‌شناسی دوقلوی او بحساب می‌آید و نه فرزندش.[
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:57  توسط armin  | 

همجنس‌گرایی

همجنس‌گرایی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرچم رنگین کمان، از نشانه‌های همجنس‌گرایان است. هم‌چنین در کشورهای غربی، رستوران‌ها، بارها، کافه‌ها و یا مغازه‌هایی که گروه زیادی از همجنس‌گرایان از مشتریان‌شان هستند، از این نماد برای جلب مشتریان همجنس‌گرا استفاده می‌کنند. یک زوج همجنس‌گرای مرد. یک زوج همجنس‌گرا، در حال بوسیدن یک‌دیگر در سائوپولو، برزیل.
همجنس‌گرایی یکی از گرایش‌های جنسی است که ویژگی آن تمایل زیبایی‌شناختی، عشق رومانتیک و تمایل جنسی فردی است که تنها متوجه جنس همگون با خود او است. همجنس‌گرایی همراه با دو گرایش دگرجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی، سه گرایش اصلی جنسی را تشکیل می‌دهند. به فردی که به جنس دیگر گرایش داشته باشد دگرجنس‌گرا و به افرادی که هم به جنس دیگر و هم به افراد همجنس با خود تمایل دارند، دوجنس‌گرا می‌گویند.[web ۱] براساس اتفاق نظر علوم رفتارشناسی و جامعه‌شناسی و متخصصان سلامت و سلامت روانی همجنس‌گرایی فی‌نفسه نمونه‌ای معمولی و مثبت از اختلاف در گرایش‌های جنسی انسان است.[web ۲] امروزه برای اشاره به افراد همجنس‌گرای مرد از گی که از واژهٔ انگلیسی Gay آمده‌ است و برای همجنس‌گرایان زن معمولاً واژه لزبین یا لِز که از واژهٔ انگلیسی Lesbian آمده‌ استفاده می‌شود. البته در گذشته به همجنس‌گرایان زن، در گفتار ایرانیان طَبَق‌زن گفته می‌شده‌ که به عمل طَبَق‌زنی اشاره داشته‌ است. این اصطلاح امروزه در زبان فارسی به‌ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد. پدیده همجنس‌گرایی از ابتدای تاریخ، با بشر همراه بوده‌ است و در ادبیات و هنر جهان از زمان بسیار کهن، شاهد اشاراتی به این پدیده هستیم. ادیات توحیدی همچون یهودیت، اسلام و مسیحیت با همجنس‌گرایی مخالفت کرده‌اند هر چند که در این رابطه در بین متخصصان دینی اختلاف نظر وجود دارد و به عنوان مثال برخی از مسیحیان همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند. [web ۳][web ۴] [web ۵] [web ۶] مشخص کردن این که چند درصد از یک جمعیت همجنس‌گرا است به دلایل مختلفی برای پژوهشگران دشوار است.[۱] امروزه براساس بیشتر مطالعات در جوامع مختلف بین ۲٪ تا ۱۳٪ افراد جامعه همجنس‌گرا هستند.[۲][۳][web ۷][۴] [۵] [۶] [۷] بسیاری از همجنس‌گرایان زندگی سالم و تنظیم شده و شادی دارند.[web ۸] همچنین اغلب همجنسگرایان در روابط عاطفی پایدار هستند. بر اساس مطالعات روان‌شناختی حس عاطفی در همجنس‌گرایان با حس عاطفی موجود در دگرجنس‌گرایان برابر است و تفاوتی ندارد.[web ۹] روابط و رفتارهای همجنس‌گرایانه همان‌گونه که مورد ستایش واقع شده‌‌اند در طول تاریخ بسته به موقعیت، فرهنگ و زمان وقوع، محکوم نیز شده است.[web ۱۰] از اواخر سده ۱۸ میلادی جنبش‌هایی به منظور شناساندن و گرفتن حقوق قانونی برابر همچون حق ازدواج، اتحاد مدنی، سرپرستی فرزندخوانده، استخدام، خدمت در ارتش و دسترسی برابر به خدمات درمانی برای همجنس‌گرایان به‌وجود آمده‌ است. محتویات [نهفتن] ۱ همجنس‌گرایی از دید زیست‌شناسی ۱.۱ تئوری هورمونی پیش از تولد۱.۲ تفاوت‌های فیزیولوژیکی همجنس‌گرایان۱.۳ ژنتیک۱.۴ رفتار همجنس‌گرایانه در حیوانات۱.۵ تفاوت‌های زیست‌شناختی همجنس‌گرایان با دگرجنس‌گرایان ۲ روانشناسی همجنس‌گرایان ۲.۱ روابط پدر ـ پسر و شکل‌گیری رفتارهای جنسی۲.۲ اصلاح رفتار۲.۳ طبیعت در برابر تربیت ۳ همجنس‌گرایی در طول تاریخ ۳.۱ در اروپا۳.۲ در آفریقا۳.۳ در آسیا۳.۴ درایران۳.۵ تاریخ همجنس‌گرایی در قلمرو اسلامی ۴ وضعیت قانونی و حقوقی همجنس‌گرایی در کشورهای مختلف ۴.۱ آسیا ۴.۱.۱ خاورمیانه ۴.۲ اروپا۴.۳ قاره آمریکا ۴.۳.۱ کانادا۴.۳.۲ ایالات متحده آمریکا۴.۳.۳ آمریکای لاتین ۴.۴ آفریقا ۵ ازدواج همجنس‌گرایان و حق سرپرستی فرزند۶ همجنس‌باز و همجنس‌گرا۷ همجنس‌گرا‌هراسی۸ در عرصه‌های مختلف ۸.۱ فرهنگ و سیاست۸.۲ گی آیکون۸.۳ سینما۸.۴ رژه همجنسگرایان ۹ خدمت در ارتش۱۰ همجنس‌گرایی و مذهب ۱۰.۱ نظر یهودیت۱۰.۲ نظر مسیحیت۱۰.۳ نظر اسلام۱۰.۴ از نظر بهاییت ۱۱ بیماری‌های مقاربتی و ایدز۱۲ نشان‌ها۱۳ جستارهای وابسته۱۴ یادداشت۱۵ وب‌گاه‌ها۱۶ کتاب ها۱۷ پیوندهای بیرونی همجنس‌گرایی از دید زیست‌شناسی تئوری هورمونی پیش از تولد زیست‌شناسی عصبی مغز در ایجاد حالت مردانگی [E ۱] تاحد زیادی کشف شده‌ است. استرادیول [E ۲] و تستوسترون [E ۳] که به وسیلهٔ آنزیم ۵-α ردوکتاز تبدیل به دی هیدروتستوسترون می‌شوند، عمل ایجاد حالت مردانگی را با اتصال به گیرنده‌های آندروژن (هورمون‌های جنسی مردانه که باعث ایجاد صفات ثانویه مانند ریش و کلفتی صدا می‌شوند) بر عهده دارند. تغییرات جسمی و روانی زمانی ظاهر می‌شوند که تعداد این گیرنده‌های آندروژن بسیار کم مانند نشانگان بی حسی آندروژنی [E ۴] و یا بسیار زیاد باشد (مانند زنان مبتلا به پُریاختگی مادرزادی غدهٔ فوق کلیه)[E ۵] به‌نظر می‌رسد همجنس‌گرایی چه در مردان و چه زنان نتیجهٔ چنین دگرگونی‌هایی است.[۸] تفاوت‌های فیزیولوژیکی همجنس‌گرایان تحقیقات بسیاری که در این زمینه انجام شده‌اند، مانند تحقیقات پیشگامانهٔ عصب‌شناس سیمون لوی [E ۶]، نشان می‌دهند که تفاوت‌های قابل توجهی در فیزیولوژی مردان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا وجود دارد. این تفاوت‌ها ابتدا خود را در مغز، گوش میانی، و حس بویایی آشکار می‌سازند. لوی در آزمایشی [E ۷] دریافت که مغز ۱۰٪ از مردان همجنس‌گرای مورد آزمایش تفاوت فیزیولوژیکی آشکاری با همان بخش‌ها در مردان دگرجنس‌گرا دارد.[web ۱۱] گاهی نتایج این تحقیقات را به این معنا می‌گیرند که همجنس‌گرایی در افراد پدیده‌ای مادرزادی است. با این حال خود «لوی» می‌گوید: «تحقیقات من ثابت کنندهٔ یک دلیل ژنتیکی برای همجنس‌گرایی نیستند. من هیچ قسمتی از مغز را به عنوان یک مرکز همجنس‌گرا کننده معرفی نکرده‌ام. INAH-۳ بیشتر مانند حلقه‌ای از زنجیرهٔ هسته‌های شکل دهندهٔ رفتارهای جنسی مردان و زنان عمل می‌کند تا یک هستهٔ همجنس‌گرا کننده ... و از آنجا که من مغز افراد بالغ را مورد مطالعه قرار داده‌ام هیچ دلیلی وجود ندارد که نتیجه بگیریم این تفاوت‌ها مادرزادی بوده‌اند و بعد از تولد به وجود نیامده‌اند».[۹] تحقیقات لوی مورد انتقادهایی قرار گرفت که یکی از دلایلش انتخاب مردان همجنس‌گرایی بود که به علت بیماری ایدز جان خود را از دست داده بودند، در حالی که دگرجنس‌گراهای مورد مطالعه به این بیماری مبتلا نبودند. مقایسه‌ای که بین اندازهٔ INAH-۳ در افراد مبتلا به ایدز دگرجنس‌گرا و همجنس‌گرا انجام شد (با وجود کوچک بودن جامعهٔ آماری) نشان داد که اندازهٔ این بخش از مغز در هر دو آنها مشابه‌ است. البته باید توجه داشت که هیچ مدرکی مبنی بر تأثیر ابتلا به ایدز بر اندازهٔ INAH-۳ یافته نشده‌ است. تحقیقات در زنان هنوز به هیچ نتیجه مشابهی منتهی نشده است. بعضی از تحقیقات اخیر حاکی از ارتباط تعداد برادرهای بزرگ‌تر با همجنس‌گرایی فرد می‌باشد. بلانکارد و کلاسن [E ۸] در سال ۱۹۹۷ اعلام کردند هر برادر بزرگ‌تر احتمال همجنس‌گرایی فرد را تا ۳۳٪ بالا می‌برد.[۱۰] این یافته طبق گفتهٔ بلانکارد «یکی از معتبرترین یافته‌های اپیدمیولوژیکی است که تا به حال در رابطه با گرایشهای جنسی کشف شده‌ است.» بر طبق این یافته، گفته می‌شود که هر جنین مذکر در مادر واکنشی ایمنی ایجاد می‌کند و این واکنش با جنین بعدی تشدید می‌شود. این جنین‌ها آنتی ژن H-Y که نفش آنها در تغییرات جنسی مهره‌ها تقریباً ثابت شده‌ را تولید می‌کنند.[۱۱] و این همان آنتی ژنی است که آنتی بادی مادری H-Y به آن واکنش داده و نیز یادآوری (از نظر ایمنی شناختی) می‌نماید. سپس آنتی بادی‌های H-Y تولید شده توسط مادر به جنین حمله می‌کنند و کارایی آنتی ژنهای نامبرده را در ایجاد حالات مردانه در مغز جنین پایین می‌آورند. از این موضوع با نام «اثر ترتیب تولد برادر» [E ۹] یاد می‌شود. در مطالعاتی که پسرهای رشد یافته با برادر بزرگ‌تر را با آنها که جدا از برادران خود رشد کرده بودند مقایسه می‌کرد، کشف شد که تنها متولد شدن از مادری که برای چندمین بار پسری به دنیا می‌آورد احتمال همجنس‌گرا بودن را در افراد افزایش می‌دهد و بزرگ شدن در کنار برادران دخالت چندانی در این مسأله ندارد.درباره زنان نتایج مشابه یا قابل توجهی یافت نشده‌ است.[web ۱۲] پزوهش‌های جدید اثبات کرده‌اند مغز مردان همجنس‌گرا به مغز زنان دگرجنس‌گرا و مغز زنان همجنس‌گرا به مغز مردان دگرجنس‌گرا شبیه‌ است.[web ۱۳] ژنتیک از منظر ژنتیکی تئوری‌های کمی به منظور توضیح یک ژن مستقیم برای همجنس‌گرایی وجود دارد هرچند یک وجود «ژن گی» یک باور عمومی در جامعه‌ است. دیدگاه فراگیر در میان دگرباشان جنسی آن است که آن‌ها از همان ابتدای تولد همجنس‌گرا به وجود آمده‌اند. براساس پاره از پژوهش‌ها ثابت شد که ترتیب چینش ژنوم مادر می‌تواند بر گرایش جنسی فرزند تاثیرگذار باشد. کشف این موضوع که در نشریه Human Genetics به چاپ رسید به اندیشه وجود ژنی مستقل برای همجنس‌گرایی یعنی «ژن گی» را دامن زد. پژوهشگران در این تحقیق کروموزم غیرفعال X را در ۹۷ مادر دارای فرزند همجنس‌گرا و ۱۰۳ مادر دارای فرزند دگرجنس‌گرا مورد آزمایش قرار دادند.[web ۱۴] با این وجود برخی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ژنی تحت عنوان «ژن گی» وجود ندارد بلکه رفتار همجنسگرایانه معلول عملکرد چندین ژن است.[web ۱۵] در سال ۲۰۱۰ گروهی از محققان کره‌ای موفق شدند که با حذف ژنی که با رفتارهای تولید مثلی مرتبط بود گرایش جنسی موش‌های ماده را تغییر دهند. موش‌های ماده مورد آزمایش از آن پس به موش‌های جنس موافق خود علاقه نشان می‌دادند و موش‌های نر را پس می‌زدند و از بوئیدن ادرار موش‌های نر خودداری می‌کردند؛ این در حالی بود که موش‌هایی که این ژن را حفظ کرده بودند به موش‌های نر واکنش نشان می‌دادند. مسئول این پروژه در این باره گفت: «نبود این ژن باعث می‌شود مغز موش‌ها همانند مغز موش‌های نر عمل کند.»[web ۱۶] رفتار همجنس‌گرایانه در حیوانات قوهای سیاه همجنس‌گرا روی و سیلو ۲ پنگوئن همجنس‌گرای باغ وحش نیویورک: هنگامی که تخمی واقعی در زیر آنها گذاشته شده از جوجهٔ به دنیا آمده همانند فرزند خودشان نگهداری نمودند. رفتارهای همجنس‌گرایانه و دوجنس‌گرایانه تاکنون در ۱۵۰۰ گونه جانوری - از پستانداران گرفته تا خرچنگ‌ها و کرم‌ها - مشاهده شده ولی تصور می‌شود که رقم واقعی بسیار بیشتر از این باشد. رفتارهای همجنس‌گرایانه بخصوص در حیوانات گله‌زی با زندگی گروهی پیچیده شایع‌تر است و نقشی اساسی در زندگی آنان بازی می‌کند. معروف‌ترین حیوان همجنس‌گرا بونوبو یکی از نزدیک‌ترین خویشاوندان انسان است. این گونه از شمپانزه به‌کلی دوجنس‌گرا است.[web ۱۷] جانت مانن[E ۱۰]، پروفسور دانشگاه جورج تاون[E ۱۱] صریحاً این نظریه را مطرح کرده‌است که همجنس‌گرایی، لااقل در دلفینها مزیتی است که در اثر تکامل به وجود آمده و حملات و تجاوزهای داخل گونه‌ای را به ویژه در نرها کاهش می‌دهد.[web ۱۸] مشاهده رفتارهای همجنس‌گرایانه در حیوانات دلیلی مستحکم بود برای رد ادعای گناه در برابر طبیعت همچنین با استدلال به وجود همجنس‌گرایی در حیوانات در دادگاه عالی آمریکا قوانین ضد همجنس‌گرایانه ۱۴ ایالت آمریکا ملغی اعلام گردید.[web ۱۹] بعضی پنگوئن‌های نر تمایل به تشکیل جفت با نرهای دیگر و لانه‌سازی مشترک با آنها دارند. در این مواقع از یک سنگ به عنوان جایگزین تخم استفاده می‌شود. در سال ۲۰۰۴ پارک مرکزی حیوانات [E ۱۲] واقع در ایالات متحده آمریکا، سنگ یادشده را با یک تخم بارور جایگزین کرد که زوج نر آن را به عنوان فرزند خود بزرگ کردند.باغ وحشهای آلمانی و ژاپنی نیز گزارشهایی دربارهٔ همجنس‌گرایی بین پنگوئن‌هایشان منتشر کرده‌اند. این پدیده همچنین در زیستگاه آبی کلی تارلتون[E ۱۳] در آوکلند نیوزیلند مشاهده شده‌ است.[web ۲۰] معاشقه و دخول کامل در روابط گاوهای نر، به ویژه گاومیش کوهان‌دار آمریکایی[E ۱۴] معمول است. چنین روابطی در ماده‌های نوع دیگری از گاوها [E ۱۵] رواج دارد. همجنس‌گرایی در گوسفندان (که در ۶ تا ۱۰٪ قوچها دیده می‌شود) همراه با تفاوت در حجم بخش‌های معینی از مغز و فعالیتهای شیمیایی است. مطالعاتی که توسط مجلهٔ درون ریز شناسی انجام شد، نشان داد عوامل فیزیولوژیکی و زیست شناختی تأثیرگذارند.[web ۲۱] نتایج این بررسی‌ها با بررسی‌هایی که لوی روی نمونه‌های انسانی انجام داد مشابه‌ است. گوسفندان نر کوهی آمریکایی [E ۱۶] نیز از این نظر به دو دسته تقسیم می‌شوند: آنها که درگیر روابط همجنس‌گرایانه می‌شوند و گروه دیگر که اینگونه نیستند.[web ۲۲] [web ۲۳] در میان کبوتران نیز هم‌جنس‌گرایی نرها دیده می‌شود.[۱۲] کبوتربازان برای این جفت کبوتران از اصطلاح «جناق» استفاده می‌کنند. علاوه بر موارد ذکر شده همجنس‌گرایی در موجوداتی همچون مارمولک سنجاقک شیرها و حتی حشراتی که در رختخواب زندگی می‌کنند دیده شده‌ است.[۱۳] یک چهارم جفت‌های قوی سیاه همجنس‌گرا هستند (اکثرا مذکر) این جفت‌ها با دزیدن لانه‌ها و تخم‌های دیگر از آن‌ها نگهداری کرده و از جوجه به دنیا آمده همانند جوجه خود مراقبت می‌کنند در برخی دیگر از موارد جفت‌های نر همجنس‌گرا با یک قوی ماده رابطه برقرار کرده و پس از اینکه قوی ماده تخم گذاشت او را فراری می‌دهند.[۱۴] [۱۵] تفاوت‌های زیست‌شناختی همجنس‌گرایان با دگرجنس‌گرایان گزارشات بیان می‌کنند مردان همجنس‌گرا آلت تناسلی بزرگتر و قطورتری نسبت به مردان دگرجنس‌گرا دارند.[۱۶]نیمکره‌های مغز در مردان همجنس‌گرا و زنان دگرجنس‌گرا نسبت به هم موزون است در حالی که نیمکره راست زنان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا نسبت به نیمکره چپ بزرگتر است.[web ۲۴]بوی حاصل از زیر بغل در مردان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا متفاوت است.[۱۷]مردان و زنان همجنس‌گرا نسبت به دگرجنس‌گرایان بیشتر چپ دست هستند.[۱۸][۱۹][۲۰] روانشناسی همجنس‌گرایان برای اولین بار هنگامی که واژه همجنس‌گرایی‌در ادبیات روانشناسی به وجود آمد روانشناسان به دنبال عاملی ذاتی به عنوان ریشه این پدیده بودند. بیشتر نوشته‌ها در مورد سلامت روان و بیماران همجنس‌گرا بر روی افسردگی سوءمصرف مواد و خودکشی درمیان همجنس‌گرایان تمرکز کرده بود. هرچند که چنین مواردی درمیان دگرجنس‌گرایان نیز وجود دارد اما با این حال بحث پیرامون ارتباط بین همجنس‌گرایی و موارد فوق تا سال ۱۹۷۳ هنگامی که همجنس‌گرایی از لیست بیماری‌های روانی خارج شد ادامه داشت و پس از آن روانشناسان دلایل مواردی همچون خودکشی در میان همجنس‌گرایان را ناشی از تبعیض‌های اجتماعی، نگرش‌های منفی و موارد دیگر ذکر نمودند.[۲۱] در ابتدای سده بیستم، مباحثی نظری پیرامون تحلیل روانی درگرفت که ادعا می‌کرد در همهٔ افراد طی نمو روانی، دوجنس‌گرایی به وجود می‌آید. مطالعات عددی آلفرد کینزی[E ۱۷] در سال ۱۹۴۰ و همچنین دکتر فریتز کلین[E ۱۸] در سال ۱۹۸۰ تأیید کنندهٔ این نظریات بودند. مطالعات تازه که با چاپ کتاب‌های آلفرد کینزی با نام‌های «رفتارهای جنسی انسان مذکر»[E ۱۹] و «رفتارهای جنسی انسان مؤنث»[E ۲۰] به نتایج مهمی منتهی شد، بیانگر این بود که اکثر مردم در مقاطعی دارای تجربیات و یا عواطف همجنس‌گرایانه بوده‌اند. پژوهش‌های علمی معاصر ادعا می‌کنند که اکثریت جامعه انسانی تمایلات دوجنس گرایانه دارند. گرایش جنسی برخلاف آنچه بیشتر مردم تصور می‌کنند یک متغیر گسسته نیست که به ۲ گروه «دگرجنس‌گرا» و «همجنس‌گرا» تفکیک شود، بلکه متغیری پیوسته‌ است که ویژگی‌های این گروه‌ها را نیز داراست. گزارشات «کینزی» نشان می‌دهند که حدود ۴ درصد از افراد بالغ در آمریکا برای تمام عمر منحصراً همجنس‌گرا هستند و حدود ۱۰ درصد نیز در مقاطعی از زندگی رفتارهای همجنس‌گرایانه بروز داده‌اند. با این حال درصد افرادی که به طور برابر با هر دو جنس رابطه دارند کمتر از میزان مورد انتظار است. این می‌تواند به علت فشارهای اجتماع بر افراد باشد که آنها را مجبور می‌کند بر خلاف غرایز درونی خود و به طور ناخودآگاه برچسب‌های مطلق هویت جنسی را از قبیل «همجنس‌گرا» یا «دگرجنس‌گرا» بپذیرند.[۲۲] کینزی، به همراه فعالان گروه‌های LGBT بر جنبه‌های تاریخی و سیالیت گرایش‌های جنسی تأکید می‌کرد. مطالعات کینزی همچنین نشان داد که گرایش جنسی در دوران حیات فرد در جهات مختلف رشد می‌کند و به ندرت (و نه لزوماً) امکانات جذب شدن به جنسیت متفاوتی را فراهم می‌کند. بسیار نادر است که شخصی گرایش‌های جنسی خود را تغییر دهد و همچنین بعید است که این اتفاق نادر در صورت رخ دادن «داوطلبانه» باشد. اما گاهی تمایلات جنسی گسترش می‌یابند و یا دستخوش تغییر شده و جوهرهٔ متفاوتی پیدا می‌کنند. نظریه فراهنجار[E ۲۱] ایده‌های «ساختار اجتماعی» را مرتبط با قضیه می‌داند و معتقد است باید به تمایلات جنسی تنها در چهارچوب تاریخی آن نگریست. در این نگاه، گرایش جنسی محصول تأثیرات جامعه‌است و یک ویژگی تحت کنترل انسان و ارادهٔ او محسوب نمی‌شود. بیشتر روانشناسان با نتایج کلی آزمایشات کینزی موافقند و به رشتهٔ یوستهٔ تمایلات جنسی عقیده دارند، که در آن افراد کاملاً همجنس‌گرا و کاملاً دگرجنس‌گرا در دو انتهای بردار و اقلیت قرار دارند و اکثریت را دوجنس‌گرایان تشکیل می‌دهند. بعلاوه تقریباً همهٔ روانشناسان هم عقیده‌اند که گرایش جنسی در سنین پایین شکل می‌گیرد و به طور ارادی قابل تغییر نیست. البته بعضی دیگر از تحقیقات اسلوب کاری کینزی را زیر سؤال برده و نتایج این آزمایش را در برآورد تعداد همجنس‌گرایان و دگرجنس‌گرایان اغراق‌آمیز می‌دانند. آنها دلیل خود را انتخاب افراد نامناسب برای تحقیق (که شامل همجنس‌گریان و زندانی‌هایی که برخی از آنها متهم به تجاوزهای جنسی بوده‌اند می‌شود) بیان می‌کنند.[E ۲۲][E ۲۳] به هر حال نظریات کینزی در رابطه با «رشته پیوستهٔ تمایلات جنسی» هنوز مورد قبولند و با یافته‌های تحقیقات زیست‌شناسی انجام شده بر تفاوتهای ساختاری مغز افراد و حیوانات دارای گرایش‌های جنسی مختلف سازگاری دارند. روابط پدر ـ پسر و شکل‌گیری رفتارهای جنسی بخش بزرگی از تحقیقات معمولاً به بررسی روابط فرزند ـ والد و تأثیر آن بر مردان همجنس‌گرا و دگرجنس‌گرا می‌پردازد و احتمال رابطه‌ای بین «فقدان پیوند عاطفی بین والد همجنس» و «شکل گیری همجنس‌گرایی در پسر» را پیشنهاد می‌دهند. مطالعات زیادی ادعا می‌کنند که مردان همجنس‌گرا در دوران کودکی خود کمتر از همسالان دگرجنس‌گرای خود مورد علاقه یا توجه پدرانشان بوده‌اند.[web ۲۵] «بیبر»[E ۲۴] در سال ۱۹۷۶ اظهار داشت: «از سال ۱۹۶۲ که کتابم منتشر شد تا به حال بر روی ۱۰۰۰ همجنس‌گرا و ۵۰ جفت از والدینشان مطالعه کرده‌ام والگوی مشابهی در ۹۰٪ آنان یافته‌ام. در تمام مدت آزمایش، حتی یک مرد همجنس‌گرایی که پدرش اخلاق سازنده و رفتار مهرورزانه داشته باشد ندیده‌ام. پسری که پدرش به او احترام می‌گذارد و عشق می‌ورزد هرگز همجنس‌گرا نمی‌شود. من به این نتیجه رسیده‌ام که رفتار والدین بر انتخاب تمایل جنسی کودکان بسیار تأثیر می‌گذارد.» بیبر بعدها در سال ۱۹۷۶ گفته‌های خود را این گونه ادامه داد: «ما همواره گفته‌ایم که یک پسر که پدری با اخلاق سازنده و مهرورزانه دارد هرگز همجنس‌گرا نمی‌شود. باید توجه داشت که عکس این گزاره صحیح نیست و هر پسری که پدرش اخلاق مخرب دارد لزوماً همجنس‌گرا از آب در نمی‌آید.»[web ۲۵] این گزارشات، به‌ویژه به‌علت جابجا کردن علت با اثر زیر سؤال رفته‌اند. به عبارت دیگر علاقهٔ مردان همجنس‌گرا به داشتن رابطهٔ مستحکم‌تر با مادر، علت همجنس‌گرایی نیست، بلکه نتیجهٔ آن است. انجمن روانشناسی آمریکا نیز این نتایج را رد کرده‌ است و اظهار داشته که در جوامع مختلف همجنس‌گرایان درصد مشابهی از جامعه را تشکیل می‌دهند. در حالی که اگر روابط خانوادگی دارای چنان تأثیری بود، در جوامعی با فرهنگ خانوادهٔ متفاوت این میزان می‌بایست متفاوت باشد. این تئوری هم چنین عاجز از توضیح وجود همجنس‌گرایی در یونان باستان، ژاپن قبل از مدرنیته و فرهنگهای دیگر است و دلیلی برای همجنس‌گرایی در حیوانات ارائه نمی‌کند و مثلاً قادر به پاسخ دادن به این سؤال نیست که چرا در گونهٔ قوی سیاه استرالیایی تنها والدین جوجه‌ها زوجهای نر محسوب می‌شوند؟[web ۲۵] یافته‌های مطالعات بر حیوانات همجنس‌گرا به موازات یافته‌های موارد انسانی پیش می‌روند. مطالعاتی که بر روی مغز قوچ‌های همجنس‌گرا انجام شده نشان می‌دهد آن بخش از مغز که در شکل گیری رفتارهای همجنس‌گرایانه نقش دارد، نسبت به دگرجنس‌گرایان همان تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد که در موارد انسانی دیده می‌شود.[web ۲۵] اصلاح رفتار بعضی درمانگرها، گروه‌ها، یا مؤسسات ادعا می‌کنند قادر به کمک به همجنس‌گرایان برای غلبه بر رفتارهای همجنس‌گرایانهٔ خود هستند. اکثر آنها پیروان ادیان ابراهیمی هستند که در مسلک آنان همجنس‌گرایی غیرطبیعی و گناه‌ است و یک گرایش جنسی نامطلوب به حساب می‌آید. این نوع روان‌درمانی در جهت حذف علایق همجنس‌گرایانه و توسط افرادی که همجنس‌گرایی را یک اختلال یا گناه تلقی می‌کنند استفاده می‌شود. این افراد معتقدند که همجنس‌گرایی اصولاً نوعی گناه‌ است و از طریق توبه و ایمان می‌توان آن را از بین برد. تاکنون هیچ سند علمی و معتبری بدست نیامده که حاکی از «درمان» موفق یک همجنس‌گرا و تبدیل او به یک دگرجنس‌گرا باشد و حتی برخی افراد در اثر چنین «درمان»هایی دچار صدمات خطرناک و جدی شده‌اند.[web ۲۶] با این حال طرفداران درمان همجنس‌گرایی به افرادی اشاره می‌کنند که به زعم آنها «موفق» شده‌اند.[web ۲۷] به هر جهت تنهٔ اصلی جامعهٔ پزشکی و روانشناسی این ادعاها را مردود می‌داند و تلاش برای تغییر گرایش جنسی را بی‌اثر و بالقوه خطرناک تلقی می‌کند.[web ۲۸] طبیعت در برابر تربیت این که بین عوامل روان‌شناختی و عوامل زیست شناختی کدام بر همجنس‌گرایی مؤثرتر است مسأله ایست که همواره عامل بحثهای بسیار شده‌ است. از این عوامل می‌توان به عوامل ژنی و یا هورمونهای مؤثر بر جنین نام برد. از نظر تاریخی فروید و روانشناسان دیگری در شاخهٔ روانکاوی معتقد بودند که تجربیات دوران کودکی در شکل‌گیری گرایش‌های جنسی مؤثرند. به عنوان مثال فروید معتقد بود که نوجوانان همگی همجنس گرا هستند و پس از گذراندن مراحلی دارای حالات دگرجنس‌گرایی می‌شوند و آنها که همجنس‌گرا می‌مانند به علت مواجهه با یک مانع یا حادثهٔ بازدارنده، تکامل جنسی خود را به اتمام نرسانده‌اند. او همچنین معتقد بود که بعضی افراد که این دورهٔ تکامل جنسی را بدون هیچ مشکلی طی کرده‌اند نیز همچنان در درون خود به صورت پنهان و به درجات متفاوت دارای تمایلات همجنس خواهانه هستند. کشفیات مدرن علمی و پزشکی تأکید بر زیست شناختی بودن عوامل همجنس‌گرایی و رفتارهای همجنس‌گرایانه در کودکی دارند و این عوامل شامل عوامل ژنتیکی و یا کسب شده در رحم مادر می‌باشند. ناگفته نماند که همین پیش زمینه‌های زیست شناختی همجنس گرایانه‌است که در کودکی شرایط ایجاد عوامل روان‌شناختی را مهیا می‌کند. [web ۲۹] [web ۳۰] [web ۳۱] همجنس‌گرایی در طول تاریخ نگاره‌ای از آمیزش جنسی میان هادریان و سردارش آنتونیوس در اروپا قدیمی‌ترین مستندات در رابطه با همجنس‌گرایی مروط به یونان باستان است. سافو شاعری زن از جزایر لزبو متعلق به یونان باستان بوده که در اشعارش رابطه‌های عشقی را به دختران و زنان تعمیم داده‌ و واژه لزبین نیز در اشاره به همجنس‌گرایان زن از همین مورد سرچشمه گرفته است. [web ۳۲] هادریان امپراتور روم باستان نیز دارای تمایلات همجنس‌خواهانه بوده؛ وی بر اساس روایات با سردار سپاهش آنتونیوس دارای روابطی نزدیک و عاطفی بوده‌ است.[۲۳] در دوران رنسانس نیز در ایتالیا میتوان تا نام ۵۰۰ نفر از افراد معروف این دوره را که درگیر روابط همجنس گرایانه بودند را مشاهده کرد.به حدی که بحث‌هایی وجود دارد که لئوناردو داوینچی همجنس‌گرا بوده‌است.[web ۳۳] خوابیده ها اثر گوستاو کوربت از اواسط قرن سیزدهم میلادی به این سو مجازات همجنس گرایی تقریبا در تمامی اروپا مرگ بوده است.[۲۴] در آفریقا همجنس گرایی در آفریقا با اینکه توسط کاشفان و مستعمران اروپایی نادیده گرفته می‌شد و صحبتی از آن به میان نمی‌آمد وجود داشت و در اشکال مختلفی دیده می‌شد. اوان پریچارد[E ۲۵] مردم شناس انگلیسی گزارش کرده‌است که مردان جنگجو در قبیله «زَنده» در شمال کنگو دارای معشوق‌های مذکری که بین دوازده تا بیست سال سن داشته‌اند بوده‌اند که در کارهای خانه به اعضای خانه کمک میکرده‌اند و با در برخی نیز در اعمالی جنسی همچون تفخیذ شرکت داشته‌اند. هرچند که چنین رسمی در قرن بیستم و پس از تسلط اروپاییان بر کشور‌های افریقایی از بین رفته بود اما توسط پیران و بزرگان این قبیله که پریچارد با آن‌ها گفتگو کرده بود نقل شد.[۲۵] در آسیا در کشور ژاپن همجنس گرایی هرگز در این کشور به عنوان یک گناه توسط دین و جامعه ژاپن نگریسته نشده‌است. در سال ۱۸۷۳ قانونی وضع گشت که تحت لوای آن روابط همجنس خوهانه محدود می‌گشت هرچند که این قانون هفت سال پس از تصویب آن لغو گشت.[web ۳۴] در طول تاریخ ژاپن تمامی شوگون‌ها دارای یک معشوق مذکر بوده‌اند و این رسم یکی از ارکان سنت سامورایی بود. به همین منظور نیز برخی نگاره‌های محرک تاریخی ژاپنی به روابط همجنس خواهانه پرداخته‌است. هرچند که برخی از این نگاره‌ها در دوره غربی سازی ژاپن از بین رفت و بسیاری دیگر نیز در طول جنگ جهانی دوم در آتش سوختند؛ مجموعه‌ای از این نگاره‌ها که سالم باقی مانده بودند به موزه‌ها منتقل گشتند.[web ۳۳] در چین نیز همجنس گرایی از ابتدای اغاز تاریخ آن کشور وجود داشته‌است.[web ۳۳] بر طبق اسناد تقریبا همه امپراطوران در سلسله هان دارای یک شریک جنسی مذکر بوده‌اند.[۲۶] همچنین در برخی کتب تاریخ توضیحاتی نیز در مورد زنان همجنسگرا وجود دارد. باور بر این است که همجنس گرایی در سلسله‌های سونگ، مینگ و کینگ امری متداول محسوب می‌گشته‌است. همجنسگرایان چینی نسبت به همجنسگرایان اروپایی خود در دوران وسطی کمتر مورد شکنجه و آزار و اذیت واقع شده‌اند.[۲۷] درایران دو مرد، اثر از رضا عباسی در ایران باستان با همجنس‌گرایی و روابط همجنس‌گرایانه در مکان‌های زیادی همچون دیرها، کاروان‌سراها، حمام‌ها و پادگان‌های نظامی برخوردی صورت نمی‌گرفته و مجاز بوده‌است همچنین در دوران صفوی مکانی به نام امرد خانه برای روسپیان مرد وجود داشته‌است. این مکان از پیشتر نیز وجود داشته اما توسط حکومت صفوی قانونی شده و حتی مالیات نیز پرداخت می‌کرده‌است.[۲۸] برخی شاعران ایرانی همچون سعدی[۲۹] و جامی[۳۰] دارای اشعاری با «مضامین همجنس‌خواهانه» می‌باشند. در دوران هخامنشیان و ساسانیان مجازات رابطه با همجنس، اعدام بوده‌است.[۳۱] علاوه بر این در ادبیات ایران داستان‌هایی حول محور عشق دو همجنس به یکدیگر نیز وجود دارد. ناظر و منظور منظومه‌ای عاشقانه‌است که توسط وحشی بافقی سروده شده که در آن پسر وزیر که ناظر نام دارد عاشق پسر پادشاه که منظور می‌باشد می‌گردد.[۳۲] مهر و مشتری منظومه‌ای عاشقانه دیگری به زبان فارسی و در قالب مثنوی نوشته محمد عصار تبریزی است که در سال ۷۷۸ هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده‌است. در دوران محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران طبقات بالای اجتماعی جامعه نسبت به مساله همجنس‌گرایی از خود انعطاف نشان می‌دادند حتی بعضی از اخبار نیز ازدواج همجنس‌گرایان را پوشش خبری می‌دادند. در این دوران برخی از افراد پیشنهاد پیدایش جنبش‌های مدنی همجنس‌گرایان را همانند جنبش‌های غربی نیز دادند. علاوه بر این در برخی از کلوب‌های شبانه دوران پهلوی رفتارهای همجنس‌خواهانه تحمل می‌گشت. هر چند در دوران پهلوی همجنس‌گرایی همچنان یک نوع تابو به حساب می‌آمد و هیچ مرکزی برای مشاوره به جوانانی که در مورد گرایش جنسی خود دچار سردرگمی شده بودند وجود نداشت.[web ۳۵] در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار در آلمان زنان همجنسگرای ایرانی در شهر فرانکفورت با حضور ۱۷ تن از لزبین‌های ایرانی مقیم اروپا و ایران برگزار شد. هدف از این نشست مقابله با هوموفوبیا و افزایش تعامل و همکاری بین همجنسگرایان ایرانی اعلام گشت.[web ۳۶] تاریخ همجنس‌گرایی در قلمرو اسلامی ابوالحسن خان ایلچی شیرازی (۱۱۹۰ تا ۱۲۶۲ ق. /۱۷۷۶ تا ۱۸۴۶ م)، سیاست‌مدار مشهور ایرانی و وزیر امور خارجهٔ دولت قاجار در زمان فتحعلی شاه در سفرنامهٔ خود هنگام توصیف «توغات» - یکی از شهرهای عثمانی (و یا به‌قول خودش، روم)، در بخشی که وارد حمام عمومی می‌شود، گزارشی از لواط سپاهیان ینی چری با پسربچگان ارمنی را که به چشم خود شاهد بوده‌ است، ارائه می‌دهد.*[۳] در ایران پس از اسلام واژه «شاهدبازی» در ادبیات ایران بسیار خودنمایی می‌کند و آن را مترادف همجنس‌گرائی می‌دانند اما این در حالی است که این واژه اشاره به رابطه با پسران نوجوان دارد.[web ۳۷] وضعیت قانونی و حقوقی همجنس‌گرایی در کشورهای مختلف وضعیت حقوقی همجنس‌گرایی در جهان      همجنس‌گرایی مجاز اما قانون خاصی برای آن تدوین نشده قانونی      ازدواج همجنس‌گرایان مجاز است      گونه‌های دیگری از زندگی مشترک      به رسمیت شناختن ازدواج همجنس‌گرایان در خارج غیرقانونی      کیفر سبک      کیفر سنگین      حبس ابد      مجازات مرگ نوشتار اصلی: وضعیت قانونی و حقوقی همجنس‌گرایی در کشورهای گوناگون آسیا در اکثر کشور‌های آسیایی همجنس‌گرایی غیر قانونی نیست هر چند که در بعضی کشور‌ها همچون ایران و مالزی جرم به حساب می‌آید. با این حال این روند در حال تغییر است به عنوان مثال هندوستان در سال ۲۰۰۹ از روابط همجنس‌گرایانه رفع جرم کرد پیش از این سکس با همجنس در هند مخالف طبیعت شناخته می‌شد.[web ۳۸] علاوه بر هند٬ نپال نیز به عنوان کشوری پیشرو و نوظهور در عرصه حقوق همجنس‌گرایان در حال تهیه قانونی برای رسمیت بخشیدن به ازدواج همجنس‌گرایان و حقوق برابر برای آن‌ها است.[web ۳۹] خاورمیانه در اسرائیل، حقوق شهروندی همجنس‌گرایان به رسمیت شناخته شده‌است.[web ۴۰] در تصویر، کارنوال سالیانه همجنس‌گرایان در شهر تل‌آویو. در اکثر کشورهای اسلامی در خاورمیانه، با هم‌جنس‌گرایان برخورد می‌شود. با این وجود، جامعه همجنس‌گرایان اسرائیل دارای آزادی‌های وسیع اجتماعی در این کشور هستند، هرچند برخی گروه‌های مذهبی محافظه‌کار در اسرائیل با این آزادی‌ها مخالفند.[web ۴۱] در قوانین کنونی ایران، همجنس‌گرایی و لواط مترادف یکدیگر تعریف شده‌اند و در صورت انجام عمل جنسی بین دو مرد، در حضور چهار شاهد عادل و یا چهار مرتبه اقرار از سوی کسانی که لواط کرده‌اند به این عمل در دادگاه، بنا به احکام اسلامی که مبنای قانون مجازات در جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند حکم اعدام برای هر دو طرف اجرا می‌گردد. در قوانین ایران، گرایش همجنس‌گرایانه زنان تحت عنوان «مساحقه»، عملی مجرمانه تعریف شده‌است. مادهٔ ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی، مساحقه را این طور تعریف کرده‌ است: «مساحقه، هم‌جنس‌بازی زنان است با اندام تناسلی». در موضوع مساحقه جرم به فعل دو زن بستگی دارد. به موجب مادهٔ ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی: «هرگاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت، برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می‌شوند. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر در مرتبهٔ سوم به هر یک صد تازیانه زده می‌شود.»[web ۴۲] در صورت تکرار جرم، مرتکب را اعدام می‌کنند.[۳۳] اروپا اکثر کشورهای اروپایی در عین به رسمیت شناختن همجنس‌گرایی قوانین خاصی نیز برای آنها تدوین کرده و یا در حال انجام آن هستند. به عنوان مثال پارلمان پرتغال لایحه‌ای را در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۱۰ برای قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان تصویب کرده اما قبول کردن فرزند توسط این زوج‌ها را رد کرده‌ است. این لایحه با حمایت حزب حاکم سوسیالیست و سایر احزاب چپ به تصویب رسید.[web ۴۳] علاوه بر این عضویت در اتحادیه اروپا نه تنها ملزم به نداشتن قوانین ضد همجنس‌گرایانه‌است بلکه با توجه به پیمان آمستردام کشورهای خواهان عضویت باید دارای قوانین ضد تبعیضی علیه همجنس‌گرایان نیز باشند.[web ۴۴] قاره آمریکا کانادا کانادا از سال ۱۹۶۹ از همجنسگرایی رفع جرم نمود و دومین کشور پس از هلند بود که ازدواج همجنسگرایان را قانونی نمود. این کشور ابتدا ازدواج همجنسگرایان را در ایالت اتاوا قانونی کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ به صورت فدرال و رسمی در سراسر کشور ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت شناخت. علاوه بر این کانادا اجازه سرپرستی فرزند را به همجنس گرایان را می‌دهد و دارای قوانین ضد تبعیض علیه دگر باشان نیز است و هرگونه توهین به گرایش جنسی در این کشور جرم تلقی می‌گردد.[web ۴۵] [web ۴۶] ایالات متحده آمریکا در بیشتر ایالت‌های آمریکا، همجنس‌گرایان دارای مشروعیت قانونی بوده و حتی در برخی ایالات، همجنس‌گرایان دارای حق قانونی ازدواج با یک‌دیگر نیز هستند. جورج بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا که دارای تعصبات مذهبی بود، خواستار ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر آمریکا بود و به این منظور لایحه‌ای را برای ممنوع‌کردن ازدواج همجنس‌گرایان به مجلس سنا ارائه نمود، اما این لایحه توسط نمایندگان سنای آمریکا رد شد.[web ۴۷][web ۴۸] در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی، با رای مجلس سنای ایالات متحده آمریکا، حضور همجنس‌گرایان در نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا مجاز شد. قانون «نپرس، نگو» که برای سال‌ها مانع از اعلام گرایش همجنس‌گرایانه برخی سربازان ارتش آمریکا بود، با رای موافق ۶۵ عضو سنا و به رغم مخالفت ۳۱ سناتور عضو حزب جمهوری‌خواه باطل شد.[web ۴۹] آمریکای لاتین کریستینا فرناندز رئیس جمهور آرژانتین در حال امضای قانون ازدواج همجنس‌گرایان بر طبق تصویب قانون توسط مجلس سنای آرژانتین در این کشور همجنس‌گرایان اجازه ازدواج با یکدیگر و قبول کردن فرزند را دارند. کلیسای کاتولیک و گروهای مذهبی به این قانون معترض هستند.[web ۵۰] آفریقا آفریقای جنوبی تنها کشور در قاره آفریقا است که علاوه بر این که ازدواج همجنس‌گرایان در آن کشور قانونی است، ایشان حق به سرپرستی گرفتن فرزند را نیز دارند و قوانین ضد تبعیض، حامی و ضامن حقوق شهروندی آن‌ها است.[web ۵۱][web ۵۲] ازدواج همجنس‌گرایان و حق سرپرستی فرزند نوشتار اصلی: ازدواج همجنس‌گرایان نوشتار اصلی: سرپرستی فرزند توسط همجنس‌گرایان زنی همراه با پلاکاردی روی آن نوشته است:ما دخترم و زنش را دوست داریم. ازدواج همجنس‌گرایان ازدواجی است که به صورت رسمی و یا اجتماعی بین دو فرد همجنس صورت می‌گیرد. ازدواج همجنس‌گرایان در جوامع مختلف از نظر حقوقی، حق مدنی و دینی مطرح می‌گردد.[web ۵۳] دانمارک اولین کشوری بود که ازدواج همجنس‌گرایان را تحت عنوان اتحاد مدنی [web ۵۴] و با حقوقی پایین‌تر نسبت به ازدواج قانونی نمود و هلند اولین کشوری بود که ازدواج همجنس‌گرایان را به صورت مذهبی و با حقوق برابر ازدواج دگرجنس‌گرایان قانونی کرد.[web ۵۵] [web ۵۶] اما با این حال بیشتر سازمان‌های مذهبی (بسته به نظرات دینی خود) از دادن حق سرپرستی فرزند، استخدام و دیگر مزایا به زوج‌های همجنس‌گرا خودداری می‌کنند.[web ۵۷] [web ۵۸] بسیاری از کشورهایی که ازدواج همجنس‌گرایان را به نحوی همانند اتحاد مدنی یا ازدواج رسمی قانونی کرده‌اند به همجنس‌گرایان اجازه به سرپرستی گرفتن فرزند را هم می‌دهند. برپایه گزارشات در بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۰ شش تا چهارده میلیون فرزند تحت سرپرستی پدر گی یا مادر لزبین بوده‌اند و هشت تا ده میلیون فرزند نیز توسط سرپرستان همجنس‌گرا بزرگ شده‌اند.[web ۵۹] سرپرستی فرزند توسط همجنسگرایان می‌تواند هزینه‌ای بین صفر تا سی هزار دلار درپی داشته باشد.[web ۵۹] شیوه‌های مختلفی برای اجازه به همجنس‌گرایان برای سرپرستی فرزند وجود دارد در برخی کشورها تنها فرد مجرد قادر به سرپرستی فرزند می‌باشد و در برخی دیگر تنها زوج‌هایی که ازدواج کرده‌اند چنین حقی دارند، در برخی دیگر در صورتی که یکی از زوج‌های همجنس‌گرا پدر یا مادر واقعی فرزند باشد، می‌تواند سرپرستی او را به همراه شریک زندگی اش برعهده بگیرد.[web ۶۰] در اقدامی در جهت برابری حق سرپرستی فرزند ایالات متحده در نظر دارد نام پدر و مادر در گذرنامه‌های این کشور را با واژه‌های «والد ۱» و «والد ۲» جایگزین نماید.[web ۶۱] همجنس‌باز و همجنس‌گرا در گویش خیابانی، از افراد همجنس‌گرا - زن یا مرد - با عنوان تحقیرآمیز «همجنس‌باز» یاد می‌شود، همچنین واژه‌های دیگری نیز در گفتار عوام برای اشاره به افراد همجنس‌گرا وجود دارد که معمولاً تحقیرآمیز و محکوم‌کننده هستند؛ به عنوان مثال همجنس‌گرایان مرد در زبان فارسی با عناوین چون اِواخواهر، اُبنه‌ای (شخص مفعول در عمل جنسی همجنس‌گرایان) و عناوین زننده‌تر خوانده می‌شوند.[web ۶۲][web ۶۳] همجنس‌گرایی انتخاب و یا شیوه زندگی نیست و این تصور که همجنس‌گرایی قابل سرایت و رواج است اشتباه و سراسر نادرست است چرا که همجنس‌گرایی فرایندی است که نتیجه بر هم کنش عوامل زیستی و محیطی می‌باشد. [web ۶۴] [web ۶۵] همجنس‌گرا‌هراسی همجنس‌گرا‌هراسی یا هوموفوبیا واژه‌ای است که در برگیرنده نگرش و احساسات منفی نسبت به همجنس‌گرایان یا دو جنس‌گرایان و یا در برخی موارد نسبت به دوجنسه‌ها است. همجنس‌گراهراسی می‌تواند در رفتارهایی همچون تبعیض و یا خشونت نسبت به افراد غیر دگرجنس‌گرا بروز کند.[web ۶۶][web ۶۷] به عنوان مثال همجنس‌گرایان یکی از هدف‌های هلوکاست در زمان آلمان نازی بودند.[۳۴] در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۳ مجلس قانون گذاری آلمان تصویب کرد در یکی از معروف‌ترین خیابان‌های برلین به یاد همجنس‌گرایانی که در اردوگاه‌های کار اجباری جان خود را از دست داده بودند در نزدیکی بنای یادبود قربانیان هلوکاست یادمانی برایشان نصب گردد.[web ۶۸] در سال ۱۹۹۸ قتل متیو شپارد دانشجوی آمریکایی به دلیل همجنس‌گرا بودنش توجهات زیادی را در سطح جهانی به خود جلب کرد.[web ۶۹] یکی دیگر از قتل هایی که بر پایه گرایشات جنسی صورت میگرفت و توجه زیادی را به خود جلب کرد قتل هاروی میلک بود.هاروی میلک یک سیاستمدار همجنسگرای امریکایی بود که در دهه هفتاد میلادی پس از چندین مرتبه شرکت در انتخابات انجمنی سر انجام به عضويت انجمن شهر سان فرانسیسکو انتخاب شد.اون یک سال پیش از پایان کار خود توسط یکی از همکارانش به همراه شهردار سان فرانسیکو به قتل رسید.در شب این قتل ها بیش از ۳۰ هزار تن درحالیکه شمع هایی به دست داشتند در خیابان های سن فرانسیسکو به یاد هاروی میلک به راهپیمایی و تظاهرات آرام پرداختند.[web ۷۰] در ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۰ سازمان ملل رای به قطعنامه‌ای ضداعدام داد که در آن اعدام افراد بر پایه گرایش جنسی محکوم می‌شود هرچند که اشاره به همجنس‌گرایان در این قطعنامه در ابتدا به دلیل مخالفت کشورهای اسلامی همچون ایران و سومالی با واژه اعدام بر پایه هرگونه تبعیض جایگزین شد، اما پس از درخواست ایالات متحده مبنی بر بازگشت اشاره صریح به نام همجنس‌گرایان این قطعنامه بار دیگر به رای گذاشته شد و تصویب گشت.[web ۷۱] در عرصه‌های مختلف از راست به چپ:لیدی گاگا[web ۷۲]، کایلی مینوگ[web ۷۳] و مدونا[web ۷۴]؛ گی آیکون‌های مشهور همجنس گرایی امروزه در عرصه‌های مختلفی همچون فیلم‌های سینمایی، مباحث سیاسی، حقوق اجتماعی و غیره به عنوان یک سوژه مطرح است. علاوه بر این هم اکنون همجنسگرایان زیادی در عرصه‌های مختلفی همچون سیاست، موسیقی، بازیگری و... مشغول به فعالیت هستند.[web ۷۵][web ۷۶] فرهنگ و سیاست همجنسگرایان زیادی در عرصه فرهنگ و سیاست هم اکنون حضور دارند به عنوان مثال الن دی‌جنرس مجری مطرح و مشهور شبکه ان بی سی امریکاست او در سال ۱۹۹۷ اعلام کرد که یکی لزبین است.[web ۷۷] همچنین ریکی مارتین در سال ۲۰۱۰ در سایت خود نوشت:«من افتخار می‌کنم که بگویم، یک همجنسگرای خوشبخت هستم.»[web ۷۸] در عرصه سیاست نیز می‌توان به یوهانا سیگورداردوتیر نخست وزیر لزبین ایسلند اشاره کرد که اولین فرد LGBT در دنیا محسوب می‌شود که با گرایش جنسی اشکارا به چنین پستی رسیده‌است.[web ۷۹] گیدو وستروله وزیر امور خارجه آلمان نیز یک همجنسگرا می‌باشد. [web ۸۰] گی آیکون امروزه به افراد مشهوری که در اذهان عمومی مورد حمایت و دارای محبوبیت در میان همجنسگرایان دوجنسگرایان و دوجنسه‌ها می‌باشند گی آیکون اطلاق می‌گردد. این افراد عموما از حقوق همجنسگرایان دفاع می‌کنند و یا خود یکی از آنان هستند.لیدی گاگا خواننده معروف امریکایی که خود یک دوجنسگرا است یکی از گی آیکون‌ها معروف در عرصه کنونی می‌باشد.[web ۸۱] بریتنی اسپیرز خواننده مشهور نیز یکی دیگر از گی ایکون‌هایی که خود یک دگر جنسگرا است.[web ۸۲] سینما فیلم‌های سینمایی زیادی با مضمون همجنس گرایی و همجنسگرایان تا کنون ساخته شده‌است. فیلم‌هایی همچون کوهستان بروکبک[web ۸۳]، میلک[web ۸۴]، بچه‌ها سر به راهند[web ۸۵] و بوسه‌ی زن عنکبوتی که داستان هر چهارفیلم پیرامون همجنسگرایان و همجنس گرایی است به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۴،۲۰۰۸ ،۲۰۱۰ و ۱۹۸۶ نامزد دریافت جایزه اسکار شدند. کوهستان بروکبک داستان زندگی دو گاوچران همجنسگرا است که در دهه ۹۰ میلادی است که رابطه آن‌ها به خاطر مشکلات و جامعه آن روز دجار فراز و نشیب‌های زیادی است. در فیلم میلک که در واقع داستان واقعی هاروی میلک یک سیاستمدار و قعال حقوق همجنسگرایان است شان پن به خاطر بازی در نقش هاروی میلک برنده جایزه اسکار شد.[web ۸۶][web ۸۷] فیلم بوسه‌ی زن عنکبوتی داستان دو زندانی است که یکی از آنان هم‌جنس‌گراست و دیگری مبارزی چپ است. مقدار زیادی از فیلم تقابل نگاه این دو را با هم نشان می‌دهد که هردو در نهایت از یک نظام دست‌راستی و دیکتاتوری درد می‌کشند. این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین نقش اصلی شده است.[web ۸۸] رژه همجنسگرایان رژه همجنسگرایان جشنی است که توسط همجنسگرایان و مدافعان حقوق همجنسگرایان ترتیب داده می‌شود و هدف از آن این است که همجنسگرایان و دوجنسه‌ها نباید از گرایش جنسی و جنسیت خود سر افکنده باشند بلکه باید به آن افتخار نیز بکنند. تاقبل از سال ۱۹۶۹ به افراد LGBT به چشم منحرفین جامعه نگریسته می‌شد. همجنسگرایان مجبور بودند ماهیت خود را پنهان کنند. شهردار نیویورک در سال ۱۹۶۰ مشی سختگیرانه‌ای را نسب به بارها و پاتوق‌های همجنسگرایان در پیش گرفت و عملا آن‌ها را به سوی زیر زمینی شدن سوق داد. حملات پی پی در پی ای که نسبت به همجنسگرایان می‌شد به نقطه‌ای غیر قابل تحمل نزدیک می‌شد به طوری که در سال ۱۹۶۹ و در پی حمله پلیس به یکی از بارها در یکی از محله‌های نیویورک و دستگیری تمام افراد حاضر صدها نفر از همجنسگرایان ناحیه با پلیس درگیر شدند. از این واقعه به عنوان شورش استون وال[E ۲۶] یاد می‌گردد. پس از این واقعه همجنسگرایان احساس کردند که نیاز دارند خود را به جامعه نشان دهند بنابر این اولین رژه همجنسگرایان در سال ۱۹۷۰ در سالگرد شورش استون وال ترتیب داده شد.[web ۸۹][web ۹۰] خدمت در ارتش      خدمت همجنسگرایان در ارتش آزاد است.      منع خدمت همجنسگرایان در ارتش/غیرقانونی بودن همجنسگرایی     منع خدمت همجنسگرایان:لغو این قانون در جریان است     اطلاعاتی در دست نیست ارتش‌های کشورهای گوناگون در سراسر جهان نگاه متفاوتی به موضوع خدمت همجنسگرایان در ارتش دارند. بیشتر کشورهای غربی امروزه قانونی راکه موجب آن تنها افراد دگر جنس گرا می‌توانند وارد ارتش شوند را برداشته‌اند و به همجنسگرایان اجازه خدمت در ارتش را می‌دهند. به عنوان مثال از ۲۶ کشور عضو پیمان ناتو ۲۲ کشور به همجنسگریان اجازه خدمت آزادانه را می‌دهند.[web ۹۱] در آسیا کشورهایی همچون تایلند، اسراییل[web ۹۲]، ژاپن[web ۹۳]، و تایوان[web ۹۴] اجازه خدمت آزاد همجنسگرایانه را می‌دهند و کشورهایی همچون ترکیه و ایران همجنسگرایان را از خدمت ارتش منع می‌کنند. در ترکیه با آنکه همجنس گرایی از لحاظ قانونی جرم محسوب نمی‌گردد اما از لحاظ ارتش این کشور بیماری روانی محسوب می‌گردد.[web ۹۵][web ۹۶][۳۵] در ایران نیز همجنس گرایی جزو اختلالات جنسی و بیماری‌های روانی به حساب می‌آید.[۳۵] تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به همجنسگرایان اجازه خدمت در ارتش را می‌دهند اما در خود قاره اروپا معدود کشورهایی همانند صربستان نیز وجود دارد که از خدمت همجنسگرایان در ارتش جلوگیری می‌کنند.[web ۹۷] نوشتار اصلی: نپرس، نگو در ایالات متحده تا سال اواخر سال ۲۰۱۰ قانونی به نام نپرس، نگو وجود داشت که به موجب این قانون که در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون به تصویب رسید به همجنسگرایان به شرط آنکه که گرایش جنسی خود را آشکار نکنند اجازه ورود و خدمت در ارتش داده می‌شد. پس از سال‌ها کشمکش سرانجام در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی، با رای مجلس سنای ایالات متحده آمریکا، قانون نپرس، نگو با رای موافق ۶۵ عضو سنا و به رغم مخالفت ۳۱ سناتور عضو حزب جمهوری‌خواه باطل شد و خدمت همجنسگرایان درآمریکا آزاد اعلام گشت.[web ۹۸] همجنس‌گرایی و مذهب سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام آشکارا با همجنس‌گرایی مخالفت کرده‌اند، اما برخی مسیحیان در این زمینه نظرات متفاوتی دارند، چنان که برخی کلیساها عقد شرعی همجنس‌گرایان را جاری می‌کنند و برخی نیز، این عمل را مطرود می‌دانند. بعضی عقیده دارند که همجنس‌گرائی خود یک گناه است در حالی که عده‌ای دیگر تنها اعمال همجنس‌گرایانه را گناه می‌دانند. نظر یهودیت در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است.[web ۹۹] اما در سه مذهب دیگر یعنی اصلاح‌گرا، نوسازمان‌گرا و محافظه‌کار همجنس‌گرایی بعنوان یک شیوهٔ زندگی مورد قبول و اجازه ورود به مرحله خاخامی وجود دارد. [web ۶] هرچند که متخصصان عهد عتیق هم به این نکته اشاره کرده‌اند که رسم رایج در میان قوم لوط چیزی از جنس همان نوع روابطی بوده‌ است که در یونان باستان و سایر فرهنگ‌های گذشته رواج داشته و در فرهنگ عرفانی ایران از آن تحت عنوان «صحبت احداث» یا «شاهدبازی» یاد می‌کرده‌اند، یعنی رابطه‌ای که همراه با تماس جنسی با کودکان و نوجوانان بوده‌ است، همان که امروز در مناطقی از ایران و افغانستان از آن به عنوان «بچه‌بازی» یاد می‌شود.[web ۳۷] برخی مفسرین تورات چنین گفته‌اند که از منظر تورات تنها روابط همجنس‌خواهانه ممنوع است و عشق همجنس‌گرایانه همانند عشق دگرجنس‌گرایانه طبیعی است.[web ۱۰۰] نظر مسیحیت بیشتر مکاتب مسیحی همجنس‌گرایان را طرد نمی‌کنند اما اکثر آن‌ها بر این نکته پافشاری می‌کنند که روابط همجنس‌خواهانه گناه است.[web ۴][web ۱۰۱] هرچند که برخی دیگر همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند.[web ۵] در انجیل آمده‌است: «مردی که به همخوابی با مرد دیگر مبادرت کند در حالی که با زنی هم خواب شده است؛ هر دوی آنها مرتکب گناه شده‌اند و باید کشته شوند و خونشان بر خودشان است»[E ۲۷] کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌خواهی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است.[web ۱۰۲] در عین حال به نظر می‌آید نظرات بعضی از اعضای کلیسا چندان در موافقت با نظرات رسمی کلیسا نبوده‌است حداقل رفتار و گرایشات جنسی آن‌ها گویای چنین چیزی است و همواره این گمان وجود داشته‌است که در میان کشیشان همجنسگرا و همجنس گرایی نیز وجود دارد. پیتر دامیان[E ۲۸] یک اصلاح طلب پاپی در تلاشی ناموفق سعی کرد مدارکی را دال بر این ادعا به پاپ ارائه کند.[web ۱۰۲] هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند.[web ۱۰۳] همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند.[web ۱۰۴] با این وجود برخی کلیساها همچون کلیسای انگلیکان کانادا، کلیسای منونایت هلند و کلیسای سوئد و بسیاری دیگر از کلیساها در کشورهایی همچون نروژ و آلمان ازدواج همجنس‌گرایان را رسمی می‌دانند و آن را تقدیس می‌کنند.[web ۱۰۵][web ۱۰۶] برخی از اساتید الهیات پیشنهاد کرده‌اند کلیساهای کاتولیک نباید درهای خود را بر روی زوج‌های همجنسگرا ببندد.[web ۱۰۷] در سال ۲۰۱۱ و پس از قتل یکی از فعالان حقوق همجنسگرایان در اوگاندا اسقف اعظم کانتربری بیانیه‌ای صادر کرد که در آن هشدار داده بود نباید از همجنسگرایان چهره‌ای اهریمنی نشان داد. او افزوده بود سخنانی که چهره‌ای شیطانی از همجنسگرایان نشان می‌دهد عواقب خطرناکی دارد. بیانیه او مورد حمایت اکثر رهبران مذهبی انگلیکان قرار گرفت. آن‌ها در حمایت از چنین بیانیه گفته بودند:ما از این سخنان حمایت می‌کنیم چرا که هیچ کس نباید به خاطر تعصب‌های دیگران در ترس و وحشت زندگی کند.[web ۱۰۸] نظر اسلام رابطهٔ جنسی همجنسان در اسلام از گناهان کبیره است.[web ۳] این عمل از جانب محمد، پیامبر اسلام و تمامی امامان شیعه نهی شده و از عواقب اخروی آن به شدت یاد شده است[۳۶]. مجازات‌های دنیوی سنگینی نیز برای لواط و دیگر کنش‌های همجنس‌خواهانه در نظر گرفته شده‌است. در فقه شیعه و قوانین ایران؛ لواط، که معمولاً دخول کامل مقعدی بین دو مرد تعریف می‌شود، کیفر اعدام دارد، تفخیذ و قراردادن آلت تناسلی بین دو کپل مجازات حدی ۱۰۰ ضربه تازیانه و در بار سوم یا چهارم اعدام، بوسیدن پسران از روی شهوت و خوابیدن عریان دو مرد یا دو زن در زیر پوشش مشترک، بدون وجود ضرورت، مجازات تعزیری دارد. مساحقه به معنی آلت‌مالی دو زن نیز مستحق مجازات حدی یکصد ضربه شلاق و در نوبت چهارم مستوجب اعدام است.[۳۷] در مذهب شافعی فتاوایی از برخی فقها آمده که بر اساس آن لواط با غلام مملوک (عبد) حد ندارد و مخالفینشان نیز آن را به حلال بودن لواط تعبیر کرده‌اند.[۳۸] برای مثال ناصرخسرو می‌سراید:[۳۹] می و قیمار و لواطت به طریق سه امام مر ترا هر سه حلال است، هلا سر بفراز به‌ویژه مشهور است مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی لواط را جایز دانسته، هرچند در المؤطای مالک چنین چیزی وجود ندارد و مالکیان نیز آن را قبول ندارند. مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در این مورد نوشته‌است: «شاهدبازی حرام است و همهٔ پیران و زاهدان کنند. وقتی فقهای اربعه با این اوضاع روبرو می‌شدند ناچار بودند فتوایی بدهند که نه سیخ بسوزد نه کباب. لذا برخی غلام غیرمملوک را منع و غلام مملوک را تجویز کرده‌اند.»[۴۰] به‌گفتهٔ آرش نراقی نواندیش دینی برای بررسی دیدگاه اسلام در مورد همجنس‌گرایی بایستی به تمایز همجنس‌گرایی و لواط توجه کرد. همجنس‌گرایی نوعی روش زندگی جدید است که در آن شخص از انکار و سرکوب گرایش جنسی خود دست برداشته و آن را در شیوهٔ زندگی خود رعایت می‌کند، چنین مفهومی مطلقاً برای پیشینیان شناخته شده نبوده‌است. در حالی که لواط در فرهنگ دینی، ادبی و حقوقی به یک عمل جنسی اشاره دارد که عمدتاً بین یک مرد بالغ و یک نوجوان واقع می‌شود. صرف رابطهٔ جنسی با همجنس شخص را همجنس‌گرا نمی کند و ممکن است شخصی خود را همجنس‌گرا بداند ولی رابطهٔ جنسی با همجنس نداشته باشد. به بیان منطقی رابطهٔ این دو عموم و خصوص من وجه است. در قران آن‌چه به صراحت نهی شده «عمل زشت» قوم لوط است و شواهد و قرائن قرآنی و روایی نشان می‌دهد که عمل رایج در میان قوم لوط نوعی تجاوز به عنف بوده که بیشتر قربانیان آن کودکان و نوجوانان بوده‌اند و همان‌طور که متخصصان عهد عتیق تأیید کرده‌اند به «شاهدبازی» و «صحبت احداث» شباهت داشته که در یونان باستان و فرهنگ ایرانی-اسلامی هم دیده می‌شود و البته چنین روابطی امروزه به هیچ‌وجه همجنس‌گرایی نامیده نمی‌شوند. همچنین در قرآن هیچ اشاره‌ای به همجنس‌گرایی زنان نشده، هرچند در پاره‌ای روایات ماجرای «اصحاب رس» و سرنوشت آنها با عمل «مساحقه» ارتباط داده شده، اما در قرآن قرینه‌ای برای پشتیبانی این ادعا موجود نیست. همچنین بر اساس تفسیر المیزان از تفاسیر معتبر شیعی در قرآن آمده‌ است که هنگامی که دو فرشته به صورت دو پسر نوجوان بر لوط ظاهر شدند این قوم به هر نحو خواستار برقراری رابطه جنسی با آن‌ها بوده‌اند و به خانه حضرت لوط هجوم می‌برند که مصداقی از تجاوز و امری است که امروزه از آنان به عنوان بچه‌بازی یاد می‌شود. همچنین حضرت ابراهیم با آگاهی به کارهای قوم لوط به دفاع از آنان پرداخت و با خداوند مجادله نمود اما مورد سرزنش خدا قرار نگرفت بلکه حس شفقت او ستوده گشت.[web ۳۷][۴۱] به طور کلی دیدگاه مسلمانان در مورد همجنسگرایی به دو دسته تقسیم می شود؛ گروهی که همجنسگرایی را عملی گناه و انحرافی جنسی و قابل تغییر می دانند و گروهی دیگر که همجنسگرایی را به عنوان یک گرایش طبیعی جنسی به رسمیت می شناسند.[web ۱۰۹] با تمام سرسختی‌هایی که در مقابل همجنسگرایی در میان علمای اسلام وجود دارد تعداد بسیار از کمی از پیشوایان دینی نه تنها اسلام را مخالف همجنسگرایی نمی‌دانند بلکه ازدواج دو زوج همجنس را به صورت دینی یعنی نکاح به اجرا در می‌آورند.[web ۱۱۰] از نظر بهاییت آیین بهایی رابطه جنسی میان مردان را رد می‌کند و هرگونه رابطه جنسی میان همجنس را تحریم کرده‌ است. مجازات لواط و زنا در بهاییت از پیش تعیین شده نیست و تعیین آن به بیت العدل سپرده شده‌ است. بهاالله در توضیح ممنوعیت روابط همجنس‌گرایانه گفته‌ است: «هر قدر عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطاست.»[web ۱۱۱] بیماری‌های مقاربتی و ایدز کاندوم مطمئن‌ترین راه برای پیشگری از ایدز و بیماری‌های مقاربتی در سکس میان همجنسگرایان همانند سکس در دگرجنسگرایان احتمال انتقال و آلودگی به بیماری‌های مقاربی همچون سفلیس، هرپس تناسلی و هپاتیت ب وجود دارد. علاوه بر بیماری‌های مقاربتی دیگر، ایدز یکی از بیماری‌هایی است که همجنس‌گرایان همانند دگرجنس‌گرایان با آن روبه‌رو هستند. خطر انتقال ویروس اچ ای وی در مردان همجنس‌گرا دو برابر مردان دگرجنس‌گراست به طوری‌که در اولین رابطه با فرد آلوده، احتمال ابتلا در حدود ۰/۲٪ می‌باشد. هرچند که استفاده از کاندوم سالم و عدم ورود ترشحات مایع منی به داخل بدن می‌تواند مانع از ابتلا به ویروس ایدز شود و این خطر را تقریباً به صفر می‌رساند. البته باید به خاطر داشت خطر ابتلا به ویروس ایدز به هنگام آمیزش با فرد آلوده همواره وجود دارد.[web ۱۱۲] به طور کلی به همجنس‌گرایان توصیه می‌شود همواره سکس امن (همراه با کاندوم) داشته باشند هرچند در صورتی که طرفین هیچ یک به بیماری‌های مقاربتی و اچ ای وی مبتلا نباشند و رابطه مونوگومی (تک همسری) با یکدیگر داشته باشند و از سکس با افراد مختلف خوداری نمایند می‌توانند به استفاده از کاندوم خاتمه دهند.[web ۱۱۳] نشان‌ها دگرجنس‌گرا همجنسگرای زنانه همجنسگرای مردانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:55  توسط armin  | 

عشق‌بازی

عشق‌بازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


عشق‌بازی یا مغازله به مجموعه‌ای از حرکات و رفتارهای روانی یا جسمی میان دو یا چند فرد گفته می‌شود که منجر به انگیزش جنسی آنان گشته و اغلب مقدمه‌ای برای آمیزش جنسی تلقی می‌شود.[۱]

نوعی از عشق‌بازی که هدف از آن تنها تحریک و هیجان جنسی به منظور انجام آمیزش جنسی باشد، پیش‌نوازش[۲] نام دارد.[۳] عشق‌بازی می‌تواند بوسیدن، نوازش، در آغوش گرفتن و حتی تعریف و تمجید و کنایه‌های کلامی را نیز در بر گیرد. مقبولیت عشق‌بازی بستگی کامل به هنجارهای فرهنگی و مذهبی و سن طرفین دارد.


عشق‌بازی کوپیدو و ونوس در اثری از آنجلو برونزینو
دو طوطی در حال عشق بازی

با وجود باور رایج مبنی بر اینکه عشق‌بازی طولانی مطلوب زنان است و آنان نیاز به زمان بیشتری برای تحریک جنسی دارند، برخی تحقیقات علمی نشان داده‌اند که تفاوت قابل توجهی در زمان لازم برای برانگیختگی جنسی کامل بین زن و مرد وجود ندارد.

محققان مرکز سلامت دانشگاه مک‌گیل در مونترآل، کانادا با استفاده از روش تصویربرداری متناوب برای ثبت تغییر درجه حرارت محدوده آلت تناسلی، زمان مورد نیاز برای انگیزش جنسی را تعیین کرده‌اند. نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که مدت زمان لازم برای رسیدن به اوج انگیختگی جنسی در هر دو جنس تقریباً برابر و میانگین آن حدود ده دقیقه‌ است.[۴]

پیشینه [ویرایش]

تابلویی مربوط به قرن نوزدهم میلادی از عشق‌بازی - اثر مارتین وان میل

بسیاری از هنرمندان از دیرباز تاکنون موضوع عشق‌بازی را دستمایه آثار خود قرار داده‌اند. کتاب هندی ِ کاما سوترا که به اصول آمیزش جنسی می‌پردازد یکی از قدیمی‌ترین کتابهایی است که درباره عشق‌بازی نوشته شده است.[۵].


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:54  توسط armin  | 

انگشت کردن (عمل جنسی)

انگشت کردن (عمل جنسی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
انگشت کردن (عمل جنسی)
Wiki-fingering.png
تصویری از انگشت‌کردن
ویژگی‌ها
نوع فعالیت درون رونده-دستی
اعضا مرتبط انگشت و مقعد طرف مقابل
ابزار مورد نیاز کرم یا ژل روان‌ساز
محدویت دفعات ندارد
مدت ندارد
تحریک
تحریک در مردها غدهٔ پروستات
تحریک در زن‌ها اسفنج میان‌دوراه
سلامت و ایمنی
بیماری محتمل در صورت آلودگی مشکلات دهانه مقعد
دیدگاه علم پزشکی مورد قبول
دیدگاه علم روانشناسی ارگاسم
ادیان
دیدگاه اسلام بر اساس استفتائاتی انگشت کردن زن در مقعد شوهر برای مالش پروستات از نظر شرعی جایز است.
دیدگاه مسیحیت نامعلوم
دیدگاه دیگر ادیان نامعلوم
پانویس

انگشت، انگول یا انگولک کردن نوعی رابطهٔ جنسی است که با ور رفتن دستی چوچوله، فرج، مهبل و مقعد به منظور برانگیختگی و تحریک جنسی انجام می‌شود. انگشت‌کردن ممکن است به تنهایی یک رابطهٔ جنسی را تشکیل دهد با بخشی از خودارضایی دوجانبه، عشق‌بازی و یا دیگر فعالیت‌های جنسی باشد که در این صورت با سکس دستی یعنی تحریک آلت تناسلی مردانه با دست شباهت پیدا می‌کند. این فعالیت‌ها تولید لذت جنسی می‌کنند، چه رابطهٔ جنسی کامل (با دخول) ممکن یا دلخواه باشد و چه نباشد.

انگشت کردن در مقعد [ویرایش]
اثر کیتاگاوا اوتامارو نقاش ژاپنی، ۱۷۹۹

انگشت کردن در مقعد به دلیل وجود تعداد زیاد پایانه‌های اعصاب محیطی در ناحیهٔ مقعد می‌تواند لذت‌بخش باشد. همچنین انبساط ماهیچه‌های اسفنکتر مقعد در هنگام فرو بردن انگشت می‌تواند لذت مضاعفی تولید کند.

یک روان‌ساز باکیفیت هم برای افزایش حساسیت‌پذیری لذت‌بخش و هم برای کمک به فرورفتن انگشت توصیه می‌شود. بعضی افراد ترجیح می‌دهند تا فقط حلقهٔ بیرونی دور مقعد تحریک شود، در حالی که دیگران میل دارند این عمل با وارد کردن یک یا چند انگشت به داخل مقعد همراه شود. انگشت‌کردن مقعد هم می‌تواند به تنهایی یک کنش جنسی باشد و هم پیش‌درآمدی برانگیزنده برای انجام آمیزش مقعدی در پی آن. انگشت‌کردن مقعدی می‌تواند شخص انگشت‌شونده را تحریک جنسی کند، موجب شود تا ماهیچه‌های مقعد شل شده و برای ورود آلت جنسی مردانه یا هر وسیلهٔ جنسی دیگری آماده شوند.

انگشت کردن در مقعد همچنین روش مؤثری برای تحریک غدهٔ پروستات است و از این طریق می‌تواند انگشت‌شونده را به ارگاسم برساند. در زنان نیز انگشت‌کردن در مقعد می‌تواند به تحریک اسفنج میان‌دوراه منجر شود.

در مذهب [ویرایش]

بر اساس استفتائاتی که از علی سیستانی، علی خامنه‌ای، ناصر مکارم شیرازی و مهدی هادوی تهرانی، فقهای شیعه شده، انگشت کردن زن در مقعد شوهر برای مالش پروستات از نظر شرعی جایز است.[۱]


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:53  توسط armin  | 

آمیزش جنسی دهانی

آمیزش جنسی دهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
سکس دهانی
BW BJ.jpg
ویژگی‌ها
اعضا مرتبط اندام جنسی و دهانشان
محدویت دفعات ندارد
تحریک
سلامت و ایمنی
بیماری محتمل در صورت آلودگی کلامیدیا، پاپیلومای انسانی، سوزاک، زونا، هپاتیت و سایر بیماری‌ها مانند HIV یا ایدز
ادیان
پانویس
پانویس نامهای مصطلح این نوع آمیزش در زبان فارسی به ترتیب، «ساک زدن» و «لیس زدن»
مردی در حال تحریک اندام جنسی زن
زنی در حال تحریک اندام جنسی مرد
یک نقاشی دیواری مربوط به دوران امپراتوری روم، یک مرد را در حال تحریک اندام جنسی زن بوسیله سکس دهانی نشان می‌دهد.


سکس دهانی (در انگلیسی: Oral sex) نام نوعی از آمیزش جنسی است که در آن مرد برای زن و یا زن برای مرد و یا هر دو به طور همزمان اندام جنسی طرف مقابل را به وسیله دهانشان تحریک می‌کنند.

در آمیزش جنسی دهانی، اعضای دهان و حلق از جمله زبان، دندان‌ها و حلق در تحریک اندام جنسی طرف مقابل نقش دارند.

در اصطلاح علمی به آمیزش جنسی دهانی که از سوی زن برای مرد انجام شود، Fellatio و عملی مشابهی که از سوی مرد بر روی زن انجام شود، Cunnilingus نامیده می‌شود. نامهای مصطلح این نوع آمیزش در زبان فارسی به ترتیب، «ساک زدن» و «لیس زدن» است.

ریسک بیماری [ویرایش]

بیماری‌های آمیزشی مانند کلامیدیا، پاپیلومای انسانی، سوزاک، زونا، هپاتیت و سایر بیماری‌ها مانند HIV یا ایدز می‌توانند از طریق آمیزش دهانی انتقال پیدا کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:51  توسط armin  | 

تحریک دهانی نوک پستان

تحریک دهانی نوک پستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تحریک دهانی نوک پستان
Oral nipple stimulation.png
تحریک توسط زبان زدن به نوک سینه زن
ویژگی‌ها
اعضا مرتبط نوک پستان‌های زن با زبان و دهان شریک جنسی
تحریک
سلامت و ایمنی
ادیان
پانویس
پانویس بعضی از زنان نیز قادرند تنها با تحریک نوک پستان خود به ارگاسم برساند که این عمل ارگاسم پستان نامیده می‌شود

تحریک دهانی نوک پستان یکی از فعالیت‌های جنسی انسان است که در آن یک شخص نوک پستان‌های فرد دیگر را با زبان و دهان خود تحریک می‌کند. شخص تحریک کننده ممکن است این عمل را با مکیدن، لیس زدن و یا گاز گرفتن نوک پستان طرف مقابل انجام دهد. این عمل می‌تواند توسط افراد مختلف با جنسیت‌های متفاوت انجام گیرد. بعضی‌ها قادر به انجام تحریک نوک پستان خود هستند. بعضی از زنان نیز قادرند تنها با تحریک نوک پستان خود به ارگاسم برساند که این عمل ارگاسم پستان نامیده می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:50  توسط armin  | 

نزدیکی پستانی

نزدیکی پستانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نزدیکی پستانی
Wiki-mam-intcs.png
تصویری از عمل جنسی سکس پستانی
ویژگی‌ها
اعضا مرتبط آلت مردانه مابین پستان‌های زن قرار گرفته
زمان انجام به عنوان بخشی از اعمال سکسی در طی یک معاشقه
محدودیت دیگر با زنانی که سینه کوچک دارند قابل انجام نیست.
تحریک
سلامت و ایمنی
بیماری محتمل در صورت آلودگی امن
ادیان
پانویس


نزدیکی پستانی نام عملی جنسی است میان زن و مرد که در آن آلت مردانه مابین پستان‌های زن قرار گرفته و عمل نزدیکی صورت می‌گیرد.

این عمل تنها در صورتی قابل انجام است که زن سینه هایی بزرگ و گرد داشته باشد و با زنانی که سینه کوچک یا افتاده دارند قابل انجام نیست. این عمل معمولاً به عنوان بخشی از اعمال سکسی در طی یک معاشقه صورت می‌گیرد و انجام سکس تنها به صورت نزدیکی پستانی تا انزال معمول نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:49  توسط armin  | 

انزال زنان

انزال زنان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

انزال زنان به عمل دفع مایع از فرج زنان که همراه با لذت هست گفته می‌شود. طبق آمار حدود ۴۰ درصد خانم‌ها بهنگام ارگاسم مایعی از پیشابراه خوددفع می‌نمایند.نظرغالب براین است که تحریک نقطه جی (به انگلیسی: G-Spot) می‌تواند به دفع مایع بهنگام ارگاسم منجرشود. البته برخی از دخترها حتی با سکس دهانی و یا تحریک دست هم می‌توانند چنین مایعی دفع کنند و مقدار مایع دفع شده از چند قطره تا چند قاشق متغیراست. آنچه مسلم است این است که این مایع حاوی مقادیر زیاد ادرار نبوده و ترکیب آن مشابه ترشحات پروستات در مردان است. این مایع بهنگام خروج گرم، چسبنده و کمی تیره رنگ است و تحقیق در مورد منشاء این مایع و این موضوع که چرا فقط عده‌ای از زن‌ها قادر به انزال هستند ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:48  توسط armin  | 

اوج لذت جنسی

اوج لذت جنسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اوج لذت جنسی یا اُرگاسم، حالت فرح‌بخش روانی و جسمانی است که در اثر تحریک جنسی به دست می‌آید و در مردان با انزال همراه است. به هنگام ارگاسم ماهیچه‌های لگنی منقبض شده و رعشه‌های خفیفی در بدن زن و مرد روی می‌دهد.[۱]

پس از ارگاسم مرحله آرامش آغاز می‌شود که طی آن بدن سست شده و به حالت عادی بازمی‌گردد.[۲]



رسیدن به ارگاسم [ویرایش]

ساده‌ترین راه برای رسیدن به اوج لذت جنسی، تحریک مستقیم یا غیرمستقیم آلت تناسلی مرد و آلت تناسلی زن است. این تحریک می‌تواند به‌وسیلهٔ سکس، خودارضایی، آمیزش مقعدی، سکس دهانی و یا با استفاده از ابزارآلات جنسی صورت گیرد.[۳] تحریک جنسی زن می‌تواند موجب تنگتر شدن قسمت داخلی رحم و سفت شدن نوک سینه‌ها و در مردان نعوظ، ترشح آب دهان و افزایش میزان تنفس شود.


ارگاسم در مردان [ویرایش]

نوشتار اصلی: ارگاسم در مردان


تحریکات جنسی و اروتیکی سبب ساز تغییرات گسترده‌ای در بدن می‌شود. زمانی که زن و مرد در اثر کنش جنسی تحریک می‌شوند، تپش قلب دو جنس سریعتر می‌شود و فشار خون در بدن افزایش می‌یابد. این افزایش در اندام تناسلی مردان موجب بزرگتر شدن آلت مردانه و سفت شدن بدنه آن می‌شود که نعوظ ( شق کردن ) نامیده می‌شود. همچنین افزایش ترشح تستسترون (هورمون جنسی مردانه)، اندورفین (ترشحات عصبی ضد درد) که کارکردی مشابه تریاک دارند، اکسی توسین و وازوپرسین ( هورمون‌هایی که علاقه به روابط اجتماعی را افزایش داده و به ایجاد اعتماد میان افراد کمک می‌کند.) در خون موجب بالا رفتن احساس خوشی و ایجاد تنشهای مثبت عصبی می‌شود. رفته رفته این تغییرات در جریان مداوم سکس و عمل جنسی اوج لذت و یرانگیختگی را موجب می‌شود به ناگاه این تحریکات و تنش‌ها فروکش می‌کند. این حالت را اصطلاحا ارگاسم یا اوج لذت جنسی می‌نامند که معمولاً چند ثانیه دوام دارد. در هنگام ارگاسم مرد, انزال (خروج منی ) صورت می‌گیرد. زمان نهفتگی ارگاسم در مردان معمولاً بسیار کوتاهتر از زنان است.( برخی تحقیقات نشان می‌دهد ۷۵ درصد مردان در کمتر از دو دقیقه از آغاز سکس به ارگاسم می‌رسند.).

برای رسیدن مردان به ارگاسم تحریکاتی که بر روی آلت مرد همانند عمل دخول در واژن و یا مقعد و یا تحریکاتی که به وسیله زن روی آن انجام می‌گیرد (نوازش و مکیدن)، نقش به سزایی دارد.

انزال [ویرایش]

امکان انزال در مردان از سن بلوغ اغاز می‌شود. در نواحی گرم‌سیری این سن کمتر واز حدود ۱۲ سالگی است. در مناطق معتدل و سردسیری از حدود سن ۱۵ تا ۱۷ سالگی اغاز می‌گردد.[نیازمند منبع]

انزال علاوه بر آمیزش جنسی یا خودارضایی می‌تواند به‌هنگام خواب (معمولاً در اثر دیدن خواب‌های تحریک برانگیز و سکسی) نیز صورت بگیرد. انزال با خروج منی صورت می‌گیرد.

این مایع غلیظ که از آب، پروتئین ودرصد ناچیزی نمک، آلکالین (ماده‌ای تلخ مزه با اثر آرامبخش که در برخی گیاهان دارویی وجود دارد)، فروکتوز ( نوعی قند که در برخی میوه‌ها وجود دارد )و برخی املاح مانند روی تشکیل شده به میزان ۲ تا ۵ میلی‌لیتر از طریق آلت تناسلی از بدن مرد خارج می‌شود.

در مردها بعد از انزال بدن سست شده و احساسی دست می‌دهد که معمولاً چشمانشان را می‌بندند و بلافاصله بعد از انزال عمل ادرار کردن به خوبی صورت نميگيرد، زيرا دريچه پروستات به شکل خودکار کمی باز و بسته می‌شود.


ارگاسم در زنان [ویرایش]

نوشتار اصلی: ارگاسم در زنان


ارگاسم در زنان از فرایند پیچیده تری نسبت به مردان پیروی می‌کند، به همین دلیل زمان بیشتری می‌برد تا یک زن به اوج لذت جنسی و ارگاسم برسد (به طور میانگین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه). ارگاسم در زنان طی یک روند اوج گیری و یک روند تخلیه دارد، به طوری که زمان خاصی برای بوجود آمدن آن نمی‌توان مشخص کرد و ممکن است زمان آن تا یک دقیقه طول بکشد. درحالی که نشانه ارگاسم مردان انزال و خروج منی است.

در بیشتر زنان حساس‌ترین عضو به تحریک جنسی کلیتوریس (چوچوله)است که لمس آن بیشترین نقش را در فراهم آوردن لذت جنسی برای زنان دارد. بسیاری از زنان به ویژه زنان طبقات پائین در کشورهای جهان سوم تاکنون تجربه رسیدن به ارگاسم را نداشته‌اند و بسیاری از ناراحتیهای روحی نیز می‌تواند توان ارگاسم را از زنان سلب کند.

رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان فرایند بسیار پیچیده‌تری نسبت به ارگاسم در مردان دارد. تحریک برخی از نقاط بدن همچون واژن، چوچوله یا کلیتوریس، نوک پستان‌ها و یا مقعد زن می‌توان به ارگاسم منتهی شود.

ارگاسم در زنان طی یک روند اوج گیری و یک روند تخلیه صورت می‌گیرد، به شکلی که مدت زمان خاصی را نمی‌توان برای رسیدن به آن مشخص کرد. مدت زمان رسیدن زنان به ارگاسم از ده تا بیست دقیقه بین اشخاص مختلف متغیر است. عموماً این عمل با جمع‌شدگی عضلات همراه است.

لوله واژن به طور ریتمیک شروع به منقبض شدن می‌کند. همچنین انقباض غیرارادی اسفنکتر مقعد نیز در این مرحله پیش آمده و تعداد نبض و میزان فشار خون بالا می‌رود. افزایش انقباض عضلات و پر شدن سیاهرگ مهبل از خون موجب رسیدن به اوج لذت جنسی می‌شود. همچنین باید در نظر گرفت ارگاسم نمی‌تواند به زور صورت پذیرد، این بازتاب‌ها به طور طبیعی اتفاق می‌افتند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:48  توسط armin  | 

خودارضایی

خودارضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خود ارضایی)
خودارضایی
Taric Alani Cum shot.jpg
خودارضایی یک مرد
ویژگی‌ها
نوع فعالیت همانند سازی آمیزش جنسی
اعضا مرتبط آلت جنسی
ابزار مورد نیاز شخص از سوی خودش و یا آلات مصنوعی و ابزارهای ماشینی و برای افزایش لذت از مایعات یا آب دهان استفاده می‌شود.
تحریک
تحریک در مردها این عمل با افزایش زمان انزال و کنترل بیشتر آن، در رابطهٔ جنسی مفید خواهد بود و در سنین بالای ۵۰ سال بخاطر دفع عوامل بیماری‌زا از داخل پروستات از بروز بیماری پیشگیری می‌کند
تحریک در زن‌ها خودارضایی در اکثر زنان باعث کاهش فشارهای عصبی قبل از قاعدگی می‌شود
سلامت و ایمنی
روش ایمن بسیاری از خطرات روابط جنسی دوطرفه و بیماری‌های مقاربتی را دربر ندارد
دیدگاه علم پزشکی از لحاظ پزشکی هیچ مدرکی وجود ندارد که خودارضایی چه از لحاظ جسمی یا روحی روانی مضر باشد
دیدگاه علم روانشناسی در گذشته خودارضایی گونه‌ای از انحراف جنسی و ذهنی تلقی می‌شد.
ادیان
دیدگاه اسلام اهل سنت:برخی آن را در تمام اشکال و موارد حرام می‌دانند، برخی در مواردی آن را مجاز می‌شمارند و برخی آن را مکروه می‌دانند
شیعه:خودارضایی به طور کامل و در تمام اشکال آن حرام می‌باشد
دیدگاه مسیحیت از نظر کلیسای پروتستان، یک سیر طبیعی از سیکل جنسی افراد است. از نظر کلیسای کاتولیک، در پاره‌ای موارد مجاز است.
دیدگاه دیگر ادیان در آیین تائویسم، مردان از خودارضایی منع شده‌ند و
پانویس
پانویس در ادبیات فارسی، استمنا دستمایهٔ هزل‌گویی شده‌است

خودارضایی یا جَلْق زدن (همچنین اِستِمناء برای مردان و استِشهاء [۱] برای زنان) از روش‌های ارضای میل جنسی است، این عمل با انگیزش و تحریک اندام جنسی شخص از سوی خودش و یا آلات مصنوعی و ابزارهای ماشینی نیز که آمیزش جنسی را همانندسازی می‌کنند، انجام می‌گیرد و معمولاً انجام آن تا رسیدن به اوج لذت جنسی ادامه پیدا می‌کند که در مردان همراه با بیرون پاشیدن منی و در زنان بصورت اسپاسم (سفتی عضلانی) همراه با لذت شدید در ناحیهٔ مهبل می‌باشد. [۲] جلق‌زدن را عموماً انجام این عمل توسط خود شخص در نظر میگیرند اما تحریک آلت توسط فردی دیگر البته بدون آمیزش جنسی (معمولاً با دست) را نیز جلق‌زدن گویند.[۳] تقریباً ۶۰ تا ۹۰ درصد پسران نوجوان و ۴۰ درصد دختران خودارضایی میکنند. خودارضایی به عنوان روشی سالم، طبیعی و ایمن‌ در نظر گرفته می‌شود که بسیاری از خطرات روابط جنسی دوطرفه و بیماری‌های مقاربتی را دربر ندارد. [۴]


دلایل خودارضایی

یکی از خدایان یونان باستان در حال خودارضایی، اثری مربوط به قرن ششم پیش از میلاد

علاوه بر احساس لذت جنسی، خودارضایی برای رهایی از تنش‌های جنسی به‌خصوص در زمانی که شریک جنسی در دسترس نیست انجام می‌شود. خودارضایی گاهی به منظور رفع اضطراب و رسیدن به آرامش صورت می‌گیرد. در نوجوانان گاهی خودارضایی با هدف کنجکاوی در خصوص دستگاه‌های تناسلی اجرا می‌شود. خودارضایی همچنین گاهی با هدف پیشگیری از انتقال بیماری‌های مقاربتی و همچنین پیشگیری از بارداری صورت می‌گیرد. گاهی در برخی نارسایی‌های جنسی توسط پزشک نیز استمناء تجویز می‌شود.[۲] [۵]

تأثیر بر سلامتی

دختری نیمه‌عریان در حال تحریک آلت تناسلی.

در گذشته خودارضایی گونه‌ای از انحراف جنسی و ذهنی تلقی می‌شد. اما اکنون از لحاظ پزشکی هیچ مدرکی وجود ندارد که خودارضایی چه از لحاظ جسمی یا روحی روانی مضر باشد[۴]؛ با این وجود، این باور ریشه‌دار که خودارضایی باعث عوارضی همچون مشکلات عصبی، سیاهی دور چشمها، قوس کمر، کوری، سکتهٔ قلبی، مشکلات جنسی، یا لرزش دست می‌شود هنوز در میان بسیاری از عوام شایع است.[۶] امروزه متخصصان، خودارضایی را گونه‌ای از فعالیت جنسی می‌دانند که طبیعی، سالم، مطلوب و امن است. تنها هنگامی خودارضایی می‌تواند مشکل‌ساز شود که فرد را از برقراری رابطهٔ با شریک جنسی‌اش باز دارد.از نظر دکتر سعید نجفی خود ارضائی هیچ گونه ضرر جسمی ندارد، بلکه برای تخلیه انرژی لازم است.[۲]

بنا بر نظر اکثریت پزشکان و بر خلاف باور عموم، از لحاظ پزشکی خودارضایی چه در مردان چه در زنان، در صورت میانه‌روی هیچ عارضهٔ خاصی در بدن ایجاد نمی‌کند و می‌تواند نوعی از رفتار جنسی فرد محسوب شود و به حفظ سلامت جنسی انسان کمک کند.[۷] [۲] خودارضایی در ریزش مو، به وجود آمدن آکنه و ضعف منی و نطفه شخص بی‌تاثیر است.[۸] همچنین استمناء در ظاهر فرد تاثیرگذار نیست.[۵] خودارضایی همچنین به خودی خود هیچ مشکل روانی و ذهنی ایجاد نمی‌کند. [۹] خودارضایی باعث برطرف شدن افسردگی می‌شود و به بالابردن اعتماد به نفس شخص کمک میکند.[۴] خودارضایی در ضعف بینایی و بطور کلی تحلیل قوای جسمانی هیچ نقشی ندارد.[۱۰] تنها چندین بار خودارضایی متوالی میتواند باعث ایجاد خستگی به مدت حدودا یک روز شود. همچنین در جوامعی که خودارضایی گناه محسوب می‌شود و دیدگاه بدی در مورد آن در بین عوام وجود دارد، خودارضایی میتواند بطور تلقینی باعث احساس ندامت، پشیمانی و گناه شود. [۴]

خودارضایی در اکثر زنان باعث کاهش فشارهای عصبی قبل از قاعدگی می‌شود. علاوه بر آن خودارضایی در زنان می‌تواند در اینکه چطور به ارگاسم برسند کمک کند. در مردان این عمل با افزایش زمان انزال و کنترل بیشتر آن، در رابطهٔ جنسی مفید خواهد بود.[۵] خودارضایی خصوصا در روابطی که یکی از شرکای جنسی خواهان سکس بیشتری است میتواند مفید واقع شود.[۴] البته زیاده‌روی بیش از حد در استمناء (بیشتر از ۲۰ [۱۱] بار در ماه) می‌تواند در مردان از عوامل سرطان پروستات در آینده محسوب شود.[۱۲] [۱۳] اما از طرفی استمناء مرتب خصوصاً در سنین بالای ۵۰ سال[۱۱] بخاطر دفع عوامل بیماری‌زا از داخل پروستات از بروز این بیماری پیشگیری می‌کند.[۱۴]

در سال ۲۰۰۳ یک گروه تحقیقاتی ِ استرالیایی با سرپرستی ِ گراهام گیلز از انجمن سرطان استرالیا[۱۵] به این نتیجه رسیدند که خودارضایی به طور مکرر، احتمال ابتلا به سرطان پروستات در مردان را کاهش می‌دهد. مردانی که در دههٔ سوم زندگی خود (۲۰ تا ۳۰)، به طور متوسط ۵ بار یا بیشتر در هفته انزال داشتند، به طور قابل توجهی با خطر کمتر ابتلا به سرطان پروستات روبرو بودند. با این وجود این آزمایش‌ها نتوانستند ارتباط عِلّی مستقیم بین این دو را نشان دهند. این پژوهش همچنین نشان داد که افزایش تعداد دفعات انزال از طریق خودارضایی در مقایسه با افزایش انزال‌های ناشی از آمیزش جنسی برای افراد مذکر سودمندتر است. زیرا آمیزش جنسی با خطر ابتلا به بیماری‌های آمیزشی همراه است که این خود می‌تواند خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهد. البته این مزیت به سن افراد نیز بستگی دارد. تحقیقی دیگری در سال ۲۰۰۸ نشاان داده که انزال‌های مکرر بین سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی می‌تواند با خطر بیشتر ابتلا به سرطان پروستات همبستگی (و نه رابطهٔ علی) داشته باشد. اما در همین تحقیق معلوم شد که انزال‌های مکرر در دههٔ ششم (۵۰ تا ۶۰) زندگی فرد، می‌تواند با خطر کمتر ابتلا به سرطان پروستات همبستگی داشته باشد.[۱۶]

استمنا یک یا دو بار در هفته همچنین می‌تواند باعث افزایش تولید گلبول‌های سفید خون در مردان شود و از این طریق سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد. [۱۷]

در زنان، این باور عامی که خودارضایی رسیدن به ارگاسم را کند میکند یا باعث مختل‌شدن یا کم‌شدن لذت جنسی در آنها میشود صحت ندارد. حتی مشاهدات نشان می‌دهد زنانی که خودارضایی میکنند از آنجا که مناطق حساس جنسی خود را بهتر درک کرده‌اند با هدایت‌کردن شریک جنسی خود زودتر و بهتر به اوج لذت جنسی می‌رسند.[۴]

در افراد مذهبی و جوامعی که خودارضایی در آن مذموم است در فرد ممکن است در طی خودارضایی یا پس از آن احساس ندامت یا انجام گناه دست دهد[۴]. اما از طرفی خودارضایی باعث بهبود خواب فرد و کاهش استرس میشود. این عمل همچنین سبب بهبود حس احترام به نفس در شخص میگردد و با افزایش ترشح اندروفین در مغز، فرد سلامتی روحی و جسمی را احساس میکند.[۱۸]

روش‌ها

در مردان
گرچه روش انجام خودارضایی فرد به فرد متفاوت است اما عموماً با در دست نگه داشتن آلت بصورت تقریباً محکم در دست و حرکت دست به سمت جلو و عقب و گاهاً همراه با خیال‌پردازی انجام می‌شود. روش دیگری که عمومیت کمتری دارد مالیدن آلت به سطوح صاف و نرم مثل بالش یا تشک است. استفاده از ابزارآلات ساختگی یا وسایل سکس نیز متداول است. تمامی این رفتارها تا رسیدن به ارگاسم ادامه پیدا میکند. [۴]تمرکز بیشتر روی کلاهک آلت تناسلی و سرعت انجام عمل، سرعت رسیدن به ارگاسم را افزایش می‌دهد. برای افزایش لذت و همچنین برای کاهش اصطکاک معمولاً از مایعات یا آب دهان استفاده می‌شود. [۱۹]

یک زن در حال خودارضایی

در زنان
در زنان خودارضایی اغلب از طریق مالش یا ضربه بر روی آلت زنانه خصوصاً چوچوله و لب‌های فرج انجام می‌شود. همچنین فرو کردن انگشت یا جسم خارجی در مهبل، تحریک سینه‌ها و نقطهٔ جی از طریق مالش، فشار، کشش عضلانی و خیال‌پردازی نیز می‌تواند در کنار هم بکار گرفته شود. [۲۰] استفاده از جریان فشار آب بر روی چوچوله نیز یکی از روش‌های مرسوم خودارضایی در زنان است. برخی از زنان حتی با فشار شدید هر دو پا به هم میتوانند تحریک شوند.[۲۱] برای برخی زنان خودارضایی تنها راه رسیدن به ارگاسم است.[۴]

خودارضایی از نظر ادیان

اسلام

دیدگاه اهل سنت: اهل سنت نظرات متفاوتی را در مورد خودارضایی دارند. برخی آن (علمای شافعی و مالکی) را در تمام به طور کلی حرام می‌دانند، برخی (تابعین) در آن را کاملا مجراز می‌شمارند و سرانجام گروهی دیگر (حنفی و حنبلی) مواردی آن را مجاز می‌شمارند که شخص مجرد باشد و و در صورت عدم انجام ترک ارتکاب زنا داشته باشد. [۲۲] [۲۳]

دیدگاه شیعیان: از نظر شیعیان خودارضایی به طور کامل و در تمام اشکال آن حرام می‌باشد. حتی به اعتقاد برخی مراجع دینی، خودارضایی از «گناهان کبیره‌» است.[۲۴] [۲۵][۲۶] با این حال بنا بر فتوای اکثر مراجع اگر استمنا به دست همسر شخص انجام شود گناه به حساب نمی‌آید. [۲۷]

تائویسم

در آیین تائویسم، مردان از خودارضایی منع شده‌ند. زیرا با اعتقاد به منابع انرژی در شکم تحتانی، استمنا بدن را از انرژی تخلیه و مانع از ادامهٔ حیات هارمونیک می‌شود. همچنین بر پایه دستورات این آئین، خودارضایی زنان باعث کاهش عمر و امراض لاعلاج در آنان می‌شود.[۲۳]

مسیحیت

دیدگاه کاتولیک‌ها: از نظر کلیسای کاتولیک، در پاره‌ای موارد، برای شناخت بدن و احساسات جنسی، آن را مجاز می‌شمارند.[۲۳]

دیدگاه پروتستان‌ها: به عقیدهٔ پروتستان‌ها، خودارضایی یک سیر طبیعی از سیکل جنسی افراد است و این امر مانع از روابط جنسی‌ای مانند همجنس‌گرایی می‌شود که از نظر کلیسای پروتستان «غیرمجاز» است.[۲۳]

یهودیت

خودارضایی در شریعت یهود، به طور کامل منع نمی‌شود و عملی توأم با سلامتی و نشاط‌ آوری تلقی می‌گردد؛ اما در برخی شاخه‌های مذهبی، آن خودارضایی جنس مذکر ممنوع است.[۲۳]

خودارضایی در متون ادبی

در ادبیات فارسی، استمنا دستمایهٔ هزل‌گویی شده‌است، چنان که عبید زاکانی ترجیع‌بندی در هفت‌بند با بیت ترجیع «جلق می‌زن که جلق خوش باشد/جلق در زیر دلق خوش باشد» سروده‌است.[۲۸] خود او در رسالهٔ تعریفات، جلق را «دستگیر مفلسان» خوانده‌است و در پند سی‌وسوم رسالهٔ صدپند گفته‌است: «جلق‌زنی را به از غرزنی دانید.»[۲۹] گاه در هزل‌های شاعران استمنا به عنوان گزینهٔ سوم —دوگزینهٔ دیگر جماع از پس و جماع از پیش است — مطرح است. زمانی بهترین گزینه دانسته می‌شود: «جوانا برو جلق زن گوش دار / سخن‌های پیران مشکین نفَس//کُس و کون مگا کآن و این هر زمان/بگندد ز پیش و ببوید ز پس»[۳۰] و گاه از روی ناچاری‌است: «کس و کون چون به دست مِی‌ناید/جلق بر هر دو اختیار کنیم».[۳۱] گاه نیز در مطلوبی گزینهٔ دوم است. چنان که ایرج میرزا در عارف‌نامه در مذمّت لواط می‌گوید: «بوَد کون‌کردن اندر رأی کُس‌کُن / چو جلقی لیک جلقِ با تَعَفّن»[۳۲] سعدی نیز ضمن حکایتی در هزلیات از قول مردکی که آب پشت (منی) به دشت می‌ریخت گفته‌است: «باری چو گناهکار می‌باید بود/هم در کف پاک، به که در کون پلشت»

از مفاهیم تکرارشونده در ادبیات هزلی، جلق‌زدن به یاد یار است. عبید در رسالهٔ تعریفات در تعریف نعم‌الجنه چنین گفته‌است «آنکه چشم به هم گذارد و به یاد پسر یا دختری جلق زند».[۳۳] سوزنی سمرقندی در نقیضه‌ای با مطلع «منم که سر حمدان عقیق در یمنم / به سرخ‌کیری کس نیست همچنان که منم» به جلق زدن با یاد یار از شب تا صبح اشاره می‌کند و می‌گوید «جمال و مفتخر بلخ بامی آنکه ز شام / به یاد او همه شب تا به صبح جلق زنم».[۳۴] در رسالهٔ دلگشا نیز حکایتی طیبت‌آلود دربارهٔ عرب کوری که به یاد دختری سکینه نام استمنا می‌کرد آمده‌است.[۳۵]

در ادبیات هزلی فارسی به استفاده از آب دهان برای تسهیل استمنا اشاره شده‌است. سوزنی در مطلع شعری چنین می‌گوید: «امروز منم کیر و خدو کرده به کف بر / چونان زده‌ام جلق چو چخماق نجف بر».[۳۶] [خدو به معنی آب دهان است]. ذبیح بهروز در فصلی به نام «گندستان» از رسالهٔ طنزآلود معراج‌نامه، که با نام مستعار نویسنده (ابن دیلاق) در زمان رضاشاه به طور زیرزمینی انتشار یافت، نقیضه‌ای بر گلستان نوشته‌است. گندستان در جماع و استمناست. از جمله در دیباچه به استفاده از آب دهان برای استمنا اشاره کرده‌است «بنده همان به که به آب دهان/کار کند روز و شب و سال و ماه».[۳۷]

از اصطلاحاتی که در هزل‌های فارسی در معنای استمنا به کار می‌رود «مشت‌زدن» است. در معراج‌نامهٔ ابن دیلاق که ذکر آن رفت، آمده‌است: «ای کریمی که در بسیط زمین / همه‌جا عبد مشت‌زن داری / یا تو هم مشت می‌زنی چون ما / یا که چون دیگران تو زن داری»[۳۸]

در فرهنگ دهخدا برای واژه جلق از قول فرهنگ نظام نقل شده‌است که این لفظ در عربی بمعنی سر تراشیدن و سنگ پراندن با منجنیق است و در فارسی بطور مجاز و تشبیه به سر تراشیدن و استمناء استعمال شده چه در سر تراشیدن هم سر را باید تر کرد و مالید تا مو بخیسد.[۳۹]

خودارضایی در دیگر جانداران

‫خودارضایی در بسیاری از گونه‌های دیگر از حیوانات ِ وحشی گرفته تا حیواناتی که در اسارت بسر می‌برند نیز‬ ‫مشاهده شده‌است.[۴۰] [۴۱] هرچند که خودارضایی در همهٔ پستانداران دیده می‌شود اما در هیچ جانوری تعداد دفعاتِ خودارضایی در زنان بیشتر از مردان نیست.[۴۲]

نگه‌دارندگان اسب‌های نر خودارضایی برای آن‌ها را لازم می‌دانند و جلوگیری از خودارضایی اسب‌های نر بوسیلهٔ ابزارها را نادرست می‌دانند.[۴۳]

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:45  توسط armin  | 

 
Top java codes